تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
.
.
color=#000000>     این مورد را جدی بگیرید!     گفتگوی اصغر فرهادی با ایسنا      تغییر 180 درجه ای یک رویکرد     محمود اربابی و محمدرضا جعفری جلوه : درباره الی خردادماه اکران می شود      ماجرای یک هوچی گر...      ستایش دیوید بوردول از درباره الی ؛ درباره الی شایسته ی یک پخش جهانی فوری است      پرونده درباره الی در صنعت سینما     
جمعه دهم خرداد 1387
ستایشنامه هوشنگ گلمکانی برای گلشیفته -به همراه بیوگرافی کامل او

برای این روز مانده بودم چه بنویسم و صد در صد مطلبی که می نوشتم توان تبیین بازیهای درخشان این بازیگر را نداشت تا به یا یا دداشت فوق العاده هوشنگ گلمکانی در مورد گلشیفته در بهار ۱۳۸۶ در ماهنامه فیلم افتادم گلمکانی از نظر من یک از بهترین نقد نویسان ایرانه و کم پیش میاد که از بازیگری تعریف کنه ( افرادی مثل کیانیان -انتظامی و شیکبایی تا به حال شامل این تعریف ها شده اند) و حالا او یک صفحه کامل از گلشیفته تمجید کرده که کم حرفی نیست و مطمئننا قلم هوشنگ گلمکانی و نوشته زیبای او از هر چیزی برای این روز بهتر است با مصایب فراوان از تو آرشیو مجلاتم این مقاله را پیدا کردم و فقط مانده بود تایپش که به مناسبت این روز با سختی هایی انجام شد. 

میمچه خانم جغله بازیگوش عاشق کش باغ دماوند در درخت گلابی که آن همه محمود نوجوان حساس عاشق نازک دل را بی آنکه قصدش را داشته باشد حسرت داد و چزاند ، حالا برای خودش خانمی شده که نگو و نپرس–و البته برای سینمای ایران- .او حالا جزو ستاره های این سینماست نه از آن ستاره هایی که حضورشان ممکن است موفقیت اقتصادی فیلمی را تضمین کند و تهیه کننده ها برای فروش بیشتر به سراغش بروند اما بازی او در هر فیلمی بی تردید بار کیفیت هنری فیلم را بیش تر می کند و این حاصل وزن و وقار و اعتباری است که او طی همین هفت هشت ده سال پیدا کرده و تازه هنوز 23 سالش است و کلی وقت و آینده پیش رویش .این وزن و اعتبار ،پس از آن شروع نوید بخش و درخشان ، در حالی به دست آمده که گلشیفته گام های بعدی را چندان سنجیده برنداشت .البته از آن میان هفت پرده که اصلا به نمایش عمومی در نیامد ،زمانه ندیدنی از کار درآمد و جایی دیگر هم در واقع نادیده ماند و فیلمی برای فراموش شدن .اما بوتیک نقطه چرخش او بود که چند اتفاق همزمان در آن افتاد هم یک فیلم اول قابل اعتنا بود که با وجود فروش نسبتا خوبش معلوم نشد چرا کارگردانش ناپدید شد ،هم محمد رضا گلزار یکی از معدود بازی های خوبش را در آن ارایه کرد ، و هم گلشیفته حساسیت های یک دختر تنها را در کلان شهر غریب با ظرافتی تاثیر گزار به نمایش گزاشت .اگر بخش عمده ای از شیرینی های میم درخت گلابی را می شد به حساب استادی مهرجویی گذاشت، بوتیک نقطه عطفی در کارنامه گلشیفته شد تا باور کنیم او بدون اتکا به کارگردان هایش هم بازیگری است توانا .

