تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
.
.
color=#000000>     این مورد را جدی بگیرید!     گفتگوی اصغر فرهادی با ایسنا      تغییر 180 درجه ای یک رویکرد     محمود اربابی و محمدرضا جعفری جلوه : درباره الی خردادماه اکران می شود      ماجرای یک هوچی گر...      ستایش دیوید بوردول از درباره الی ؛ درباره الی شایسته ی یک پخش جهانی فوری است      پرونده درباره الی در صنعت سینما     
دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387
دو عکس جدید و نایاب از گشیفته
 

برای دیدن عکس ها در اندازه اصلی روی آنها کلیک کنید.

     

جمعه بیست و دوم آذر 1387
نگاهي به بازي گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغها
             

                

در بررسي بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغها، اولين نكته اي كه به ذهن مي آيد اين است كه گلشيفته در كوتاه ترين نقش دوران حرفه ايش و اولين نقش آفريني بين المللي اش، توانسته متفاوت ترين بازي خود را ارائه داده و يكي از بهترين بازيهايش را بر جاي بگذارد.
بازيگر پر احساس و انرژيكي چون گلشيفته فراهاني، براي آنكه بتواند به بهترين شكل ممكن تواناييهايش را بروز دهد، بايد از طريق كارگردان به درستي كنترل و هدايت شود. اين نكته ايست كه در بازي او در مجموعه دروغها كاملا به چشم مي آيد.

هر بازيگري طبعا بنا بر خصوصيات شخصي خود و سبك بازيگري اش، شيوه ي خاصي را  درنحوه ي بيان احساسات، ديالوگ گفتن و... به كار مي گيرد. گلشيفته فراهاني از جمله متولدان تير ماه است كه حرارت، جنب و جوش و انرژي بالا جزو خصوصياتش است. گلشيفته همچون بسياري از متولدان تير ماه دستانش در موقع احساسات، گويي در حال پرواز هستند و مدام به اين طرف و آن طرف مي روند و مدام در حال بالا و پايين پريدن و بازي با اندامش است و حال اينكه گلشيفته ي يك فيلم چقدر از اين خصوصيات را در خودش داشته باشد، بستگي به كارگرداني دارد كه در پشت دوربين قرار گرفته. گلشيفته در نقشي چون هانيه ي سنتوري، بنا بر خواسته ي مهرجويي كه هانيه را دختري پر نشاط و پر جنب و جوش مي داند(كه خصوصيات خود گلشيفته است) از شخصيت خودش در هانيه مايه مي گذارد و حاصل كار مي شود همانكه هانيه در زمان عصيان و در در زمان خوشي و عاشقانه، خود گلشيفته فراهاني است. يا در نقش ستاره ي ديوار كه دختري 20 ساله و سرزنده است، گلشيفته باز هم از خصوصيات خودش در آن نقش مايه مي گذارد و البته به دليل هدايت بي ربط و ماقبل سينماي محمدعلي طالبي و شخصيت پردازي ضعيف، زحمات او بر باد مي رود. اما در جاهايي ديگر همچون سپيده ي ميم مثل مادر، گلشيفته از خودش فاصله مي گيرد و بنا بر خواسته ي ملاقلي پور، ما چيزي از گلشيفته را در سپيده نمي بينيم و گلشيفته، سپيده را به طور كامل خلق مي كند. يك نوع سنگيني، متانت و آرامش خاص در حركت و رفتار او شكل مي گيرد. و يا باز هم مي توان به مريم هميشه پاي... نيز اشاره كرد كه با خود گلشيفته فاصله ي بسيار دارد و يك نوع متانت و تلخي در عين فضاي فانتزي اطراف، در نقش آفريني اش به چشم ميخورد.

اما عايشه در مجموعه دروغها نيز حاصل همان هدايت بي نقص كارگردان است و اينجاست كه تاثير يك كارگردان خبره و كاربلد مشخص مي شود. گلشيفته در نقش عايشه، ديگر نه احساسات شديد و پرواز دستها را همچون سنتوري دارد(اینها ویژگی هستند و نه نکته ی مثبت و منفی)، نه آن متانت و سنگيني و ‌آرامش ميم مثل مادر را، نه آن بغض فروخفته در زمان ديالوگ گفتن در بسياري از فيلمهايش و نه هيچگونه ري اكشن اضافه و يا تكراري و آزمون پس داده شده اي. عايشه اي كه گلشيفته خلق مي كند، نه احساسي است، نه پر جنب و جوش و نه ماتم زده. گلشيفته دستانش را در كنترل دارد، بغضها و خنده هايش را كنترل مي كند و اينبار بزرگترين برگ برنده اش را رو مي كند و آن بازي با چشمانش است. گلشيفته در سكانس هاي رو در رويي با راجر در مطب، در سكانس صحبت در قهوه خانه و در سكانس صحبت در اطراف خانه اش، به گونه هايي متفاوت احساسات خود را بروز مي دهد و از يك برخورد سنگين و غريبانه در ابتدا، به يك برخورد راحت(اولين گپ)و يك برخورد صميمي و دوستانه در انتها مي رسد و در تمامي آنها، نوع برخورد گلشيفته، بازي با اندام صورتش و به خصوص بازي با چشمانش و نحوه ي ديالوگ گفتنش تغيير مي كند. زيرا او از سنگيني برخورد يك پرستار با يك مريض، به يك راحتي برخورد با يك دوست رسيده و در هر سكانس اين تغيير و تكامل در رفتار او مشاهده مي شود.

