تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
.
.
color=#000000>     این مورد را جدی بگیرید!     گفتگوی اصغر فرهادی با ایسنا      تغییر 180 درجه ای یک رویکرد     محمود اربابی و محمدرضا جعفری جلوه : درباره الی خردادماه اکران می شود      ماجرای یک هوچی گر...      ستایش دیوید بوردول از درباره الی ؛ درباره الی شایسته ی یک پخش جهانی فوری است      پرونده درباره الی در صنعت سینما     
شنبه بیست و پنجم آبان 1387
جدید ترین عکس های گلشیفته در جشنواره یاری - سوئد

برای دیدن عکس ها در اندازه اصلی روی آنها کلیک کنید :

 

 

 

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
درباره الی توقیف می شود ؟ - اصغر فرهادی فرم شرکت در جشنواره را پر کرد

ضمیمه : به گزارش فارس اصغر فرهادی تهیه کننده درباره الی فرم شرکت در جشنواره  فجر را پر کرد و بدین ترتیب به شایعات که درباره عدم تمایل سازندگان فیلم برای حضور در جشنواره بود پایان داد.

           

مجله شهروند امروز در شماره این هفته خود و در بخش بررسی اخبار به بررسی صحبت های وزیر ارشاد دربرنامه نگاه یک و همچنین واکنش های اخیر به حضور جهانی گلشیفته پرداخته و احتمال توقیف در باره الی را بسیار زیاد دانسته و حتی اعلام کرده نمایش این فیلم در جشنواره هم در هاله ای از ابهام است همچنین صحبت های وزیر ارشاد در جمع خبرنگاران که دیروز انجام شد این نگرانی ها را تقویت می کند وی اعلام کرد :هنرمندان مادامي که فعاليت شان در چارچوب قوانين کشور باشد هيچ محدوديتي ندارند. به گفته وي هر کس اين قوانين را زير پا گذاشت نبايد به واکنش هاي مربوط به آن اعتراضي داشته باشد.
از این سخنان می توان برداشت های مختلفی کرد که یکی ممنوع التصویر شدن گلشیفته است . با توجه به فعل و انفعالات پیش امده احتمال توقیف درباره الی بیشتر شده اما همچنان امید هایی برای اکران این فیلم هست.

ردیابی یک استعفا

در روزهای گذشته خبری مبنی بر استعفای محمود اربابی بر روی خبرگزاری ها قرار گرفت و حتی خبر گزاری فارس اعلام کرد اربابی در  محل کارش مدت هاست که حاضر نشده .اما ربط این استعفا به فیلم درباره الی چیست ؟اگر اندکی حافظه تاریخی مان را به کار بیندازیم با استعفایی مشابه این در حدود ۲ سال پیش روبرو می شویم اواخر تیر ۱۳۸۵ بود که روزنامه بانی فیلم خبر از استعفای محمود اربابی داد که بعد ها مشخص شد این استعفا قبول نشده دقیقا ۲ هفته بعد از شنیده شدن خبر این استعفا اکران فیلم سنتوری به تعویق افتاد و این فیلم به توقیف دایم دچار شد .

در وزارت ارشاد دو گروه با جهت گیری های مختلف داریم .گروه اول که متشکل از محمد رضا جعفری جلوه -محمود اربابی -محمد مهدی عسگر پور و چند نفر دیگر که مواضع متعادل تری نسبت به فیلم ها دارند و دادن پروانه نمایش به آثاری مانند سنتوری -آتشکار و... با کمک اینها بوده اما گروه دوم که شامل معاونان نزدیک وزیر افرادی مثل جمال شورجه و محمد حسین نیرومند هستند که قدرت بیشتری هم دروزارت ارشاد دارند این دوستان اغلب از مهاجران روزنامه کیهان به وزارت ارشاد با مواضعی بسیار تند هستند درباره نام پایانی یعنی محمد حسین نیرومند در آستانه جشنواره  و با توجه به پیش بینی خودم مبنی بر توقیف چند فیلم بیشتر توضیح خواهم داد اما همین را بدانید که محمد حسین نیرومند عضو هیئت بازبینی فیلم ها و از معتمدین وزیر ارشاد است و لیست نهایی اثارجشنواره  ۲۶ که با حذف گسترده فیلم ها همراه بود به دست او تنظیم شده و از مخالفین اصلی دادن پروانه نمایش به آثاری مثل صد سال به این سالها -کتاب قانون و خاک آشنا شخص اوست کسی که اگر یادتان باشد مدتی قبل با نام یک منبع آگاه در مورد بعضی فیلم ها در  خبر گزاری فارس اظهار نظر کرد که با پاسخ تند مازیار میری روبرو شد . برای فیلم درباره الی این بار هم به مانند فیلم سنتوری یک دو قطبی در ارشاد ایجاد شده قطب اول که معرفی اشان کردم همان طور که محمود اربابی در مصاحبه با مجله فیلم گفت معتقدند فیلم های اکران نشده گلشیفته متعلق به تهیه کنندگانند و برای تنبیه گلشیفته منطقی نیست این فیلم ها و تهیه کنندگانشان تنبیه شوند گروه دوم اما اصرار دارند هیچ فیلمی از گلشیفته دیگر روی پرده نیاید و این کشمکش ظاهرا منجر به استعفای محمود اربابی شد که ظاهرا با مخالفت وزیر ارشاد روبرو شده. حال باید دید کدام یک از این گروه می توانند حرفشان را بر کرسی بنشانند هر چند شانس گروه دوم بیشتر است. اما مسائلي هست که شانس درباره الی را برای اکران زیاد می کند. در حال حاضر بیش از این نمی توان اظهار نظر کرد. در آستانه جشنواره می توانیم مفصل تر به این موضوع بپردازیم.

چهارشنبه بیست و دوم آبان 1387
روزنامه هاي آمريكايي در وصف گلشيفته : كاملا زيبا و پر جبروت

وب سايت سينمايي ‏Pop Critics‏ از خيل عظيم طرفداران گلشيفته فراهاني در اين سايت، ابراز شگفتي كرد.

New York Magazine  در ستون شايعات در کنار انتشار خبرهايي که پيرامون "سارا پيلين" (معاون سناتور مک ‏کين-کانديداي رسياست جمهوري)، کلينت ايستوود( کارگردان بزرگ آمريکايي) و "مدونا" ( ملکه پاپ موسيقي ‏آمريکا)، به حضور گلشيفته فراهاني نيز اشاره کرده است، اين مجله گلشيفته را بازيگر ايراني "کاملا زيبا و پر ‏جبروت" دانسته که ممکن است به خاطر بازي در فيلمي "با ارزش هاي منحط غربي" نتواند به ميهنش بازگردد.‏

يک نشريه نيويورکي ديگر، "نيويرک آبزرور" (‏The NewYork Observer‏) خبر مشابهي را منعکس کرد و نوشت: ‏ممکن است خانم فراهاني نتواند به ايران بازگردد.‏