توی زبان فارسی وقتی می گویی فلانی" آرتیست " ، منظورمان چیزی فراتر از ترجمه این کلمه به معنای "هنرمند" است (البته در انگلیسی این کلمه را مترادف نقاش هم به کار می برند) منظور ذات و جنمی است با استعداد و خصوصیات خدادی ، آمیخته با چهره و حضور شیرین و دل پذیر ، رفتار و کلامی دل نشین ،توام با ظرافت و شیطنت.گلشیفته همه این ها را با هم دارد ، یک آرتیست به تمام معناست و پیداست که انجام وظیفه نمی کند ، از کارش لذت می برد .چهره کولی وش شرقی اش-که چشمان درشت سیاهی با برقی همیشگی در آنها ، ابرو های پهن و مشکی ، جعد موهای پیشانی و نوعی رها بودن شیرین کلام و حرکت از ویژگی های بارز آن است –با همان استعداد ذاتی اش در هم آمیخته و خوش بختانه ذهن پذیرنده و جستجوگری دارد . خوش به حال بهزاد فراهانی که چنین دختری دارد دختری که انگار نامش و چهره اش از میان همان آثار روستایی پدر بیرون آمده(و راستی این نام در یکی از همان نمایشنامه های او در دهه 1350 نبود؟).نقش او در اشک سرما یاد آور یکی از همان شخصیت های زنان جوان قدرتمند آثار پدر بود ، اما در داستانی متفاوت.گلشیفته در این فیلم نقش یک چوپان کرد را داشت که در سرمای شدید کوهستان و همراه یک سرباز ، مدتی در یک غار گرفتار می شود، نقشی بسیار دشوار در شرایطی سخت که گلشیفته برایش لهجه کردی را آموخت و خیلی مسلط و پر قدرت بازی اش کرد اتفاقا او پارسال هم برای نقشی کوتاه در نیوه مانگ لباس کردی پوشید و نا چار شد اصلا به زبان کردی حرف بزند به طوری که دیالوگ های او را فارسی زبان ها متوجه نمی شوند. او در این فیلم نقشی زمینی/ آسمانی دارد که در پانزده دقیقه پایانی وارد فیلم می شود و به تعبیری یک فرشته مرگ است و عنوان فیلم از نام این شخصیت گرفته شده است.نیوه مانگ به تعبیری متفاوت ترین نقشی است که گلشیفته بازی کرده ، اما با توجه به تعبیر هایی که برای این فیلم تراشیده اند ، با وجود نمایشش در خارج از کشور ، متاسفانه به جمع فیلم هایی پیوست که خود ایرانی ها از دیدنش محروم می مانند.

پیش از آن گلشیفته یک نقش شیرین دیگر هم در ماهی ها عاشق می شوند بازیکرد وقتی سر و لباسش را مرتب کرد و سینی غذا را دم در اتاق عزیز برد از چهره اش می شد خواند که دل خودش هم غنج رفته (گویا در فیلمنامه اولیه ، اصلا رابطه عاطفی بین عزیز و دختر جوان عشق قدیمی اش شکل می گیرد) ، اما در جایی با شوخی و خنده مادرتنهایش را تشویق می کند که به ندای قلبش پاسخ دهد ، چقدر هم شیرین و دوست داشتنی این کار را کرد.

در سال 85 گلشیفته دو فیلم روی پرده های عمومی داشت و یک فیلم در چشنواره او البته در گیس بریده هم کار خودش را کرد ، اما فیلم در اندازه های او نبود .میم مثل مادر که پس از سنتوری فیلمبرداری شده بود زودتر به نمایش عمومی در آمد و یکی از پرفروش ترین فیلم های سال شد گلشیفته در این ملودرام پر احساس نقش مادری را دارد با تاثیر هایی از بمب های شیمیایی زمان جنگ که هم به معلولیت فرزندش می انجامد و هم به نابودی خودش.در میم مثل مادر به شیوه باقی آثار کارگردانش ،لحظه ها و حس ها و کنش ها جلوه های تشدید شونده و فیزیکی دارند و این امر در بازی ها هم نمودی چشم گیر دارد .خود گلشیفته سپیده میم مثل مادر را مشکل ترین نقشی می داند که تا کنون بازی کرده به خصوص حفظ تداوم حسی در نماهای پراکنده صحنه های پر تنش فیلم : ((وحشتناک بود خیلی ازم انرژی گرفت سر یکی از تکرار های صحنه تلاش برای انداختن بچه ، اصلا بی هوش شدم.سر این فیلم اولین تارهای سفید توی موهایم پیدا شد و هر وقت یاد رنجی که بردم می افتم ، گریه ام می گیرد اما از نتیجه کار راضی ام درس بزرگی بود و فهمیدم دنیای بازیگری چقدر بزرگ است و من فقط یک گوشه را دیده ام و تجربه کرده ام .))

حتما می دانید که گلشیفته ذوق موسیقی هم دارد ، درس موسیقی خوانده و پیانو و ویولن می زند .او پس از پیانو زدن در سنتوری ،در میم مثل مادر از این تخصص و توانایی هایش در زمینه موسیقی استفاده کرد .جدا از صحنه هایی که خودش ویولن می زند یا آموزش می دهد ، صحنه پر شود تهییج و هدایت معلول ها هنگام اجرای ترانه ((هر عشقی می میرد))، بجز همان تحرک و شیرینی ذاتی گلشیفته که حاصل گلبول های موسیقیایی در خون او هست ، تاثیر میم مثل مادر جدا از کارگردانی اثر ، به میزان زیادی مرهون بازی پرقدرت اوست و بی حضور او ،این فیلم تبدیل به چیز دیگری می شد.