شايد بتوان بازي گلشيفته در مجموع دروغها را جداي از متفاوت ترين بازيش و يكي از بهترين بازيهايش، تكنيكي ترين و يا يكي از تكنيكي ترين بازيهايش نيز ناميد. بازيگر احساسي - تكنيكي اي چون گلشيفته، اينبار بر خلاف ساير فيلمهايش بيش از احساس، تكنيك است كه در بازيش به چشم مي آيد و به طور به شدت ملموسي بيشتر در بازي اش به كار گرفته شده است. در واقع همين تكنيك به كار گرفته شده در اين نقش آفريني است كه باعث شده اين نقش آفريني متفاوت ترين بازي گلشيفته باشد. زيرا بازيگر احساسي - تكنيكي  اي چون گلشيفته فراهاني، زماني كه رو بياورد به طرف احساس(گاه به دليل فضاي فيلم و نقش و گاه به دليل سبك كاري)، به دليل تشابه زياد اينگونه فضاها(به خصوص در سينماي ايران كه احساسات زنان محدود است و به غم و شادي ختم مي شود) و همچنين شناسنامه دار بودن صدايش،‌ احتمال افتادن به ورطه ي تكرار را دارد. ولي زماني كه بيشتر از تكنيك در بازيش استفاده كند، به راحتي خطر افتادن به ورطه ي تكرار را از سر مي گذراند.نكته ي مهم ديگر در بازي گلشيفته فراهاني،‌ تسلط كامل او در بيان جملات انگليسي است. در حالي كه اكثر بازيگران ايراني در درآوردن يك لهجه نيز دچار مشكل هستند و نحوه ي انگليسي صحبت كردنشان آنقدر ابتدايي و دست و پا شكسته است كه تنها لج مخاطب مشتاق را در مي آورد، اما گلشيفته در مجموعه دروغها كاملا مسلط و بي نقص به زبان انگليسي صحبت مي كند و اين نكته در كنار گريم و نقش متفاوتش و جنس بازي به شدت متفاوتش باعث شده است تا مخاطب با ديدن گلشيفته فراهاني در قالب نقش عايشه، به سختي نقشها و بازهاي پيشين او را به ياد بياورد.

به هر حال باز هم بايد تاكيد كرد كه بازي گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغها، متفاوت ترين بازي، يكي از تكنيكي ترين و بهترين بازيهاي او نيز هست و بخشي از اين موفقيت همه جانبه، بي شك به دليل هدايت استادي چون ريدلي اسكات است كه مي داند از نقش و بازيگرش چه مي خواهد. در حالي كه بسياري از كارگردانان ما، بيشترين زحمات گلشيفته را در قالب نقشهايي سنگين به هدر مي دادند و با هدايت بدشان موجب تخريب نقش و بازي گلشيفته مي شدند، حال ريدلي اسكات در كمال استادي از كمترين زحمات گلشيفته، بهترين استفاده را كرده و با كنترل و هدايت دقيق او، نقش و بازيگر را به نقطه ي موفقيت رسانده است.اين موفقيت به گونه اي بوده است كه اغلب نشريات و منتقدان بزرگ  آمريكايي، نقش آفريني گلشيفته را بي نقص و بي مبالغه دانسته اند و آن را مورد ستايش قرار داده اند. بازي گلشيفته در مجموعه دروغها عملا نشان داد كه بهترين بازيگران ما از حيث توانايي چيزي از دنيا كم ندارند. گلشيفته فر اهاني در 6 سكانس رو در روي لئوناردو ديكاپريو قرار دارد و در تمامي اين سكانسها، بازيش كاملا بر او مي چربد و عملا او را بر زير سايه ي درخشش خود قرار داده است.

وقتي به اين موضوع دقت مي كنيم كه مجموعه دروغها اولين حضور جهاني گلشيفته فراهاني است و در مقابل، بازيگري چون لئوناردو ديكاپريو سالهاست كه در انبوه فيلمهاي كارگردانان سرشناس هاليوود نقش آفريني مي كند و حال در سكانسهاي رو در رو با يكي از بهترين هنرمندان ما اينچنين بازيش به زير سايه ي درخشش او رفته است، عملا متوجه توانايي بالاي هنرمندان خوب(آن دست هنرمند خوب!) كشورمان مي شويم كه از حيث تكنيك و توانايي بازيگري چيزي از دنيا كم ندارند.گلشيفته فراهاني با درخشش در آخرين ساخته ي ريدلي اسكات و به زير سايه بردن يكي از سرشناس ترين بازيگران هاليوود در سكانس هاي مقابل او، جداي اثبات توانايي هاي فوق العاده اش در بازيگري و مهر تاييد ديگري بر آن، پتانسل هاي بالاي هنرمندان ايراني را به رخ جهانيان كشيد و بت هنرمندان هاليوودي را در نزد مردم ايران، تا حدودي شكست. اغلب مردم عادي كشورمان بر اين باورند كه هاليوود جداي امكانات و سطح فيلمهايش، از حيث نيروي انساني و هنرمندان نيز بسيار بزرگتر از سينماي ايران است. ولي حال كه براي اولين بار يكي از بهترين بازيگران ايران را در يك قاب در مقابل يكي از همان سرشناس ترين و محبوبترين هنرمندان هاليوود ديدند، يقينا متوجه شدند كه اصلا آن خبرها نيست. آن دست هنرمندان تواناي ما از جمله گلشيفته فراهاني، از حيث سطح و كلاس بازيگري در جايگاه رفيعي هستند و اگر نيمي از تجربه و امكانات و آزادي هاي برخي هنرمندان متوسط هاليوود را كه به وسيله ي همان امكانات خود را بزرگ  كرده اند در اختيار داشته باشند، يقينا قله هاي رفيع افتخار را فتح مي كنند و خودشان را به رخ جهانيان مي كشند.