اما در جنوب کاليفرنيا، روزنامه مطرح "لس آنجلس تايمز" در گزارشي نسبتا مفصل به ابعاد حضور "گلشيفته فراهاني" ‏در آمريکا پرداخت. اين روزنامه مي نويسد در حالي که "مجموعه دروغ ها" بر پرده نقره اي سينماهاي آمريکا اکران ‏مي شود در خيابان هاي تهران نيز "دي وي دي" هاي فيلم به صورت گسترده توزيع مي شود، نه به دليل آن که دختران ‏مي خواهد "دي کاپريو" و" کرو" را ببينند بلکه به خاطر حضور گليشفته، بازيگر " جوان و پر حرارت" ايراني در فيلم ‏است. لس آنجلس تايمز ادامه مي دهد، گليشفته بيست و پنج ساله هنرجوي سابق موسيقي با " لبخند ميليون دلاري" و ‏‏"خنده هايي سرخوش" تاکنون در کشورش هفده فيلم بازي کرده است.‏

نويسنده روزنامه لس آنجلسي با اشاره طنزآميز خاطرنشان مي کند که در تهران دختران با چادرهاي سياه که تمام بدن ‏شان را پوشانده در کنار دختراني با مانتوهاي تنگ و طناز و روسري هاي رنگارنگ؛ و پسران جوان در جين هاي آبي ‏در کنار آناني که کت شلوار هايي رسمي با پيراهن هاي سفيد -مخصوص به مذهبيون- پوشيده اند، همه به دنبال دي وي ‏دي فيلم هستند.‏

روزنامه معتبر "واشنگتن پست" نيز همچون "لس آنجلس تايمز" به تفصيل به حضور ستاره ايراني در فرش قرمز فيلم ‏در نيويورک پرداخت. اين روزنامه نوشت گليشفته با "لبخندي فراخ، لباس طراحي شده بدون آستين و موهاي مجعد و ‏برهنه" در آنجا حاضر بود. روزنامه پايتخت آمريکا همچنين ياد آوري مي کند که نخستين بار نيست که يک زن بلند ‏آوازه ايراني با سري برهنه عکس مي گيرد و پيش از اين شيرين عبادي ( برنده جايزه صلح نوبل) نيز در مراسم ‏دريافت جايزه اش روسري بر سر نداشت. اين نشريه در ادامه به جوايز متعدد سينمايي وي اشاره کرده و در ادامه ‏واکنش روزنامه کيهان چاپ تهران را مي آورد : " حضور فراهاني در نيويورک بدون روسري نتيجه يک دسيسه بوده ‏است" ‏

گلشيفته فراهاني در مراسم گشايش فيلم به روزنامه ‏New York Daily News‏ گفت به خاطر حضور در اين فيلم ‏مصائب و مشکلات بسياري را تجربه کرده است. ‏Daily News‏ از قول خانم فراهاني مي نويسد: "ماموران ايراني ‏گذرنامه ام را توقيف کردند، وزارت اطلاعات چندين بار مرا مورد بازجويي قرار داد و قاضي گفت ابتدا بايد فيلم را ‏ببينيم و بعد تصميم بگيريم که با شما چکار کنيم".‏

وب سايت سينمايي ‏Pop Critics‏ در اظهار نظري جالب توجه به خيل وسيع بازديدکنندگان سايت اشاره کرده است که ‏عاشق گلشيفته فراهاني هستند. نويسنده مي گويد با ديدن حجم عظيم نظرات درباره هنرپيشه ايراني تصميم گرفته است ‏به گذشته هنري وي نگاهي بيندازند. او مي نويسد گلشيفته بازيگري را از شش سالگي آغاز کرد اما نخستين فيلمش را ‏در چهارده سالگي بازي کرد که باعث شد به عنوان بهترين بازيگر زن فستيوال بين المللي فجر انتخاب شود. اين نشريه ‏الکترونيکي به تسلط گلشيفته به زبان هاي فرانسوي و انگليسي و همچنين نواختن پيانو و برخي ديگر از سازها اشاره ‏مي کند.‏

دوشنبه بیستم آبان 1387
دانلود زیر نویس فارسی مجموعه دروغ ها

براي دانلود زير نويس فارسي مجموعه دروغها، بر روي لينك زير كليك كنيد :

دانلود

جمعه هفدهم آبان 1387
سايت هاليوود : گلشيفته فراهاني، دختري با لبخند ميليون دلاري...

هاليوودي ها نيز اسير خنده هاي شيرين گلشيفته فراهاني ؛

گلشيفته فراهاني براي بازي در فيلم "مجموعه دروغ ها" سخت ترين شرايط را تحمل کرد و سرانجام مجبور به ترک ‏ميهن شد. اما نمايش فيلم د رآمريکا، تحسين اغلب منتقدان و جرايد را بدنبال داشت. به او لقب د ختري بالبخند ميليون ‏دلاري را دادند.‏

نگاه نشريات آمريکا به حضور گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغ ها‏

‎دختري با لبخند ميليون دلاري‎

نقشي که گليشفته فراهاني در فيلم "مجموعه دروغ ها" بازي کرد اگرچه مورد انتقاد شديد محافل محافظه کار ايران از ‏جمله وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ايران، آقاي صفار هرندي، قرار گرفت اما بازتاب گسترده اي در نشريات ايالات ‏متحده آمريکا داشت. بسياري از جرايد در اين کشور به مختصات حضور خانم فراهاني در آخرين فيلم ريدلي اسکات ‏کارگردان شهير هاليوود پرداخته اند، بعضي از آن ها به نفس حضور يک بازيگر ايراني در سينماي آمريکا اشاره ‏داشته اند و برخي ديگر نقش او در فيلم را مورد کنکاش قرار داده اند.‏

سايت سينمايي و پربيننده "هاليوود" در نقدي از فيلم در نگاه به بازي هنرپيشگان فيلم، گلشيفته را "زيبا" خطاب کرده ‏و ايفاي نقش او را "ظريف و بي مبالغه" دانسته است.‏

‏"بوستن گلوب " نحوه دلدادگي عايشه ( گلشيفته) و فريس (دي کاپريو) در فيلم را نقد و تاکيد مي کند قصد "ناچيز ‏شمردن " نقش فراهاني را ندارد اما شکل گيري رابطه عاشقانه وي با بازيگر مقابل را از ويژگي هاي فيلم هاي اين ‏چنيني مي داند. اشاره وي کليشه اي بودن نقش بازيگر ايراني است.‏

روزنامه ‏USA Today‏ نيز عقيده اي تقريبا مشابه با "بوستون گلوب" دارد. نويسنده معتقد است رابطه عايشه و فريس ‏به نوعي در فيلم "چپانده" شده تا از فرو رفتن فيلم در صحنه هاي تعقيب و گريز و تيراندازي ممانعت به عمل آيد.‏

نشريه هنري "ورايتي" ‏VARIETY‏ تقابل پرستار مسلمان با بازي فراهاني و مردي آمريکايي را بررسي کرده و ادعا ‏کرده که فيلم در نشان دادن دشواري هاي مفرط فرهنگي ميان آن دو "ملاحظه کارانه" عمل کرده است.‏

سايت ‏silhouette‏ در يادداشتي پيرامون فيلم "مجموعه دروغ ها" گلشيفته را يکي از "مشهورترين" بازيگران ايراني ‏خطاب کرده است که در بسياري از فيلم هاي مهم ايران در دهه اخير به ايفاي نقش پرداخته است.‏

منبع : روز

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387
گلشيفته در صدر برترينهاي هاليوود قرار گرفت.
در اين روزها كه سي دي مجموعه دروغها وارد ايران شده،‌خبري جلب توجه مي كند ؛ گلشيفته در صدر برترينهاي هاليوود قرار گرفت. بالاتر از جنيفر آنيستن، آنجلوينا جولي، براد پيت و...