اگر ایثار سپیده در میم مثل مادر به قلب تماشاگران چنگ می اندازد ، انتخاب نهایی هانیه در سنتوری با عادت ها و انتظارهای تماشاگر ایرانی چندان تطابقی ندارد و شاید به همین دلیل بود که با وجود بازی خوب او –مثل همیشه-هانیه به عنوان یک زن امروزی ، به انداره بقیه نقش هایش واکنش نداشت ضمن این که در این فیلم ،علی شخصیت محوری است که با موقعیت های دل خراشش همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد: ((هانبه کاری می کند که مرد ایرانی انتظار ندارد .مردم انتظار دارند که او تا نهایتش ایثار کند ولی هانیه پس از مقداری تلاش راهش را از همسرش جدا می کند. )) نه سال پس از آغاز باشکوهی همچون درخت گلابی که جایزه بهترین بازیگری را نصیب او کرد ، گلشیفته بار دیگر در فیلم همان استاد آغازگر بازی کرد: ((حالا می فهمم که نحوه هدایت و کنترل آقای مهرجویی روی بازیگرانش چه قدر ظریف غیر مستقیم و نا محسوس است . سر درخت گلابی اصلا این را نمی فهمیدم . توی عالم خود بود و انگار داشتم خانه بازی می کردم و حتی گاهی دوربین را از یاد می بردم.بازی نمی کردم ، باورم این بود .سر سنتوری همه چیز برای من آگاهانه بود ، اما کنترل و هدایت غیر مستقیم مهرجویی همچنان وجود داشت .))

این روزها(اوئل سال 1386) گلشیفته مشغول بازی در فیلم جدید کمال تبریزی است : همیشه پای یک زن در میان است .بدون اینکه بدانیم داستان از چه قرار است ، خود این اسم و سابقه فیلم ساز به اندازه کافی کنجکاوی برانگیز هست ، اما گلشیفته را هم که اضافه کنیم چه می شود!!اگر به خود غره نشود ، بی محابا می توان این جوان 23 ساله را بازیگر بزرگی خواند که سینمای ایران باید قدرش را بداند ،و بیشتر هم خودش باید قدر خودش را بداند تا بتواند به همین سیر صعودی ادامه دهد .دختر شیرین سینمای ایران برای این سینما یک موهبت است.

 


كاملترين بيوگرافي از گلشيفته فراهاني :

گلشیفته فراهانی در( ۱۹ تیر ) ۱۳۶۲در( تهران) متولد شد. وی فرزند (بهزاد فراهانی) 3 و (فهیمه رحیم نیا)4، خواهر ( شقایق فراهانی )5، بازیگران سینما و تلویزیون است. او دانشجوی رشته موسیقی در دانشگاه جامع علمی کاربردی بوده است. بازی در سینما را در سال ۱۳۷۶ با فیلم درخت گلابی به کارگردانی ( داریوش مهرجویی )6 آغاز کرد.

در فیلم‌های ( درخت گلابی )7،(هفت پرده)8 ، ( زمانه)9 ، (دو فرشته)10 ، (جایی دیگر)11، ( بوتیک)12 ، (بابا عزیز)13 ، ( اشک سرما )14 ، (ماهی ها عاشق می شوند) 15،( به نام پدر)16 ، ( میم مثل مادر )17، (گیس بریده)18 ،( سنتوری )19 ، (دیوار)20 ،(همیشه پای یک زن در میان است) 21 ، به ایفای نقش پرداخته است.او جوان ترین بازیگری است که سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر را دریافت کرده است. درخت گلابی جایزه بهترین بازیگر نقش اول بخش بین الملل جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۷۶ رادر سن ۱۴ سالگی برایش به ارمغان آورد.

افتخارات :

برنده ي سيمرغ بلورين بهترين بازيگر بخش بين الملل جشنواره ي فيلم فجر، براي بازي در فيلم درخت گلابي - كانديداي دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازیگر نقش اول زن در جشنواره فيلم فجر سال ۸۲ ، به خاطر بازي در اشك سرما - بهترین بازیگر هشتمین دوره جشن (خانه سینما)، به خاطر اشك سرما - كانديدايي در همين دوره، به خاطر بازي در فيلم بوتيك - بهترین بازیگر زن جشنواره ي بزرگ سه قاره (نانت فرانسه)، به خاطر بازي در بوتيك - بهترين بازيگر زن سال ۸۳، براي بازي در بوتيك، به انتخاب منتقدان و سينمايي نويسان - سومين بازيگر زن سال ۸۳، براي بازي در فيلم اشك سرما - دو بار كانديدايي براي دريافت سيمرغ بلورين به خاطر بازي در فيلم هاي ديوار و هميشه پاي يك زن در ميان است، در جشنواره ي بيست و ششم فيلم فجر.