در آخر بايد اين نكته را متذكر شد كه بازي گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغها، برگ برنده ي كارنامه ي اوست و چيز جديد به كارنامه ي او و سينماي ايران اضافه نموده است. اگر بخواهيم بازي گلشيفته در مجموعه دروغها را با بازي تحسين برانگيزش در فيلم نيوه مانگ(به دليل نوعي كوتاه و مفيد بودن، گويش به زباني غير فارسي و بين المللي بودن فيلم) قياس كنيم، بايد گفت كه بازي او در مجموعه دروغها در پله اي به مراتب بالاتر از نيوه مانگ قرار ميگيرد و شايد تا اينجا به قولي سوگولي نقش آفريني هاي گلشيفته فراهاني نيز باشد. مجموعه دروغها مي تواند آغازي خوب و دلچسب براي گلشيفته فراهاني، در راستاي آغاز جهاني شدن باشد.

شما هم نظرتان را درباره ي بازي گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغها بگوييد...

پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387
دانلود مجموعه دروغها براي موبايل - دانلود بخشي از بازي گلشيفته در مجموعه دروغها براي موبايل
 

            

براي دانلود فيلم مجموعه دروغها در حجمي كم و با فرمت۳ جي پي(براي موبايل)، بر روي لينك زير كليك كنيد :

 دانلود

براي دانلود بخشي از بازي گلشيفته فراهاني در فيلم مجموعه دروغها(حدود ۵ دقيقه)، با فرمت ۳ جي پي(براي موبايل)، بر روي لينك زير كليك كنيد :

دانلود

دوشنبه هجدهم آذر 1387
پرونده ی بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

دسته ی فیلمهای عالی ؛

۱- درباره الی

سپیده در پیش چشمان گروه گویا مقصر است. سپیده عذاب می کشد. می گویند الی غرق شده، پس خود را مجنون وار برای یافتن الی به دریا می زند. دست خالی از دریا باز می گردد و به جان ماموران پلیس و آتش نشانی و غریق نجات می افتد. فشار عصبی بر رویش زیاد است و همچون دیوانگان، در و دیوار را نگاه می کند و هق هق می کند. صبحش از خواب می پرد و می گوید اگر الی غرق شده بود، حتما جنازه اش تا الان پیدا شده بود. پس زنده است! سپیده می خواهد خود را از عذاب وجدان نجات دهد. آخر اوست که الی را به این جمع دعوت کرده تا احمد را برای ازدواج با او آشنا کند. سپیده احساس می کند که دختر مردم را به کشتن داده. خسته است، پشتش خم شده، همسرش فشار روانی دیگری بر روی اوست و حتی او را می زند و همه تقصیرها را بر گردن او می اندازد، سرمای شدیدی خورده و گلویش درد می کند، زیر چشمانش همچون تالاسمی ها شده، نگاه دیگران را تاب ندارد... (ادامه)

دسته ی فیلمهای خوب ؛

۱- بی پولی

درباره بی پولی حمید نعمت الله، نمی توان چیزی گفت جز اینکه یکی از بهترین کمدی های دهه ۸۰ سینمای ایران است. اثر نه جوک گویی می کند و نه لودگی. نه طبق فرمول طنزهای نود شبی اینروزهای سینما پیش می رود و نه به دام شوخی های سخیف می افتد. نعمت الله و فیلمنامه نویسش کارشان را با "طنز" به پیش می برند و با خلق شوخی های بامزه و ناب از بحران اقتصادی یک خانواده(و خانواده های ایرانی)، خنده های شیرین بسیاری از مخاطبانشان می گیرند... (ادامه)

۲- زادبوم

زادبوم ابوالحسن داوودی، فیلمی به شدت خوش ساخت، منسجم و شیک است. فیلمی که علی رغم آنکه در ۳ کشور مختلف، با ۳ گروه مختلف تصویربرداری شده، ولی ابدا یکدستی اش را از دست نداده. داوودی نیز روند فیلم به فیلم بهتر شدنش را حفظ نموده. شاید زادبوم از حیث فیلمنامه، برای او یک گام رو به جلو در مقایسه با تقاطع محسوب نشود، ولی از حیث کارگردانی و کلیت اثر، یک گام رو به جلو محسوب می شود. کارگردانی داوودی در تک تک سکانسهای فیلم، به شدت حساب شده و دقیق است و نشان از پختگی و ذهن خلاق کارگردان پشت دوربین می دهد. مهمترین نکته و ویژگی زادبوم، مضمون و نکته های تازه و قابل تامل نهفته در آن است. ماجرای گسست میان نسل ها و سرگشتگی اعضای یک خانواده و دوریشان از هم و پرت شدن هر کدامشان به یک نقطه از این کره ی خاکی، و آن ماجرای لاک پشت هایی که ۳۰ سال بعد از به دنیا آمدن، برای تخم گذاری به محل تولدشان باز می گردند و پیوند خوردن این دو با یکدیگر، شکل روایت تازه ای از گسست میان نسل ها و خانواده های ایرانی را نشان می دهد که تاکنون نظیر نداشته... (ادامه)