اين خبر مي تواند سر آغازي باشد براي كسب موفقيت هاي بزرگ در آينده. موفقيت هايي كه خيلي ها براي بدست نيامدنشان، بدجور آرزو به دل هستند!

                

پس از تحقير شدن وزير ارشاد و ساير اوباش توسط گلشيفته فراهاني رخ داد ؛ صفار : گلشيفته را زير پايمان مي گذاريم : محمدحسين صفار هرندي، وزير فرهنگ و ارشاد دولت محمود احمدي نژاد در برنامه اي تلويزيوني درباره ‏حضور بازيگران ايراني در هاليوود بيان داشت كه "اگر کسي قانون را زير پا بگذارد، او نيز زير پا گذاشته خواهد شد."

 

جمعه دهم آبان 1387
دانلود فیلم مجموعه دروغها با لینک مستقیم

لینک دانلود این فیلم در ۷ بخش با حجم ۱۰۰مگابایت در اختیارتان قرار می گیرد ؛

راپید شر:
http://rapidshare.com/files/153733214 ... _CAM_XVID_-_STG.part1.rar
http://rapidshare.com/files/153733632 ... _CAM_XVID_-_STG.part2.rar
http://rapidshare.com/files/153733977 ... _CAM_XVID_-_STG.part3.rar
http://rapidshare.com/files/153734398 ... _CAM_XVID_-_STG.part4.rar
http://rapidshare.com/files/153734907 ... _CAM_XVID_-_STG.part5.rar
http://rapidshare.com/files/153735498 ... _CAM_XVID_-_STG.part6.rar
http://rapidshare.com/files/153736076 ... _CAM_XVID_-_STG.part7.rar
http://rapidshare.com/files/153736156 ... _CAM_XVID_-_STG.part8.rar


سرور های دیگر:
http://letitbit.net/download/9e452677 ... melot-bodyoflies.avi.html
or
http://filebase.to/files/77606/camelot-bodyoflies.avi
or
http://d01.megashares.com/?d01=59ef19d
or
http://upit.to/file:bb6683de32/camelot-bodyoflies.avi
or
http://www.megaupload.com/?d=64NZZEML
or
http://rghost.ru/32305
or
http://www.stepload.de/uploads/ecaDA6dR5td/index.html
or
http://hosted.org/n/5923351951/camelot-bodyoflies.avi
or
http://www.flyupload.com/?fid=205419557



netload
http://netload.in/dateiMTE1Nzg1OT/Bod ... viD-CAMELOT.part1.rar.htm
http://netload.in/dateiODkxMDAzNT/Bod ... viD-CAMELOT.part2.rar.htm
http://netload.in/dateiMTY0MTM0Mz/Bod ... viD-CAMELOT.part3.rar.htm
http://netload.in/dateiMTc1NzcyMD/Bod ... viD-CAMELOT.part4.rar.htm
http://netload.in/dateiODMxMDM0Mz/Bod ... viD-CAMELOT.part5.rar.htm
http://netload.in/dateiNTc5OTAwNj/Bod ... viD-CAMELOT.part6.rar.htm
http://netload.in/dateiMjAwODk2MD/Bod ... viD-CAMELOT.part7.rar.htm

parisdownload.blogfa.com

fast-load
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... dc715f0ec1fdbbc2f403fb296
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... 1f44a9eb62f7a00be0e722dbd
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... 7d68e02ffab3d0e2cc418a96b
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... 0f7b65ef253577bbfee5d67d7
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... a9c9bef2aa12d01ae3f30fdd3
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... 81a6a9fc83591ae393d2ad72d
http://www.fast-load.net/index.php?pi ... d748320991e5035bebd5f8514

شنبه چهارم آبان 1387
گزارش واشنگتن پست از ماجراهای پیرامون گلشیفته و تضاد وحشتناک فرهنگی و اعتقاداتی در بین مردم ایران!
 

               

دهم اکتبر، وقتی که گلشیفته فراهانی به هالیوود آمد، با خودش روسری ای به همراه نداشت. در حالی که این امر، جزو امور واجب در ایران می باشد. این بازیگر ۲۵ ساله، روز یکشنبه با رویی گشاده و پیراهنی آستین حلقه ای و موهای فرفری بر روی فرش قرمز نیویورک، برای مراسم افتتاحیه ی فیلم اکشن مجموعه دروغها، ساخته ی ریدلی اسکات قرار گرفت. در این فیلم که لئوناردو دیکاپریو و راسل کرو نیز نقش آفرینی می کنند، گلشیفته فراهانی نقش یک دختر مسلمان را بازی می کند که یک پرستار است. در هفته ای که گذشت، بحث ها و صحبت هایی میان کسانی که از فراهانی بابت برداشتن حجاب حمایت می کردند و کسانی که معتقد بودند که او با اینکار، میراث مسلمانی خود را فروخته است، ایجاد شد. این اولین باری نیست که یک زن برجسته ی ایرانی در خارج از کشور اقدام به برداشتن حجاب می کند و در میان انبوه بی حجاب ها، از آنها عکسبرداری می شود! وکیلی چون شیرین عبادی نیز در سال ۲۰۰۳، وقتی برای دریافت جایزه ی نوبل به سوئد آمده بود، فاقد حجاب بود. او در جایی انتقاد کرد و بیان نمود که در کجای قانون ایران نوشته شده که زنها حتی در خارج از ایران هم باید موهای خود را بپوشانند!

گلشیفته فراهانی بازیگری بسیار سرشناس است که تا ماه آگست در ایران زندگی می کرده و جوایز متعددی را از جشنواره های گوناگون بدست آورده است. هیچ کدام از عموم مردم، تا کنون او را بدون حجاب ندیده بودند! گلشیفته در مصاحبه با روزنامه ی نیویورک دیلی نیوز بیان کرده است که به خاطر بازی در این فیلم، زیر فشارهای بسیاری بوده است. روزنامه ی کیهان که زیر نظر دولت محمود احمدی نژاد است، بیان کرده است که برداشته شدن حجاب گلشیفته فراهانی، یک نقشه ی خیانت آمیز بوده است..."مافیای سینما، بازیگران زن را به هالیوود می برد!" این روزنامه می نویسد: "او را مجبور کرده اند تا بدون حجاب و با لباسی زننده، در مقابل دوربین ها قرار بگیرد. سپس به سرعت عکسها را در وبسایت قرار داده اند!" همچنین در این روزنامه ذکره شده است که عوامل غربی میخواهند حرام شمردن بی حجابی را از بین ببرند!