فیلم میم مثل مادر با هنرمندی وی، با استقبال فراوان تماشاگران و منتقدان مواجه شد. در این فیلم وی نقش مادری را بازی می کند که به دلیل استنشاق گازهای شیمیایی در جنگ ایران و عراق، صاحب فرزندی شده است که دچار مشکلات تنفسی است. ميم مثل مادر به صلاحديد تهيه كننده اش در جشنواره ي فيلم فجر و جشن خانه ي سينما شركت نكرد. وگرنه چه بسا يك تنديس زرين و سيمرغ بلورين ديگر به افتخارات كارنامه ي گلشيفته اضافه مي شد...

3- بهزاد فراهانی بازیگر و فیلمنامه نویس متولد اول بهمن ماه ۱۳۲۳ خورشیدی از روستای درمنک از توابع فراهان واقع در استان مرکزی می باشد. دوره هایی از تئاتر را در فرانسه گذراند و در کارگردانی، بازیگری و نویسندگی فارغ التحصیل شد. او فرزند دوم غلامرضا، همسر فهیمه رحیمیان و پدر شقایق فراهانی و گلشیفته فراهانی است که هر دو بازیگر سینمای ایران هستند.

4- بازیگر سینما که در فیلم زمانه نقش مادر گلیشیفته فراهانی را بازی کرد.

5- تاریخ تولد: 1351 - مدرک تحصیلی: دیپلم گرافیک از هنرستان هنرهای تجسمی و فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه آزاد اسلامی ، از کودکی همراه پدر و مادرش (بهزاد فراهانی و فهیمه رحیمی نیا) به بازی در تئاتر پرداخت. با حضوری کوتاه در فیلم لیلا به سینما آمد اما تنها در فیلم چتری برای دو نفر توانست توانایی های خود را به نمایش بگذارد. بازی او در این فیلم کاملا بر بازی بازیگران مقابلش - رضا کیانیان و هدیه تهرانی - برتری دارد. با بازی خوبش در فیلم پروانه در سطح بین المللی هم توانست موفق شود.

6- در سال ۱۳۱۸ تهران به‌دنیا آمد و تحصیلات مقدماتی را در تهران پشت سرگذاشت و بیست ساله بود که برای ادامهٔ تحصیل به آمریکا رفت. در سال ۱۳۴۴ ه.خ. از دانشگاه یو.سی.ال.ای در لوس آنجلس لیسانس فلسفه گرفت. در همین سال سردبیری نشریهٔ پارس ریویو در لوس‌انجلس را به‌عهده گرفت و سال بعد به تهران آمد و در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم خود به نام الماس ۳۳ را ساخت که شکستی تجاری محسوب می‌شد و توجه منتقدین را هم به خود جلب نکرد اما در ۱۳۴۸ خورشیدی با کمک غلام‌حسین ساعدی فیلم‌نامهٔ گاو را از روی یکی از داستان‌های کوتاه عزادارن بیل نوشتهٔ ساعدی نوشت و کارگردانی کرد. این فیلم برای مهرجویی و سینمای ایران جوایز متعددی را در جشنواره‌های بین‌المللی به ارمغان آورد. گاو هم از نظر تجاری هم از نظر هنری فیلم موفقی از کار درآمد و فصل جدیدی در سینمای ایران گشود. طی چهل سال گذشته به جز وقفهٔ چند سالهٔ پس از انقلاب ۱۳۵۷ و وقایع بعد از آن که منجر به مهاجرت مهرجویی به فرانسه شد، او همواره یکی از فیلم‌سازان مطرح و پرکار ایرانی بوده‌است.

7- خلاصه داستان:

محمود شایان در آستانه شصت سالگی برای نوشتن مهمترین کتاب دوران زندگی اش به باغ دوران نوجوانی اش در دماوند می آید. در آنجا باغبان پیر خبر می دهد که درخت گلابی دیگر بار نمی دهد و در مراسمی باید از ریشه قطع شود. اما نویسنده با دیدن درخت گلابی و باغبان و کدخدا به یاد دوران نوجوانی اش در سن 12 سالگی می افتد. زمانی که عاشق دختر عمه اش به نام میم شده بود. می خواست شاعربشود و... گذشته های عاشقانه با میم و گذشته های سیاسی محمود از ذهنش می گذرند. محمود حالا در آستانه شصت سالگی همانند درخت گلابی که هنوز بوی کفشهای کتانی میم را می دهند بی بار شده و نمیتواند کتاب آخرش را تمام کند.