دسته ی فیلمهای نسبتا خوب ؛

۱- پستچی سه بار در نمی زند

حیرت انگیز است که برخی از دوستان، بحث های روشنفکرانه ی قیاس "درباره الی" اصغر فرهادی با "ماجرا" ی آنتونیونی را پیش کشیده اند و غافلند از اینکه حسن فتحی عزیز و محترم، فیلم جدیدش را بر اساس کپی مو به مو با فیلم "شب مردگان" تولید کشور نیوزیلند ساخته است. داستان شب مردگان از این قرار است که دو دوست که برای سفر به جایی می خواهند برود، شبانگاه به طور تصادفی وارد روستایی می شوند که همه چیزش عجیب است. در ادامه آنها متوجه می شوند که این روستا طلسم شده و هر شب وقایع مدتها قبل(بیشتر کشتار) در آن تکرار می شود و انسانهای جدیدی که وارد آن روستا شوند، می توانند در وقایع آن شب که دارد برای چند صدمین بار تکرار می شود، دخالت کنند و اتفاقات آن شب را عوض کنند... (ادامه)

دسته ی فیلمهای متوسط ؛

۱- عیار ۱۴

عیار ۱۴ اثریست متوسط و بی رمق که اصلا داستانش کشش یک فیلم بلند را ندارد و با نشان دادن تصاویر بی ربط و مکرر از کاراکتر محمدرضا فروتن و سر و کله زدن با مشتریانش در جواهرسازی، قصد دارد فیلم را به زمان یک فیلم بلند برساند، که در انتها نیز می رساند و می شود ۸۰ دقیقه! فیلم مملو است از گاف های عمیق تکنیکی و فیلمنامه ای و در بعضی سکانسها، تصاویر از حیث بصری، "جا مانده از زمان" به نظر می رسند. فیلمساز برای درآوردن حس تعلیق، انواع و اقسام حوادث و اتفاقات تصادفی را در یک زمان کوتاه قرار می دهد و جالب است که باز هم به تعلیق نمی رسد... (ادامه)

۲- وقتی همه خوابیم

نوشتن از وقتی همه خوابیم و تجربه ی وحشتناک دیدنش، بسیار زجر آور است. اینکه یکی از اساتید بزرگ این سینما، پس از ۸ سال، با یک فیلم مریض و بی ربط به سینما بازگردد، بسیار ناراحت کننده است. به حواشی اخیر و اینکه آیا بیضایی تحت تاثیر از مشکلات اخیرش این فیلم را ساخته و ماجرای اعتباریان و اشتهاریان و... کاری نداریم و اصلا مهم هم نیست. تنها به خود اثر، بدون پیش زمینه نگاه می کنیم. اینکه استاد خود را در حدی پایین برده که با اغراق های وحشتناک و لوس، می آید به بازیگرانی همچون  محمدرضا گلزار تیکه می اندازد و آنقدر سطحی و پیش پا افتاده می گوید که ببینید تهیه کنندگان چه ها که نمی کنند و به همین دلایل، مژده شمسایی ها خانه نشین شده اند و زحمت کشان و تحصیل کرده های تئاتر در سینما جایی ندارند و امثال گلزار و حسام نواب صفوی و شقایق فراهانی سالی چندین فیلم بازی می کنند، زجر آور است... (ادامه)

۳- شبانه روز

شبانه روز از آن دست فیلمهاییست که قصد دارد با بهره گیری از المانهایی "به ظاهر" جذاب و متفاوت، مخاطبان خود را جذب کند. اثر کلا درباره ی چیز خاصی نیست. مجموعه تصاویری همینطوری در مقابل دیدگان مخاطب قرار می گیرند و گویا دارند از ماجراهای عاشقانه می گویند و کلیپ های عاشقانه ای را در دید عموم می گذارند! فیلمسازها قصد دارند تا با تدوینی بریده بریده و فیلمبرداری ای لرزان و بازیگوشی های فرمی، به اصطلاح ساختار شکنی کنند و اثر خود را متفاوت و کلاسیک نشان بدهند. ولی مشکل اینجاست که شبانه روز با آنهمه خیل عظیم و عجیب و غریب بازیگران سرشناس، داستان و حتی داستانکی نیز ندارد که تعریف بکند و در این حالت است که شلنگ تخته انداختن فیلمسازان، به چشم نمی آید... (ادامه)

۴- بیست

شاید باید انگیزه عبدالرضا کاهانی را از ساخت فیلم بیست، به طور جدی پرسید. بیست با داستانی به شدت درگیر کلیشه، بدون هیچ ایده و خلاقیت و ظرافتی، به پیش می رود و جالب اینجاست که اصلا داستانی برای روایت وجود ندارد و کل اثر در حد یک فیلم کوتاه ۲۰ دقیقه ای می تواند جمع و جور شود. تدوینگر بینوا نیز وقتی با چنین اثری که از داستانی بی مایه و بی جان و رمق رنج می برد و برای رسیدن به تایم یک فیلم بلند، مجبور است بازیگران را همینطوری الکی به حال خود رها کند تا برای خود اینطرف و آنطرف بچرخند و فیلم را پر کنند، رو به رو می شود، طبیعی است که نمی تواند کار شق القمری بکند و ریتم چنین اثر بدون داستان و بی مایه ای را بالا ببرد... (ادامه)

۵- هر شب تنهایی

ذره ای نباید شک و تردید کرد که هر شب تنهایی، اساسا فیلمنامه ای ندارد. فیلم بر اساس یک طرح و ایده به جلو می رود و برای رسیدن تایم فیلم به زمان استاندارد یک فیلم بلند، لیلا حاتمی(عطیه) را در حرم امام رضا(ع) رها کرده اند و با یک دوربین به دنبالش افتاده اند و بدون هیچ هدف و ایده ی خاصی، صرفا همچون مستندهای در باب حرم امام رضا، همینطور فقط از او فیلم می گیرند و سکانس ها بدون اینکه کارکرد محتوایی و دراماتیکی ای در کلیت اثر داشته باشند، همینطوری می آیند و می روند... (ادامه)