در فضای اینترنت که سانسور بسیار کمتر از مطبوعات است، خبر بی حجابی گلشیفته فراهانی، جزو خبرهای داغ روز می باشد. برخی از طرفداران گلشیفته فراهانی، با کمک فوتوشاپ عکسهایی از او درست کرده اند که او را در یک چادر مشکی و بدنی سراسر پوشیده به جز صورت، بر روی فرش قرمز نشان می دهد! مخالفان حرکت گلشیفته فراهانی گفته اند که او عشق و علاقه اش را به هالیوود فروخته است. مهدوی، یکی از بلاگرهای مذهبی گفته : "وقتی این عکسها را دیدم، احساس بدی بهم دست داد. فراهانی با بی حجاب شدنش ثابت کرد که به همان نسل سهل انگار تعلق دارد و هیچ احترامی برای ارزش های مذهبی قائل نیست." برخی ها نیز به بلاگ این فرد جواب داده اند، همچون علی و گفته اند : "هر فردی آزاد است که هرجور که دوست دارد زندگی کند و به کسی هم ارتباط پیدا نمی کند." همچنین بهزاد گفته : "حجاب وقتی ارزش دارد که شخص خودش آن را آزادانه انتخاب کند و ما باید یاد بگیریم که همچون دیکتاتورها عمل نکنیم و کسی نباید این حق را به خودش بدهد که فردی را مجبور به حجاب داشتن کند!" این در حالی است که زنهای ایرانی از سال ۱۹۷۹ برای حجاب خود هیچگونه حق تصمیمی نداشته اند، چون این کشور به یک جمهوری شیعه تبدیل شده است. حتی نیروی انتظامی بسیاری از زنان را تنها به خاطر بیرون بودن مقداری از موی سرشان دستگیر می کند! و این در شرایطی است که زنها در بسیاری از مهمانیهای پایتخت، آن لباسی را که می خواهند، ‌می پوشند!

در آگست وقتی خبر بازی گلشیفته فراهانی به همراه لئوناردو دیکاپریو به وبسایت ها رسید، این بازیگر صحبت تمام مردم شهر شد. در آن زمان یک منبع خبری ادعا کرد که پاسپورت این بازیگر گرفته شده تا نتواند به برنامه ی افتتاحیه ی فیلم مجموعه دروغها برسد. فراهانی بعد از مراسم افتتاحیه، بخشی از این اخبار را تایید کرد و به دیلی نیوز اذعان داشت که وزارت اطلاعات چندین بار او را مورد بازجویی قرار داده و به او گفته اند که تا زمانی که فیلم را ندیده اند، تصمیم نمی گیرند که با او چکار کنند. فراهانی بیان کرده است که در صورت بازگشت به ایران، مورد آزار قرار خواهد گرفت. وزارت ارشاد که اجازه ی اکران فیلم ها را در ایران صادر می کند، بیان  کرده است که پاسپورت او را نگرفته اند و هیچگونه دخالتی برای رفتن او بر روی فرش قرمز، نکرده اند. فراهانی با پاسپورت و بدون هیچگونه مشکلی به آمریکا آمده، ولی بسیار می ترسد و بیان داشته که نمی تواند به ایران بازگردد.

به زودی فیلمی از گلشیفته فراهانی با نام درباره الی باید به نمایش دربیاید، ولی برخی از افراد مرتبط با دولت، خواستار جلوگیری از نمایش این فیلم شده اند. فراهانی می گوید : "من عاشق ایران هستم و خانواده ام در آنجا زندگی می کنند. ولی اگر آنها بخواهند مرا ببینند، باید ایران را ترک کنند!"

ترجمه ي گروه طرفداران

چهارشنبه یکم آبان 1387
پرونده کامل نیوه مانگ

بزرگترین نیاز هر هنرمند  دیده شدن اثرش و در معرض قضاوت قرار گرفتن است  هیچ فیلمی برای رفتن به انبار و سانسور شدن ساخته نمی شود  و بزرگترین ضربه به یک هنرمند دیده نشدن کارش است.شاید در این میان گلشیفته فراهانی ضربات زیادی خورده  از نادیده شدن بازیهای او در اشک سرما -بوتیک-سنتوری-همیشه پای یک زن در میان است در جشنواره فجر  توقیف تعدای از فیلمهایش از جمله نیوه مانگ -سنتوری-بابا عزیز   اکران نامناسب اشک سرما و شرکت نکردن میم مثل مادر در هیچ مسابقه ای از جمله جشن خانه سینما و جشنواره فجر همه بستری شده برای نادیده گرفته شدن چشمه جوشان هنر این هنرمند بزرگ شاید اگر اندکی شانس با این هنرمند یا بود  دیگر  کوتوله های این سینما به جایزه های ریز درشت ناحق شان افتخار نمی کردند و صد البته اعتبار هنری یک بازیگر به جایزه نیست . و حداقل نیاز یک هنرمند دیدن هنرش است والا چه کسی در درخشش خیره کننده گلشیفته فراهانی در سنتوری و میم مثل مادر شک دارد  ولی او برای این فیلم ها هیچ جایزه ای نگرفته شاید خوشحالی ما از دیده شدن سنتوری به خاطر این بود که یک اثر بزرگ در انبار نمی ماند و هنرمندی هنرمندانش دیده می شود.این بار تصمیم گرفتیم یکی دیگر از فیلمهای  این هنرمند را به همراه توضیحاتی از فیلم در اختیار شما بگزاریم تا باز هم درخشش این هنرمند در یک اثر بین المملی با جوایز ریز و درشت دیده شود  فیلمی اگر به همراه سنتوری امکان اکران پیدا می کردند شاید  بعضی از دوستان  بازیگر و فیلمسازان معنی کار هنری و ارزشمند را درک  و مجبور به سکوت می شدند. این رویه ما خواهد بود و به زودی لینک فیلم بابا عزیز دیگر فیلم توقیفی گلشیفته را برای دانلود در اختیارتان می گزاریم تا دیگر این بازیگر هیچ فیلم دیده نشده ای  نداشته باشد.