بازیگران: همایون ارشادی، محمدرضا شهبانی نوری، گلشیفته فراهانی، نعمت الله گرجی، پرویز بزرگی، شقایق فراهانی، سپهر آزادی - نویسنده و کارگردان: داریوش مهرجویی

8- خلاصه داستان: چهار جوان ـ معلم زبان، دانشجوی فسلفه، راننده و کارمند – هر کدام به دلایل خاصی دست به سرقت می زنند. هفت پرده نخستین فیلم بلند فرزاد موتمن است که فیلمبرداری آن از 20 اسفند 1378 آغازشد. هفت پرده در نوزدهمین جشنواره فیلم فجرکاندیدای دو جایزه بود که موفق شد جایزه بهترین بازی نقش دوم زن – ماهایا پطروسیان – را نصیب خود کند.

بازیگران: فریبرز عرب نیا، مانی کسرائیان، مهدی احمدی، شاه علی سرخانی، ماهایا پطروسیان، گلشیفته فراهانی، عسل بدیعی کارگردان: فرزاد موتمن

9- ازدواج سعيد و زمانه كه در همسايگي هم زندگي مي كنند، به رغم قول و قرارهاي قبلي، با مخالفت خانواده دختر و به خصوص پدر او روبرو مي شود كه به دليل جانبازي سعيد به اين ازدواج راضي نيست. زمانه كه از سخت گيري هاي خانواده اش به تنگ آمده، به سعيد پيشنهاد فرار و بعد ازدواج مي دهد ولي سعيد قبول نمي كند. خانواده زمانه براي اين كار به اين ارتباط پايان دهند، زمانه را روانه خانه خاله اش مي كنند. اختلاف ميان سعيد و پدر زمانه بالا مي گيرد و سعيد براي اين كه به خواسته اش برسد، ابتدا چاقو و بعد فشنگ هايي را كه از زمان جنگ نگه داشته برمي دارد و با تهديد چاقو، اسلحه دوستش قاسم را كه نامزد خواهرش زري نيز هست پس از زخمي كردن او مي گيرد. سعيد به خانه پدر زمانه مي رود و دختر و پسر كوچك خانواده را كه در خانه تنها هستند گروگان مي گيرد و پدر زمانه را تهديد مي كند كه تا وقتي زمانه به خانه بازنگردد، بچه ها را نگه خواهد داشت. به زودي خانه به محاصره نيروي انتظامي درمي آيد و سرانجام پدر زمانه كه متحول شده و به اشتباهاتش پي برده، به زمانه زنگ مي زند تا به خانه برگردد. با رسيدن زمانه، بچه ها آزاد مي شوند و عاقد دعوت مي شود تا خطبه عقد را بخواند ولي همان موقع قاسم در بيمارستان بر اثر شدت جراحات مي ميرد.

10- خلاصه داستان: درشهرستاني، پدري بعد از كشتن پسرش به امامزاده اي مي رود و تمامي شب را به راز و نياز با او مي گذراند .... در پاريس، پدري تز دكتراي خود را درباره ي فرشتگان، جنس آنها و حضورشان در ادبيات قديم ايران و غرب مي نويسد..... در بياباني، نوجواني كه از خانه گريخته با فرشته اي آشنا مي شود و دنيايش دگرگون مي شود......

بازیگران : گلشیفته فراهانی – مهران رجبی – فهیمه رحیم نیا – شراره دولت آبادی – و .... کارگردان (محمد حقيقت )

11- خلاصه داستان: جايی ديگر روايت سه نسل از آدم‌های اين مرز و بوم استکه به‌دنبال آرمان‌شهر خود، جايی ديگر را جستجو می‌کنند.

بازیگران: علی مصفا، کتايون رياحی، احمد نجفی، گلشيفته فراهانی، چکامه چمن‌ماه، برزو ارجمند، مانی کسرائيان، همايون ارشادی و شيوا خنياگر - نویسنده و کارگردان : مهدی کرم‌پور.