دسته ی فیلمهای ضعیف ؛

۱- موش

زمانی که نام فیلم موش در بخش مسابقه سینمای ایران اعلام شد، بسیاری متعجب شدند و حتی گمان کردند که شاید کارگردان "اگه میتونی منو بگیر" واقعا پیشرفت بزرگی در کارش کرده است. اما پس از تماشای فیلم، علت حضور این فیلم در بخش مسابقه را متوجه می شویم. فیلم می خواهد به ما بگوید که تمامی تروریستهای در عراق، اجیر شده ی خود آمریکا هستند که می خواهد مسلمانان را در جهان بدنام کرده و آنها را متهم به تروریست بودن کند. عجب! خب مشخص است که فیلمی با این موضوع، فارغ از کیفیتش به بخش مسابقه راه میابد... (ادامه)

۲- زمانی برای دوست داشتن

فیلم چیز خاصی  برای نوشتن در خود ندارد. یک فیلم کانونی - تربیتی که می خواهد بگوید بین فرزندان معلول و سالمتان فرق نگذارید و آنها حتی استعدادهایشان از بچه های سالم نیز بیشتر است. تک تک سکانس های فیلم مملو از شعارهای نخ نمای اخلاقی و کلیشه های رایج اینگونه فیلمهاست. فیلم اساسا حرفی برای گفتن ندارد. در این بین تنها نمی توان از بازی علی شادمان، این پسرک عجیب و غریب با استعداد سینمای ایران، در این فیلم گذشت. علی شادمان را با بازی عالیش در مقابل گلشیفته فراهانی در میم مثل مادر از یاد نبرده ایم. حالا او در "زمانی برای دوست داشتن"، نقش یک معلول را بازی کرده که مدام صورت و دستان و پاهایش باید حالت معلولیت را از خود نشان بدهند... (ادامه)

۳- حیران

در سالهای اخیر، کمتر فیلمی را همچون حیران دیده ایم که انقدر "تکراری" باشد. آغاز فیلم و نحوه شکل گیری عشق میان آن دختر و جوانک افغانی با نام حیران، بیش از حد هندی و سست و غیر قابل باور است. این سوال تا انتها نیز مخاطب را رها نمی کند که به راستی آن دختر، از چه چیز این جوانک افغانی که هیچ چیزی ندارد، خوشش آمده؟ صرفا همان یک نگاه در اتوبوس؟! فیلم بر پایه عشق های هندی و بی مایه آغاز می شود و در انتها نیز سعی می کند با نگاهی واقع گرایانه به پایان برسد. که البته از حیث داستان، در این زمینه تا حدودی موفق می شود... (ادامه)

۴- سوپر استار

سوپراستار، آخرین ساخته تهمینه میلانی، اثری به شدت شیک، سطحی، اغراق شده و ضعیف است. البته شیک بودن فیلم، صرفا به خاطر طراحی صحنه و لباس فیلم است! سوپراستار، با آغازبندی به طرز غافلگیر کننده ای ضعیف و مضحکی شروع می شود و سپس به طرز غافلگیر کننده تری، بی ربط به پایان می رسد! فیلم از یک آغاز هذیانگونه، که به طرز عجیبی اغراق آمیز و تصنعی است برخوردار می باشد(و این سوال را در ذهن مخاطبان ایجاد می کند که آیا به راستی، تهمینه میلانی از خود این سینماست؟!) و در انتها نیز مثلا معناگرا به پایان می رسد... (ادامه)

دسته ی فیلمهای ماقبل نقد ؛

۱- میزاک

تصاویر نشان داده شده در فیلم، به گونه ای است که مخاطب را در این فکر فرو می برد که بعید است فیلمساز اصلا میزانسن داده باشد و صحنه را دکوپاژ کرده باشد. گویا بازیگران دور هم جمع شده اند و تورج منصوری هم خودش تند تند تصویر گرفته! لیالستانی در این فیلم، تیمارستانی از مجانین عجیب الخلقه خلق کرده است که دور هم نشسته اند و مخاطبان را به تمسخر می گیرند. دیالوگ کلیدی فیلم از زبان فاطمه معتمد آریا بیرون می آید که می گوید: "آقا جان مرغ دزدی نکنید، همدیگرو اذیت نکنید تا بچه تی تی جان به دنیا بیاد"... (ادامه)

۲- اخراجی ها ۲

اخراجی های ۲، از هر منظری چند گام از اخراجی های ۱ نیز عقبتر است. فیلمنامه ی اثر اینبار دوچندان بی منطق و آشفته است و نمی داند کی و کجا داستان بگوید و حرف از میهن و جنگ بزند و کی و کجا جک گویی کند و لودگی درآورد. فیلمنامه به طرز هذیانگونه ای به بهانه یک هواپیما ربایی، خانواده اخراجی ها را به اردوگاه آنها می برد تا چاق سلامتی ای بکنند و در انتها نیز تمام شخصیتهای بدمن اردوگاه متحول می شوند و شروع به خواندن سرود پر افتخار "ای ایران" می کنند و سربازان و افسران عراقی نیز کم مانده رسما بیایند وسط و آنها را همراهی کنند... (ادامه)

آثاری که بالاتر از حد انتظار ظاهر شدند :

؟؟؟

آثاری که در حد انتظار ظاهر شدند :

درباره الی، بی پولی، زادبوم، پستچی سه بار در نمی زند، میزاک، سوپر استار، شبانه روز و...