نظر نگارنده راجع به نیوه مانگ 

نیوه مانگ فیلمی قدرتمند -جسور و با ساختاری قوی است باز هم دغدغه های همیشگی بهمن قبادی یعنی نشان دادن چهره واقعی کردستان در یک فیلم جاده ای و صد البته قوی تر از فیلمهای قبلی این فیلمساز می بینیم  فیلم درباره یک گروه موسیقی اسنت که برای اجرای برنامه به کردستان عراق می رود که به تازگی از حکومت صدام آزاد شده و در این راه مشکلات زیادی برای گروه پیش می اید و مامو رهبر گروه قصد دارد از صدای زنی که معتقد است آوای آسمانی دارد استفاده کند ولی کل اثر در نشان دادن تلاشی ناکام است که البته با طنز همراه شده  اوج فیلم به نظرم جایی است که مالو به شهر زنان نوازنده تبعیدی به دنبال آوای اسمانی مورد نظرش می رود در این زمان فیلم به شدت گزنده شده و  به مانند سنتوری محنت ها و مصائب هنر و هنرمند را در این مملکت نشان می دهد  یا جایی که هدیه تهرانی که نقش خواننده زن را بازی میک ند هنگام آمدن پلیس مجبور به پنهان کردن خود می شود بسیار تاسف آور و پر معنی است  شکسته شدن سازها و برخوردهای زشت با هنرمند باز هم مارا به یاد اثر جاودانه مهرجویی می اندازد  پایان فیلم و پس از آمدن فرشته به شدت نماد گرا می شود و گروه نوازنده را در ناکجا ابادی بین ایران  و ترکیه و عراق نشان  میدهد که نمادی از سرزمین کردستان و کردهاست که موطن مشخصی ندارند  و استفاده زیاد از تابوت در دست یک فرشته  نا امیدی از اجرای یک برنامه هنری در کردستان را به یاد می آورد .این فیلم یک موسیقی بی نظیر از حسین علیزاده دارد که به قطع از نقاط قوت آن است به همراه یک فیلمبرداری خوب.بازی بازیگران کرد و اغلب تازه کار فیلم بسیار خوب و قابل باور درآمده و قدرت بهمن قبادی را در کار با نابازیگر به مانند آثار پیشینش نشان می دهد .اما این جا بازیگران حرفه ای هم درخشان عمل می کنند هدیه تهرانی یکی از بهترین بازیهایش را نمایش می دهد  و بسیار منسجم و قوی بازی می کند و بازی حسن پورشیرازی در نقش پولیس طبق معمول در سطح بالایی است . در بعضی لحظات از جمله لحظه دیده شدن شهر زنان نوازنده کارگردانی بهمن  قبادی و میزانستن هایش شگفت انگیز است.باعث تاسف است که فیلمسازان قدری مثل بهمن قبادی قادر به ارایه آثارشان در ایران نیستند  و حتی اثر خوبی مثل نیوه مانگ فقط به خاطر ترس از نمایش واقعیات فیلمی توهین آمیز معرفی می شود.

گلشیفته در نیوه مانگ 

زیاد علاقه به دسته بندی اثار یک هنرمند ندارم اما گلشیفته در نیوه مانگ به واقع یکی از بهترین یا شاید بهترین بازیش ارایه می دهد نحوه بیان زبان کردی توسط او کامل و بی نقص است  و حرکات و ریزه کاریهای بازیگری او در این فیلم  مطمئنن شما را به تحسین وادار می کند  درخششی که حیف است دید نشود  گلشیفته با حضورش لحظات خسته کننده و پیچیده پایانی را طراوتی عجیب می بخشد و به تنهایی فیلم را به اوج می رساند و همانطور که خود او گفته بود سه فیلم میم مثل مادر -نیوه مانگ و سنتوری از درخشان ترین و بهترین بازیهایش است و جای بسی ناراحتی است که دو تا از بهترین بازیهای  یک بازیگر به راحتی امکان نمایش پیدا نمی کند

صحبت های گلشیفته درباره نیوه مانگ

چرا گلشيفته براي اين نقش انتخاب شد؟


اين از آن انتخاب هايي ست که نمي فهمم چرا صورت گرفته. شايد چون بهمن دوست خيلي نزديک ماست و مي داند که من کردي را خوب صحبت ميکنم. بهمن حساسيت غريبي روي زبان کردي دارد.

آقاي کارگردان:


شرايط کار به شدت سخت بود. نه وقت داشتيم و نه نگاتيو. بهمن شکارچي لحظه هست. يک چيزي از توي هوا رد مي شود و او در لحظه آن را چنگ مي زند. انرژي بي پايان و بي حدي دارد.

مگر اين نقش کي بود؟


نمي توانم در باره شخصيت او تو ضيحي بدهم چون همه چيز لو مي رود.فقط مي توانم بگويم به معناي واقعي کلمه مرموز است تا جايي که گاهي ترسناک است

ديالوگي که خوب يادم مانده:


ديالوگي که درباره مرز مي گويم. کردي است و در ترجمه فارسي لطفش را از دست مي دهد.

نقد امید روحانی بر نیوه مانگ

نيوه‌مانگ (اسم يكي از شخصيت‌هاي فيلم، در واقع فرشته مرگ و در كردي به معناي نيمه‌ماه) بازسازي كامل شده‌‌اي، چه از نظر قصه و محتوا و چه در صورت و شكل، از فيلم دوم خودش «آوازهاي سرزمين مادري‌ام»، فيلمي مسحوركننده، به شدت تأثيرگذار و داراي همه علايق، نشانه‌هاي شخصي و مؤ‌لفه‌هاي فيلم‌هاي اوست. فيلم كه مثل سه اثر قبلي او فيلمي جاده‌اي است – در واقع سفري اديسه‌وار به دل تاريكي و مرگ – برعكس فيلم‌هاي قبلي، تمام قواعد و مؤلفه‌هاي آشناي گونه جاده‌اي را داراست. داستان سفر يك گروه نوازنده و موسيقي‌دان كرد ايراني به رهبري «مامو» (به معناي عمو)(در واقع به ياد موتسارت – كه فيلم، اثري سفارشي از جانب اتريشي‌ها براي 250 امين سال تولد ولفگانگ آمادئوس موتسارت است) و 12 نوازنده ( كه او همه آن‌ها را پسر- پسران سرزمينش مي‌خواند)و سپس در تكاپوي يافتن يك خواننده زن براي اجراي يك كنسرت در اربيل با يك اتوبوس و در زمستان کردستان به گذر از هفت خوان دشوار در عبور از مشكلات و موانع، از بين رفتن همه سازها و مرگ آهنگساز در مثلث مرزي ختم مي‌شود. «نيوه‌مانگ»، برخلاف «آوازهاي سرزمين مادري‌ام » (كه شباهت‌هايي از لحاظ لحن و سبك و شيوه نگاه با امير كاستاريكا داشت) با به سايه بردن و كم‌رنگ‌كردن قصه‌هاي فرعي (كه در آن فيلم هر كدام برجسته و شكلي اپيزوديك به كار داده بودند) به خط داستاني روان‌تر و ساده‌تري مي‌رسد. به سفري كه از بستري كاملاً واقعي و خاكي و از لحاظ لحن كمدي آغاز و كم‌كم، در عمق و طول سفر، به رويا و كابوس و مرگ و فراواقعيت و از نظر لحن به طنزي سياه بدل مي‌شود، اما از اصلي‌ترين عاملي كه نقطه ضعف «لاك‌پشت‌ها...» بود، يعني سانتي‌مانتاليسم و احساسات رقيقه (كه موضوع فيلم و معلوليت قهرمان‌هاي اصلي و فاجعه درام فيلم به آن راه مي‌داد) اين‌بار گريخته است و با تمپويي هماهنگ و متوازن، و متناسب و هماهنگ با ضرباهنگ فيلم، از اميد به نااميدي، از زندگي به مرگ مي‌رود. فيلم هر چند در سطح به داستان و فكر قديمي (و كمي تكراري) صداي آواز گم‌شده زن در موسيقي ايراني مي‌پردازد (كه يادآور فيلم اول مازيار ميري هم هست) اما اين‌جا صداي زن- كه مي‌تواند مرده را جان بخشد- نه در يك بافت و بستر موسيقايي بلكه در تركيبي از فرشته زندگي- فرشته مرگ مي‌بينيم كه موتسارت‌ ما را در جايي در بزنگاه جغرافيايي، در اوج قله‌ها و ميان سفيدي و برف و قرمزي خون به مرگ مي‌رساند. اما مهم‌ترين تغيير شكل كار قبادي نه در شكل كار‌كردن او با فيلم‌نامه، دوري جستن از فرايند به ظاهر بداهه‌سازي در پيشبرد قصه و وقايع و ميزانسن‌ها و نوعي سبك شهودي در نوشتن بلكه در شكل كار او در اجرا است. اين‌جا هم قبادي ديگر آن فيلم‌ساز «زماني براي مستي اسب‌ها» و كارهاي اوليه نيست، يعني شروعي از درام و جعل واقعيت‌گرايي مستند‌گونه كه مشخصه اصلي سبك او در شروع كارش بود، يعني تركيبي از يك چارچوب ساختاري دراماتيك به عنوان پايه كار و تركيب آن با اجرايي مستندوار، بلكه حالا با فيلم‌سازي سرو كار داريم كه شكل ساختاري كارهايش هم كاملاً سامان يافته و فكرشده با ميزانسن‌هايي تركيبي، پرنماتر و ساختاري سينمايي‌تر است. شايد به نظر برسد كه دورشدن او از سبك شهودي اوليه، طراوت و تازگي و بدويت‌ ظاهري آثارش را از بين برده است اما اين انسجام فعلي، اين تركيب متناسب بين محتوا و قالب، اين تناسب بين ضرباهنگ و شتاب، دوري از همه تمهيدات و عناصر سوزناك و رقيق، كار و تركيب واقعيت و خيال، راه‌رفتن بر لبه تيز واقعيت خاكي و تخيل و مفهوم‌پردازي، همه و همه به او توانايي‌هايي تازه‌تر و زباني رشد يافته‌تر بخشيده‌اند.
باقي مي‌ماند كار او با قالب و كليشه‌ها و تمهيدات گونه جاده‌اي، گذر از خوان‌‌هايي كه از شادي و سرخوشي و كمدي شروع مي‌شوند و كم‌كم به خاكستري و غم و حرمان و مرگ مي‌رسند. مي‌ماند كار او با جزئيات، با خاك، با برف و با موسيقي و به‌ويژه با دو زن فيلمش، كه باز از زني خاكي و واقعي شروع مي‌شود، به زني سياه‌پوش و نويد‌دهنده مرگ مي‌رسد و سرانجام با فرشته رنگين‌پوش و شاد مرگ به انتها مي‌رسد و مي‌ماند همه شوخ و شنگي و لحن هزال‌اش با خود مرگ، با خاك و گور كه تعادل اين گذر از واقعيت به رويا و تخيل را در بهترين شكل خود حفظ مي‌كند. فيلم هر چند اندكي يادآور «سفر كولي‌ها»، يكي از اولين فيلم‌هاي تئوآنجلوپولوس در سال 1975 هم هست، اما بعد مفهومي، تكيه‌اش بر جغرافيا (شروع از کردستان ايران به عنوان جايي كه زندگي و اميد در آن است و رسيدن به مرگ در کردستان عراق) و كمال سبك‌گرايانه‌اش آن را برجسته مي‌سازد.