12- اتي (احترام) كه خانواده اي فقير دارد و از خانه گريخته، همراه با دوستانش خانه اي اجاره كرده، كه اجاره آن را نپرداخته و صاحب‌خانه قصد دارد آنها را بيرون كند. جهانگير كه در يك بوتيك كار مي كند، به بهانه دادن شلوار مورد علاقه اتي به او، سعي مي كند كه به او كمك كند. جهان فهميده كه اتي دختري ساده دل و گيج است و فرار او به تهران و سرگرداني‌اش او را دچار آسيب و خطر خواهد ساخت. از طرفي جهان كه با دوستانش در خانه اي مجردي زندگي مي كنند، هر كدام مشكلات خودشان را دارند. قضيه برداشتن شلوار توسط جهان از بوتيك لو مي رود و شاپوري، صاحب بوتيك او را اخراج مي كند، اما مدتي بعد، او كه درگير مشكلاتي است دوباره سراغ جهانگير را مي گيرد و مي خواهد او را درگير كارهاي خلاف خود كند. اما جهانگير اعتقادات خودش را دارد. جهان به رغم علاقه اش به اتي اما به خاطر فقري كه درگير آن است و همين طور رؤياهايي كه دختر دارد، از احساس خود چيزي به او نمي گويد، اما به هر بهانه دوست دارد به او كمك كند پس تصميم مي گيرد ابتدا دندان‌درد او را معالجه كند، اما زمان مداوا و جراحي دندان اتي،‌ خانواده دختر سر مي رسند و او را با فحش و كتك و دشنام به خانه مي برند. دوستان جهانگير با اينكه هنوز مشكل هيچ كدامشان حل نشده، اما خود را براي عروسي يكي از هم‌خانه‌هايشان ـ داوود با دختري به نام مهري آماده مي كنند. جهانگير كه نگران سرنوشت اتي است با آدرسي كه از خانه او دارد به سراغش مي رود اما محسن برادر كوچك اتي به جهان مي گويد كه اتي پول ها را برداشته و دوباره از خانه گريخته و قصد داشته به جايي دور برود. جهان كوله اي كه از اتي به جا مانده همراه با شيشه گلاب و يك بسته شمع را از محسن مي خرد و خيلي اتفاقي از تقويم كوچك اتي پي مي برد كه او نشاني شاپوري را يادداشت كرده و احتمالاً به سراغ او رفته. جهان از رفتن به مراسم ازدواج داوود منصرف مي شود و به منزل شاپوري مي رود شاپوري به او مي گويد كه اتي آنجا بوده. جهانگير كه پي برده شاپوري چه بلايي سر اتي آورده، با شاپوري درگير مي شود و با همان شيشه گلاب، او را مي كشد. در حالي كه مراسم ازدواج داوود است و همه منتظر جهان هستند، جهان زخمي و با صورتي خونين وارد آسانسور مي شود و دكمه طبقه پايين را فشار مي دهد.

بازیگران : گلشیفته فراهانی – محمدرضا گلزار – یوسف تیموری و ... نويسنده و کارگردان : حمید نعمت الله

13- خلاصه داستان: پيرمرد درويش عارفي به نام «بابا عزيز» در بيابان به سوي مقصدي در حركت است. او كه نابينا است و پياده طي طريق مي كند، نوه ي خود را كه دختربچه اي 7 ساله به نام «ايشتار» است به همراه دارد تا دستگير و راهنمايش باشد. ايشتار در طول راه، همواره سؤالهايي از بابا عزيز مي پرسد و بابا عزيز كه علي رغم نابينايي و كهنسالي كاملاً هوشيار است به سؤالات او پاسخ مي گويد. از خلال پرسش و پاسخ هاي بابا عزيز و ايشتار، فهميده مي شود كه بابا عزيز، به سمت يك گردهمايي مي رود كه نه او و نه هيچ كدام از شركت كنندگان گردهمايي، از مكان و زمان دقيق آن اطلاعي ندارند، گردهمايي بزرگ درويشان كه هر 6 سال يك بار برپا مي شود. در طول مسير، بارها، ايشتار از همراهي بابا عزيز خسته مي شود و حتي پيش مي آيد كه به دنبال كسي مي گردند كه ايشتار را برگرداند، ولي ايشتار تا پايان، بابا عزيز را همراهي مي كند. بابا عزيز براي ايشتار از سرگذشت شاهزاده اي مي گويد كه وقتي بابا عزيز كودك بود و همراه پدربزرگش به همين گردهمايي مي رفت، ‌با او مواجه شده بودند. شاهزاده اي كه اطرافيان خود را رها كرده و شب ها و روزهاي بسيار، در كنار يك بركه، با حقيقتي كه در آب بركه مي بيند ‌عاشقانه صحبت مي كند. (سرگذشت شاهزاده به وسيله تصوير بيان مي شود.) بابا عزيز و ايشتار به راه خود ادامه مي دهند و در اين امتداد، با افراد و حوادث مختلفي رو به رو مي شوند. آنها با زيد روبه رو مي شوند. مرد جواني ، كه در مسابقه ي قرائت قرآن برنده شده بوده است و به واسطه ي شركت در مسابقه قرآن در يك كشور خارجي، با حوادثي رو به رو شده كه او را هم در مسير گردهمايي درويشان قرار داده است. زيد مي خواهد در گردهمايي، شاعر درويشي را كه مجذوب شعرهايش است، پيدا كند. گوشه هايي از سرگذشت زيد به تصوير كشيده مي شود. آنها در ادامه ي راه با عثمان برخورد مي كنند و از طريق سرگذشت عثمان كه به تصوير كشيده مي شود با حسين و حسن آشنا مي شوند. سرگذشت عثمان (جوان فقير نامه بر) از رسيدن او براي مدتي كوتاه به آرزوهايش و بعد جداشدن و در حسرت آنها ماندن حكايت مي كند. آرزوهايي كه فقط مادي و دنيايي بوده اند. حسين شاگرد خوشنويس و دوست عثمان است، جوان آرمانگرايي كه نااميدانه در پي كمال است. حسن برادر دوقلوي حسين و از نظر اخلاقي در نقطه ي مقابل اوست. و گاه در حال عياشي ديده مي شود. بابا عزيز و ايشتار به راه خود ادامه و با نور رو به رو مي شوند. نور هم دختر جواني است كه به دنبال پدر شاعرش در پي راهيابي به گردهمايي درويشان است. شاهزاده، زيد،‌ نور، حسن، حسين و عثمان كه بخش هايي از سرگذشت هايشان به تصوير كشيده شده، هر كدام با حوادثي، با گردهمايي درويشان ارتباط پيدا كرده و در پي رسيدن به آنند. مشخص نيست از تمام آنهايي كه در تكاپو براي رسيدن به گردهمايي بودند، كدام يك در آنجا حضور دارند. حلقه ي درويشان در حال چرخيدنند. گويي اين حركت، آنها را به سوي ستارگان مي برد.