آثاری که پایین تر از حد انتظار ظاهر شدند :

وقتی همه خوابیم، عیار ۱۴، هر شب تنهایی، بیست.

چهره های برتر جشنواره :

اصغر فرهادی : به خاطر خلق اثری در مقیاس  بهترینهای تاریخ سینمای ایران.

تمامی بازیگران درباره الی، با تاکید بر گلشیفته فراهانی و مریلا زارعی : بابت ارائه بازیهایی یکدست و ملموس و ثبت بهترین بازیهای خود.

مانی حقیقی : به خاطر حضور درخشان و غافلگیر کننده در اولین حضورش در مقابل دوربین.

لیلا حاتمی : به خاطر رهایی از کلیشه ی خود و ارائه یک بازی خوب و متفاوت در قالب نقشی متفاوت.

حمید نعمت الله : به دلیل موفقیتی دوباره، اینبار با فیلمی متفاوت و در نقطه ی مقابل، با ساخته ی قبلی خود(از حیث مضمون و ساختار).

ابوالحسن داوودی : به خاطر رشد عجیب و تسلط بالایش در کارگردانی.

شنبه شانزدهم آذر 1387
درباره الي رسما توقيف شد!_گزارشی در بررسی وضعیت درباره الی

درباره الي رسما توقيف شد!

اين جمله اي است كه تمام علاقمندان به سينما، هر لحظه منتظر شنيدنش هستند و با كابوس آن، دست و پنجه نرم مي كنند!

با توجه به اتفاقات اخير و حواشي پيرامون گلشيفته فراهاني، سيمرغ بهترين فيلم از نگاه مردم در جشنواره(در صورت شركت در جشنواره) و ورود به باشگاه ميلياردي ها، براي فيلم درباره الي، كاملا محتمل به نظر مي رسد.

اتفاقی که برای گلشیفته فراهانی افتاد و مسیری که انتخاب کرد، هر چند خودش را به حضور در اثر بسیار موفق و قدرتمندی همچون مجموعه دروغ ها رساند، اما یکی از چالش برانگیز ترین فیلم های امسال را به برزخ سختی برده است! فیلم جدیدی اصغر فرهادی حالتی شبیه سنتوری دارد و دیدنش بسیار کنجکاوی برانگیز است و در واقع می توان آن را پر امید ترین فیلم سال دانست اما چرا اینقدر این فیلم کنجکاوی بر انگیز است :۱- حضور نامی به نام اصغر فرهادی پس از کاگردانی اثر بسیار درخشانی همچون چهارشنبه سوری و شهر زیبا ۲- حضور توامان دو تن از محبوب ترین و درخشان ترین بازگران سینمای ایران در کنار هم(گلشیفته فراهانی و ترانه علیدوستی). خیلی از جوان هایی که به اعتبار خانواده اشان، در این سینما سر و صدا کرده اند، خیلی سعی دارند تا خود را کنار این دو قرار دهند. اما به واقع قدرت بازیگری این دو چیز دیگری است. حال حضور این دو چهره ی در خشان در کنار یکدیگر، به شدت مخاطب را کنجکاو دیدن این فیلم می کند. ۳- حضور بازیگران مستعدی مثل شهاب حسینی - مریلا زارعی (که توان بازیگری اش به تازگی در حال کشف است!) و صابر ابر،در کنار این دو ستاره، جمع بازیگران جالبی را تشکیل می دهد. همچنین بازی یک کارگردان(مانی حقیقی) در فیلم یکی از رفقها و همکارانش(اصغر فرهادی)، نکته ی جالب دیگر این فیلم است. ۴- داستانی که به عنوان یکی از بهترین و جدیدترین داستانهای سینمای ایران از آن یاد می شود؛ خیلی از جزییات داستان را نمی توانیم لو بدهیم.... اما فقط همین را باید بگوییم که درباره الی، ارزش بیش از یکبار دیدن را خواهد داشت. ۵- اما چالش برانگیزترین قسمت، مربوط به همین جاست : حضور گلشیفته فراهانی؛ مطرح ترین بازیگر این روزهای سینمای ایران. بازیگری که پس از درخشش های پی در پی و حضور در کنار مطرح ترین کارگردانان این سالها، به اصغر فرهادی رسید. اما با توجه به اتفاقاتی که از آن خبر داریم، این فیلم را می توانیم آخرین حضور گلشیفته فراهانی بر روی پرده های سینمای ایران(حداقل در مقطع فعلی) بدانیم و با توجه به کسب محبوبیت فوق العاده در این روزها، خیلی ها شوق و عطش دیدن این فیلم را دارند. به همین دلیل می گوییم فیلم درباره الی شرایطی شبیه به سنتوری دارد. در آن زمان هم از آنجایی که نمایش سنتوری پس از نمایش میم مثل مادر و محبوبیت شدید گلشیفته فراهانی بود، همه برای دیدن همکاری او اینبار با یکی دیگر از کارگردانان مطرح سینمای ایران، اشتیاق و عطش بالایی داشتند. از همین رو، شرایط این دو فیلم، کاملا شبیه است.