مصاحبه بهمن قبادی درباره نیوه مانگ

چشمان بهمن قبادي از برقي شاد و خرم آكنده است. او مردي ريزاندام است اما جملات ابتداي مصاحبه اين امر را برايم محرز كرد كه من در حضور يك روح بزرگ و عظيم قرار گرفته‌ام.
از روزنامه‌نگاري كه قبل از من با بهمن مصاحبه مي‌كرد و چون فارسي مي‌دانست پيشنهاد كرد كه قبل از رسيدن مترجم بهمن قبادي (كه دير كرده بود) به من كمك كند، نهايت تشكر را دارم. تلاسي لاهيجي كه حدود ده دقيقه پس از شروع مصاحبه رسيد‏، ترجمه بقيه مصاحبه را ادامه داد. ميان اين دو زن مترجم،‌ احساس كردم كه توسط دو فرشته فارسي‌زبان محافظت مي‌شوم. به اين ترتيب، هياهوي ديوانه‌كننده سالن انتظار هتل ساتن (Sattan) را ناديده گرفتيم و من و قبادي ‌در مورد «نيوه‌مانگ» و حضورش در برنامه جشن يادبود «نيوكراندهوپ»، (New Crowned Hope)، به گفت‌وگو نشستيم.

***
 مايكل گوييلن:‌ بهمن تمام فيلم‌هايت به طرز جذاب و مسحوركننده‌اي زيبا هستند. آن‌ها شاعرانه‌اند و مرا از نظر احساسي تحت تأثير قرار مي‌دهند. شما به عنوان فيلم‌سازي كه مسائل عاطفي را به واسطه سينما به همراه تأثير وسيع و دوررس سياسي خلق مي‌كند،‌ مرا تحت تأثير قرار مي‌دهيد. از كلمه شاعرانه، تنها منظورم مناظر و دورنماي دوست‌داشتني و جذاب كردستان نيست، بلكه چهره‌ها و شخصيت مردمي كه در اين منطقه زندگي مي‌كنند نيز هست. آيا شما آگاهانه سينماي شاعرانه را براي دست‌يابي به پاياني سياسي استفاده مي‌كنيد؟

‌ من اصلاً نمي‌خواستم فيلم سياسي بسازم. تمام آن‌چه كه در فيلم مي‌بينيد،‌ زندگي واقعي مردم است. اگر در كردستان پليس مي‌بينيد، چيزي هست كه به همين شكل وجود دارد. بنابراين من به دنبال ساخت يك فيلم سياسي نبودم. براي مثال هيچ جاي ايران (به غير از كردستان) نمي‌توانيد پست بازرسي ببينيد. زماني كه جوان‌تر بودم شعر مي‌نوشتم. خواهرم يك شاعر است و شعر او روي من تأثير گذاشت؛ خصوصاً هنگامي‌كه جوان‌تر بودم. اگر به كردستان برويد اين اشعار را مي‌توانيد در زندگي روزمره مردم ببينيد. آن‌ها هميشه لبخند مي‌زنند حتي اگر زندگي سختي داشته باشند. موقعيت آن‌ها سخت و مشكل است ولي با وجود آن، مردمي عاطفي هستند، نسبت به يكديگر مهربانند و هميشه لبخند مي‌زنند. شعر يك چيز احساسي ميان آن‌هاست. حقيقت فيلم من، تكان‌دهنده، عظيم و غم‌انگيز است. نمي‌خواستم تمام آن را مستقيماً به نمايش درآورم. احساس كردم كه تماشاي آن براي تماشاگران سخت و غير قابل تحمل مي‌شود. مي‌خواستم اين حقيقت سخت و دشوار را‌ به شكل ملايم‌تري نمايش دهم. مي‌خواستم تمام اين مشكلات را از طريق يك راه ملايم و سليس بيان كنم.

 مي‌فهمم. شما مي‌خواهيد از طريق خيال و زيبايي، ما را در مقابل اين دشواري‌ها حمايت كنيد.
دقيقاً. من تلاش مي‌كنم اين واقعيت خشن را با لايه‌اي از زيبايي تعديل كنم.