بازیگران: پرويز شاهين خو حسين پناهي گلشيفته فراهاني و .... نویسنده و کارگردان : ناصر خمیر

14-خلاصه داستان : سربازی ( پارسا پیروزفر) برای پاک سازی منطقه ای که توسط نیروهای کومله مین گذاری شده ، به یک روستای مرزی درکردستان اعزام می شود. به دلیل موفقیتی که دراین مأموریت پیدا می کند نیروهای کومله دختری به نام روناک (گلشیفته فراهانی) را مأمور می کنند تا او را بکشد. یک بوران ناگهانی در کوهستان موجب می شود که این سرباز در موقعیتی قرار گیرد که جان این دختر روستایی که در بوران گم شده است را نجات دهد و این دو برای نجات خود و فرار از سرما به غاری پناه می برند و ...

بازيگران: پارسا پیروزفر، گلشیفته فراهانی، علی رویین تن، نورالدین گودرزي - نویسنده و کارگردان : عزیز الله حمیدنژاد

15- ماهی ها عاشق می شوند که پیش از این « بهار خزر » نام داشت، اولین فیلم بلند سینمایی علی رفیعی نویسنده و کارگردان تئاتر ایران است كه در سال ۱۳۸۳ ساخته شد.

خلاصه داستان: مردی به نام عزیز برای تملک و فروش مایملک پدری خود به کشور بار می گردد. اما با آتیه دختری که قبل از سفر به او علاقه داشته روبرو می شود. در این میان اتفاقاتی رخ می دهد که غیرقابل پیش بینی است.

بازیگران: رضا کیانیان – رویا نونهالی – گلشیفته فراهانی – مائده طهماسب – مریم سعادت و.... - نویسنده و کارگردان : دکتر علی رفیعی

16- خلاصه داستان: به نام پدر، كه به ارتباط ميان يك پدر و دختر مي پردازد، از موضوعي اجتماعي با پس زمينه جنگ برخوردار است. داستان اين فيلم درباره مردی ميانسال است که در زمان جنگ تحميلی در جبهه های نبرد حضور داشته و حالا دخترش در رشته ميراث فرهنگی تحصيل می کند. انفجار بمبی بجا مانده از دوران جنگ، در تپه ای که دختر روی آن مشغول کار است باعث تکاپوی همه افراد خانواده می شود

بازیگران: پرويز پرستويي، گلشيفته فراهاني، مهتاب نصيرپور، كامبيز ديرباز، سيدمهرداد ضيايي، افشين هاشمي، ميرطاهر مظلومي، كاظم هژير آزاد، شبنم مقدمي - نویسنده و کارگردان: ابراهیم حاتمی کیا

17-خلاصه داستان: پزشکان دلیل وضعیت سعید فرزند سپیده را ناشی از استنشاق گازهای شیمیایی در زمان جنگ توسط سپیده می دانند. سهیل (پدر سعید) اصرار دارد تا فرزند را به یك آسایشگاه تحویل دهند اما سپیده مخالفت می كند و ...