گلشیفته فراهانی در یک تصمیم ناگهانی، با حضور بدون حجاب در آمریکا و اعلام مهاجرت و انتقاد از برخی دستگاه ها در ایران، این فیلم را به برزخی ناخواسته برده و سکوتی در بین طرفداران سینما بوجود آمده که بیشتر به آرامش پیش از طوفان شبیه است! یعنی همه منتظرند که ببینند چه می شود. اما اگر به واقع بخواهیم وضعیت را تحلیل کنیم، ابتدا باید با دید بدبینی شروع کنیم :

گلشیفته بدون حجاب در مقابل دوربین های آمریکایی حاضر شده، شدیدا از حکومت ایران انتقاد کرده، اعلام مهاجرت به آمریکا کرده و روزنامه هایی از جنس کیهان و سایتهایی از جنس رجا نیوز را به واکنش وا داشته و عده ای خواستار ممنوع التصویر شدن او شده اند. در این شرایط و با توجه به معاونت سینمایی محتاطی که در ارشاد هست و حتی جرات اکران آثار اندکی "مشکل دار" را هم ندارد، می توان توقیف فیلم را قطعی دانست و از همین جا منتظر سی دی های قاچاق فیلم بود! این جا است که عده ای به مصاحبه ی اخیر محمود اربابی با مجله فیلم اشاره می کنند، که از وی درباره ی چگونگی نمایش آثاری که برخی بازیگران ممنوع التصویر در آنها حضور دارند، سوال شده بود و وی پاسخ داد :ما بازیگران را تنبیه می کنیم.... نه تهیه کننده را! اینجاست که می توانیم بگوییم که درباره الی مشکلی برای نمایش ندارد. اما بخش بعدی صحبت های اربابی جالب تر است. از او سوال می شود که پس چرا سفر به هیدالو با بازی زهرا امیر ابراهیمی توقیف شد؟ و جواب جالب است: این جزو موارد استثنا و خارج از قدرت ما بود و حکم از طرف دستگاه قضایی آمد! پس باز هم به سراغ بدبینی می رویم؛ در قضیه ممنوع الخروجی گلشیفته، گفتیم که وزارت ارشاد هیچ بازیگری را ممنوع الخروج نمی کند، مگر اینکه دستگاههای اطلاعاتی و قضایی دخالت کنند! و به طرز جالبی این اتفاق نیز افتاده بود! حال چه مدرکی داریم که ادعا کنیم همچون فیلم سفر به هیدالو، حکمی از جانب وزارت اطلاعات(که گلشیفته از سوی آنجا بازجویی شده است!!) نمی آید که فیلم اکران نشود؟!! این اتفاق با توجه به صحبت های گلشیفته علیه وزارت اطلاعات، احتمال وقوعش بسیار زیاد است و می توانیم بگوییم که تا قبل از حضور گلشیفته در نیویرک، احتمال اکران این فیلم بسیار زیاد بود و حال بسیار کم است.

خب تا اینجا به این نتیجه رسیدیم که این فیلم ۹۰درصد توقیف است. اما قضایا به این سادیگیها نیست و دستان دست اندرکاران درباره الی، چندان هم خالی نیست. اگر به عوامل درباره الی بنگرید، عوامل عادی هستند و تهیه کننده هم خود اصغر فرهادی است. اما این فیلم نام بزرگی به نام سرمایه گذار دارد:سید محمود رضوی؛ مدیر موسسه فرهنگی هنری مهر. این نامی است که باعث شده این روزها گروه درباره الی، با آرامش به آماده سازی پروژه مشغول باشند. اما این نام کیست؟ سید محمود رضوی از چهره های پر نفوذ فرهنگی و اقتصادی است. فردی که ارتباط گسترده ای با چهره های مذهبی و نهاد های حکومتی دارد و با توجه به نفوذ زیاد او، عده ای معتقدند که درباره الی به سادگی، هم در جشنواره حضور خواهد داشت و هم به اکران عمومی در می آید. خب حالا از یک فضای تاریک، به یک فضای روشن رسیدیم و تا اینجا می توان ۸۰ درصد، احتمال اکران این فیلم را داد.

اما نکته مهم تر اینجاست که برای وزارت ارشاد، نام ها و نفوذشان مهم هستند، اما نه آنقدرها که خبری از مافیا و قدرت پنهانی باشد. نمونه ی عینی اش، فردی به نام سید جمال ساداتیان است که یکی از پر نفوذ ترین تهیه کنندگان کشور است. اگر توقیف به رنگ ارغوان را به دخالت وزارت اطلاعات ربط بدهیم، اما مشکلات دایره زنگی در جشنواره ی قبل را به چه چیزی ربط بدهیم؟! سید جمال ساداتیان پس از تمام این حاشیه ها، تنها توانست فیلم را با ممیزی به اکران عمومی برساند. نکته ی مهم اینجاست که از زمانی که وزارت ارشاد مرغش یک پا دارد، دیگر حتی اگر رییس جمهور هم تهیه کننده باشد، اندکی مشکل را با ارشاد خواهد داشت!! معمولا هم اگر حاشیه در اطراف یک فیلم ایجاد شود، ارشاد هم اندکی در دادن مجوز به آن فیلم تعلل می کند. همینجا و با توجه به مسایل مطرح شده، شاید دست اندرکاران فیلم برای جلوگیری از حاشیه ها، قید حضور فیلم را در جشنواره بزنند و مستقیما خود را مهیای اکران نوروزی کنند. احتمال این اتفاق با توجه به درگیری پارسال اصغر فرهادی بر سر دایره زنگی با مسولان جشنواره، بسیار زیاد است و از همین رو، احتمال حضور این فیلم در جشنواره حدو ۵۰ درصد است. که خب؛ این موضوع چندان مهم نیست و مهم تر اکران عمومی شدن فیلم است. تا اینجا حالت بینابینی داریم. یعنی احتمال اکران فیلم هم حدودا ۵۰ درصد است.