3.تمام فيلم‌هاي شما به سمت سفر‌هاي مرزي سوق پيدا مي‌كنند. در «نيوه‌مانگ»‌ به نظر مي‌رسد كه مرزها ماوراي طبيعي هستند. درست مي‌گويم؟


اين درست است كه فيلم‌هاي من هميشه بر روي موضوع عبور از مرز بحث مي‌كنند اما من هميشه مرزها را چيز مضحكي پنداشته‌ام كه بايد به نقد گذاشته شود. البته اين تنها مسئله و مشكلي مربوط به كردها نيست كه در اين فيلم مي‌بينيد. اين مرزهاي ذهني است كه مشكل‌سازند. من مرزها را يك امر غير طبيعي مي‌دانم و موضوعي است كه عليه آن مبارزه مي‌كنم. به طور مشخص پاسخ سؤال شما را دادم؟

4. من صددرصد با شما موافقم و پاسخ شما كاملاًمرا قانع كرد. من اين‌گونه استنباط كرده‌ام كه «نيمۀ‌ماه» از موسيقي ركوييم (Requiem) موتزارت الهام گرفته شده است و مامو كم‌وبيش روح موتزارت را دربرمي‌گيرد. ممكن است كمي در اين باره صحبت كنيد؟


بسيار جالب توجه است كه متوجه اين مسئله شديد. اين دقيقاً همان چيزي است كه مد نظر من بوده. حتي خود اسم مامو (Mamo) قبل از هر چيز مي‌خواستم يادآور شخصيت موتزارت باشد، اما اين حقيقتاً به نوعي رؤياي من بود. مي‌خواستم با مقايسه و برقراري تناسب ميان موتزارت و مامو، كاري بسيار شورآفرين انجام دهم. زيرا تصاوير زيبايي از موتزارت در اين فيلم هست. مسئله اساسي من، تماشاگران غربي نبودند بلكه بيش‌تر خود كردها هستند. فكر نمي‌كنم اگر اين شخصيت شباهت بيش‌تري به موتزارت غربي داشت، آن را مي‌پذيرفتند. چون نمي‌خواستم احساسات آن‌ها را خدشه‌دار كنم. مي‌بايستي به انتظاراتي كه از يك فيلم كردي وجود دارد ـ كه تبلور مردم كردستان است ـ ‌احترام مي‌گذاشتم. بنابراين بايد به شخصيتي كه براي آن‌ها قابل قبول‌تر بود، مي‌پرداختم، در غير اين صورت من با نسخه غربي موتزارت، اثر شورانگيزتر و عميق‌تري مي‌ساختم. اكنون به سانسورهايي كه توسط خودم در فيلم انجام شد اشاره مي‌كنم. من بايستي اين كار را هم به خاطر خود كرد‌ها و هم به دليل ديدگاه‌هاي دولت انجام مي‌دادم. براي مثال،‌ يك سكانس موزيكال بسيار زيبا در فيلم وجود داشت كه زني آواز مي‌خواند، ‌اما من بايد خودم اين سكانس را سانسور مي‌كردم چون مي‌دانستم كه دولت به‌سختي آن را مي‌پذيرد. بنابراين آن را حذف كردم. خنده‌دار اين‌جاست كه حتي با اين‌كه من خودم آن را كاملاً سانسور كردم، هفته پيش فيلم در همان ابتدا در ايران ممنوع شد. اتهام اين بود كه فيلم تجزيه‌طلب است؛ كه حرف كاملاً‌ پوچ و بي‌معني‌اي است. «نيمه‌ ماه» به هيچ عنوان يك فيلم جدايي‌طلب نيست. به همين دليل، اكنون براي سانسورهايي كه خودم در فيلم انجام دادم تأسف مي‌خورم. احساس مي‌كنم اگر قرار بود ممنوع شود، بهتر بود همان‌گونه كه دوست داشتم بار اول آن را به نمايش درمي‌آوردم.

 شنيدن اين مسئله ناراحت‌كننده است؛ نه تنها ممنوعيت فيلم‌تان بلكه تأسف و ناراحتي خود شما. يك گفته قديمي است كه مي‌گويد، مرگ در وسط يك زندگي طولاني قرار دارد، و تأملات شما در مورد مرگ در «نيمه ماه» بسيار عميق بودند. به نظر مي‌رسد مرگ را در مفهوم و زمينه گسترده‌تري مورد بررسي قرارداده‌ايد. ممكن است كمي راجع به آگاهي مامو از مرگ و اين‌كه شما چه‌گونه با اين هشياري در سرتاسر فيلم بازي كرديد صحبت كنيد؟‌


رابطه‌اي كه مامو با مرگ در اين فيلم دارد،‌ مانند رابطه خود من با مرگ است. من آدمي هستم كه عميقاً‌ و به‌شدت از مرگ مي‌ترسم. اين بيم در زندگي روزمره من، وقتي در خيابان راه مي‌روم ،‌ وقتي كار مي‌كنم، شب هنگام خواب و هنگامي‌كه به آن‌چه روز بعد مي‌خواهم انجام دهم، به چشم مي‌خورد. من هميشه اين ترس عميق و دروني را با خود دارم. خصوصاً اين روزها،‌ من اين احساس قوي و ترس شديد نسبت به مرگ را دارم. براي مثال،‌ زماني كه به خانه‌ام در تهران بازمي‌گردم،‌ هميشه اين تصور قبلي را دارم كه اتفاق بدي قرار است بيفتد، زلزله، حمله امريكا و بمب‌گذاري. هر روز با اين ترس زندگي مي‌كنم؛ حتي به دفعات اين را در دفتر خاطراتم يادداشت مي‌كنم كه به‌زودي مي‌ميرم. اين يعني شايد ده يا بيست سال ديگر زنده‌ام و زود مي‌ميرم.

6. من از شنيدن حرف‌هاي‌تان بسيار دل‌سرد شدم و اميدوارم حقيقت نداشته باشد. اميدوارم به عنوان استاد ما، سال هاي طولاني اين كار را ادامه دهيد. ممكن است اين گفته شاعر امريكايي‌ها، والاس استيوسن  كه«مرگ ما در تمام زيبايي‌هاست» براي تان كمي تسكين‌بخش باشد؟


آرزو مي‌كنم كه اين‌گونه فكر كنم. ممكن است حقيقت داشته باشد، اما در عين حال، ‌اين يك لرزش عميق است كه در درون خودم حس مي‌كنم. تنها اين واقعيت (در حقيقت نه فقط مرگ) كه تنها يك يا دو دهه براي فيلم‌سازي،‌ براي من باقي‌مانده،‌ اين كه بعد از بيست سال،‌ ديگر تواني براي ساختن فيلم برايم باقي نمي‌ماند،‌ نگراني و اندوه بزرگي براي من است و مانع مي‌شود كه از روزهاي زندگي‌ام لذت ببرم. نمي‌توانم از لحظات حال استفاده كنم و ترس از آينده را از خودم دور كنم.
(مترجم و من با يك حس مشترك نگاهي به يكديگر انداختيم) بهمن شنيدن اين مسئله خيلي مرا ناراحت (اندوهگين) كرد. اميدوارم بتواني از حال لذت ببري و از آينده‌اي كه براي همه ما نامعلوم است،‌ زياد بيم نداشته باشي. فكر مي‌كنم يكي از پيچيده‌ترين مسائل براي غربي‌ها درك عدم تساوي جنسي در ايران و عراق است. محروم‌سازي زنان از زندگي معنوي. بي‌شك،‌ صحنه دهكده كوهستاني 1334 زن خواننده تبعيدي،‌ يكي از ماندگارترين و به‌ياد‌ماندني‌ترين تصاوير «نيوه‌مانگ» است.