بازیگران: گلشیفته فراهانی – حسین یاری –علی شادمان- سحر دولتشاهی – جمشید هاشم پور و... - نویسنده و کارگردان: رسول ملا قلی پور

18-خلاصه داستان: خلاصه داستان: این فیلم روایتگر داستان دخترجوانی به نام «مریم» است، که علیه انتظارات نامعقول پدری خود عصیان می‌کند و این سرآغاز کشمکشی است که بقیه اعضای خانواده را نیز درگیر ماجراهایی می‌کند.

بازیگران: بازیگران: گلشیفته فراهانی، محمدرضا شریفی نیا، سارا خویینی ها، صدرالدین حجازی، فهیمه راستکار، شهره لرستانی، امیررضا گیتی بان، محمد خسروی، یوسف پشندی، پویا حیدری و مهدی فقیه. بازیگران خردسال: مهدی تولایی، سوگند قهرمانی - تهیه کننده و کارگردان : جمشید حیدری

19- خلاصه داستان: علی، نوازنده چیره دست سنتور و خواننده محبوب جوانان ناگهان در اوج شهرت و موفقیت افسار زندگی را از دست می‌دهد و به بیراهه می‌رود. او می‌گوید همه بدبختی‌ها از وقتی شروع شد که عشق بزرگ زندگیم، هانیه مرا ترک کرد، اما هانیه زمانی می‌رود که علی مدت هاست در بند اعتیاد خانمان سوز خود گرفتار است...

بازیگران: بهرام رادان – گلشیفته فراهانی –مسعود رایگان –رویا تیموریان- مائده طهماسبی- نادر سلیمانی و ... - کارگردان : داریوش مهرجویی

20- خلاصه فیلم: موضوع آن درباره يك دختر نوجوان است كه پدرش را از دست داده و تصميم مي گيرد تا با موتور سواري بر روي ديوار مرگ، حرفه ي پدرش را ادامه بدهد.

بازیگران:گلشیفته فراهانی –محمد کاسبی- آزیتا حاجیان-مهرداد صدیقیان-معصومه میرحسینی و... - نویسنده و کارگردان :محمدعلی طالبی

21- خلاصه داستان: اميد و مريم مثل خيلي از زوجهاي امروز، به قدري درگير روزمره گي و فشارهاي كاري و اجتماعي هستند كه نكات و لحظات بسيار ارزشمند و غيرقابل بازگشت زندگي زناشويي خود را كاملاً از ياد برده اند و مصرانه تصميم گرفته اند از هم جدا شوند. غافل از اينكه اگر كمي به سلايق و علايق يكديگر احترام بگذارند مي توانند مثل پدر و مادر مريم كه اتفاقاً در همسايگي آنان هم زندگي مي كنند، حتي دعوا مي كنند اما چند ثانيه بعد دوباره به جريان عادي و پر از احترام زندگي خود برمي گردند. چون معتقدند اگر دعوا نمك زندگيست و اجتناب ناپذير، اما قهر سم زندگيست و كاملاً قابل كنترل. جامعه امروز هر چند داراي نگاه هاي شريف و انساني هم هست، اما به علت سرعت بيش از حد زندگي، فرصت تأمل و توجه به آدمهاي آسيب ديده و تنها را ندارد. با هم بودن بزرگترين سلاح و محافظ انسانهاست در برابر سختيها و تنهايي ها و سوء تفاهمات. در طول قصه مي بينيم كه نگاه جامعه بر آدمهايي كه قادر به ادامه زندگي مشترك خود نيستند، نگاهي انتقاديست و آدمهاي تنها شده فرصت ايجاد سوء تفاهمات را براي ديگران بيشتر ايجاد مي كنند. در طول فيلم با يك ذره بين نكات ظريف و گاه نديده گرفته شده ايي كه روابط زن و مرد در جامعه و محيط پيرامون با دقت طنز بيشتري نمايش داده ميشود و آينه اي در مقابل آدمها قرار مي گيرد. تا با كمي بزرگ نمايي همگي به احترام و حرمت نگه داشتن به يكديگر دعوت شوند. طنز ظريف و عميقي كه سعي شده در صحنه هاي فيلم پيش بيني شود باعث مي شود تلخي حقيقت روابط آدمها بهتر منتقل گردد.

بازیگران: گلشيفته فراهاني - مهران مديري - حبيب رضايي - رضا کیانیان – آهو خردمند و... - کارگردان: کمال تبریزی