7. پيشاپيش مي‌دانم كه شما (در جلسات پرسش‌وپاسخ) خود تصريح كرده‌ايد كه، اين يك دهكده حقيقي نيست بلكه ساخته تصورات خودتان است. اما ممكن است برايم توضيح بدهيد چرا زنان از خواندن بازداشته مي‌شوند؟ چرا جرم محسوب مي‌شود؟ اين مسئله برايم قابل فهم نيست.


اين دقيقاً هدف من در اين فيلم است. حقيقتاً‌ مي‌خواستم نشان دهم كه مانع‌شدن زنان از خواندن تا چه اندازه كم‌لطفي است. زنان ايراني زيادي هستند كه هنرمندند و براي‌شان آوازخواندن بخشي از ابراز خلاقيت‌شان است و به زندگي‌شان معني مي‌بخشد... اما فكر نمي‌كنم به اندازه كافي حق مطلب را در اين فيلم‌ ادا كرده باشم. نياز است كه فيلم ديگري بسازم و درباره موقعيت زنان در ايران صحبت كنم... درست است كه گفته‌ام اين دهكده‌اي واقعي نيست اما كاملاً هم تخيلي نيست. يك دهكده سمبليك است، چون هميشه مي‌گوييم جهان به يك دهكده جهاني تبديل شده است و اين حقيقت دارد.

 صحنه ديگر «نيوه‌مانگ» كه مرا شگفت‌زده كرد،‌ شنيدن صداي نيوه‌مانگ (Niwemang)، زن خواننده‌اي بود كه بالاي اتوبوس بود. نمي‌توانم فكر نكنم كه در زمينه فرهنگي ما او يك فرشته يا موجود معنوي است كه آمده به آن‌ها كمك كند تا به رؤياي‌شان دست يابند. آيا اين‌كه شخصيت او را يك موجود معنوي و غير مادي مي‌دانم‌ صحيح است؟


درست است. من خواسته‌ام او را يك فرشته جلوه دهم اما او نوعي فرشته تركيبي است. فرشته‌اي است كه از زمين آمده اما در عين حال آسماني (مقدس) است. فرشته‌اي است كه با زندگي مرتبط است، چنان‌چه در پايان به آن‌ها كمك مي‌كند از مرزهاي عراق عبور كنند، اما فرشته مرگ هم هست. همان‌طور كه مامو را به سمت مرگش هدايت مي‌كند. بنابراين او يك فرشته مبهم است. مي‌خواستم اين چهره را به عنوان فرشته جلوه دهم. اما هشو (Hesho) اولين خواننده، نيز يك فرشته است. من مي‌خواستم نشان دهم، زماني‌كه او در كف اتوبوس پنهان مي‌شود دقيقاً‌ همانند وقتي است كه در كفن است و مي‌ميرد. پيغامي كه براي مامو باقي گذاشت،‌ به نحوي بيان‌گر اين نكته بود كه او دختر مامو است. شخصيتش نيز، يك شخصيت مرموز است كه ارتباطي با فرشته‌بودن دارد. من اين دو زن را به صورت فرشته تصور كرده‌ام،‌ زيرا در كل زنان را فرشته مي‌دانم. علاوه بر اين، زنان هنرمند را به دو دليل فرشته مي‌دانم؛ بدين دليل كه هم زن هستند و هم هنرمند. اين فيلم را به عنوان ستايش و تكريم زنان هنرمند ايران ساخته‌ام.

9. براي جمع‌بندي، بهمن فقط مي‌خواهم بداني كه هر روز برايت دعا مي‌كنم كه از شرايط سخت در امان باشي و مرگ تو را رها كند تا بتواني طي سال‌هاي زيادي كه پيش روي داريم باز هم براي ما فيلم‌هاي زيبا‌ بسازي.
لبخند بهمن مي‌درخشد و من حس مي‌كنم كه در ميان برق پر از نشاط چشمانش شست‌وشو مي‌كنم.


مصاحبه از: مايكل گوييلن
منبع: ايوينينگ‌كلاس
پنج‌شنبه 14 سپتامبر 2006


 خلاصه داستان


مامو، نوازنده‌ پير و سرشناس كردستان، همراه فرزندانش سفري را براي اجراي كنسرت در عراق پس از صدام آغاز مي‌كند. در اين سفر، كاكو مرد ميان‌سالي كه خود را ارادت‌مند مامو مي‌داند، به عنوان راننده و با اتوبوسي كه از دوستش قرض گرفته است، او را همراهي مي‌كند. مامو يكي‌يكي فرزندانش را كه در نواحي مختلف زندگي مي‌كنند جمع مي‌كند، اما آخرين پسرش پيش از سوارشدن به اتوبوس از پدر مي‌خواهد دقايقي از ماشين پياده شود. پسر به مامو مي‌گويد كه «پير» روستا گفته كه بهتر است مامو به اين سفر نرود زيرا هنگامي كه ماه كامل شود براي او اتفاقي خواهد افتاد. مامو مي‌گويد به هر طريق كه باشد اين سفر را ادامه خواهد داد زيرا سال‌هاست جلوي كارش گرفته شده است. مامو به سراغ زن خواننده‌اي به نام هشو (به معناي خوشه‌ انگور) مي‌رود كه سال‌هاست همراه 1334 زن ديگر در تبعيد زندگي مي‌كند اما هشو صداي پيشينش را همراه با اعتماد به نفس از دست داده است. آن‌ها در مسير عبور از مرز با حوادث و موانع متفاوتي روبه‌رو مي‌شوند.

دانلود

به دلیل اینکه مدت نسبتا زیادی از آپلود این فایل می گذرد سایت راپیدشیر دانلود مجانی را غیر قابل امکان کرده به همین دلیل برنامه ای در زیر لینک ها قرار دارد که به راحتی بتوانید این فایل ها را دانلود کنید . کافی است لینکی که در صفحه جدید باز می شود را درون این برنامه در قسمت مورد نظر کپی کرده و شروع به دانلود کنید.

لینک های دانلود فیلم در 7 قسمت در اختیار شما قرار داده می شود چون فیلم به زبان کردی است فیلم به همرراه زیر نویس انگلیسی است  اگر مشکلی در دانلود یا نمایش فیلم داشتید در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.

 بخش 1

بخش 2

بخش 3

بخش 4

بخش 5

بخش 6

بخش7

برای دانلود برنامه مورد نیاز دانلود فایل های بالا ،  با حجم ۳ مگابایت به لینک زیر بروید:

دانلود