حال آیا اصلا گلشیفته فراهانی ممنوع التصویر شده یا ممنوع الکار؟ احتمال اینکه دومی درست باشد، بیشتر است. گمان نکنید که ما در جلسات معاونت سینمایی استراق سمع کرده ایم! خیر. دلیل واضح این است که پس از تمام حاشیه های بوجود آمده، فیلم های دیوار و همیشه پای یک زن در میان است با بازی گلشیفته فراهانی، در تعدادی سینما، همچنان در حال اکران عمومی هستند. پس می توان به ممنوع التصویر نشدن گلشیفته امیدوار بود. هر چند وزارت ارشاد دولت نهم هیچ حساب و کتابی ندارد!! نکته ی دیگر اینجاست که تجربه ی سنتوری نشان داده که اگر مردم فیلمی را بخواهند و مسئولان جلوی آن را بگیرند، آن فیلم به سرعت وارد بازار قاچاق خواهد شد و تبعات وحشتناکی برای مسئولان خواهد داشت. از جمله ضررهای مالی، انگ های فرهنگی و نفرت در بین مردم. اتفاقی که به شدت برای سنتوری رخ داد. حال همه می دانند که مردم با شرایط موجود، برای دیدن آخرین فیلم گلشیفته فراهانی و آن هم به کارگردانی اصغر فرهادی، عطش فراوانی دارند و جلوگیری از نمایش این فیلم، مساوی با ورود سریع آن به شبکه ی قاچاق و پخش در بین میلیونها نفر و رسوایی دوباره ی مسئولین ارشاد خواهد بود! یعنی نه تنها مسئولان به خواسته اشان نمی رسند و مردم فیلم را حتی در ابعاد وسیع تری می بینند، بلکه ضررهای فرهنگی و مالی فراوانی نیز نصیبشان خواهد شد. پس بهتر است که بگذارند فیلم بی دردسر اکران شود!پس تا اینجا حدود 70-75 درصد می توان به اکران فیلم امیدوار بود.

اگر احتمال اینکه این فیلم مشکل محتوا و ممیزی داشته باشد را در نظر بگیریم و ۱۰درصدی که برای همه فیلم ها احتمال توقیف وجود دارد را حساب کنیم، در پایان بحث به این نتیجه می رسیم که در این لحظه احتمال اکران فیلم چیزی حدود60-65 درصد است و طرفداران گلشیفته فراهانی، باید فقط امیدوار باشند تا مشکل ناخوسته ای برای این فیلم ایجاد نشود. لحظه شماری می کنیم برای لحظه ای که در سالن نشته ایم و به پرده ی عریض سینما می نگریم ؛

درباره الي

فيلمي از اصغر فرهادي.... با حضور : گلشيفته فراهاني - دست زدن شديد مردم- و... به اميد آن روز....

سه شنبه دوازدهم آذر 1387
داریوش مهرجویی : همکاری با گلشیفته تجربه ای یگانه بود.

               

داریوش مهر جویی کارگردان شهیر ایرانی که در دو فیلم علی سنتوری(بیایید از این به بعد این فیلم را با نام واقعی اش خطاب کنیم سنتوری نامی است که سانسورچی ها بر آن گزاشته اند ) و درخت گلابی با گلشیفته همکاری داشت و برای فیلم نقاب زیبا هم این همکاری در حال شکل گرفتن بود.داریوش مهرجویی این روزها مصاحبه بلندی انجام داده که تا کنون در جایی منتشر نشده و قرار است به صورت کتابی منتشر شود و در بخش هایی به ستایش نبوغ بازیگری گلشیفته پرداخته:

...در دوران کاری ام با آدم های مختلف کار کردم دو سه تا را می توانم نام ببرم که واقعا آکتور بودند و مثل موم نرم و انعطاف پذیر هر چه می خواستم برایم ماجرا می کردند این ها خیلی زیر پوستی بازی می کردند گلشیفته فراهانی و خسرو شکیابیی از این نوع بودند این ها در تجربیات من از این نظر یگانه بودند...

این که داریوش مهرجویی که با بزرگترین بازیگران ایرانی همکاری کرده زمان نام بردن تنها از گلشیفته فراهانی و خسرو شکیبایی نام می برد نکته ای قابل تامل است.با توجه به حقوق مصاحبه کنندگان از قرار دادن بخش های دیگر این مصاحبه جالب معذوریم و از همه شما دعوت می کنیم پس از چاپ این مصاحبه را مطالعه کنید.

یکشنبه دهم آذر 1387
جدید ترین عکس و فیلم های برنامه شبی با داریوش مهرجویی با حضور گلشیفته فراهانی

در پست های گذشته گزارش کاملی از این جلسه به نقل از سایت دانشگاه لس آنجلس در اختیارتان قرار دادیم (لینک گزارش). این بار عکس های این مراسم با حضور داریوش مهرجویی و گلشیفته فراهانی و فیلم مراسم که با طنازی های استاد مهرجویی حال و هوای خاصی دارد را در اختیارتان می گذاریم. زمان فیلم ۱۱ دقیقه است و برای سهولت دانلود با کیفیت 3gp برای دانلود گذاشته شده است.

     

برای دیدن عکس ها در اندازه اصلی روی آنها کلیک کنید.

  

    

دانلود فیلم صحبت های داریوش مهرجویی در این مراسم:

دانلود به همراه پخش آنلاین فیلم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جمعه هشتم آذر 1387
دانلود یک فیلم کوتاه و جالب

در سال ۲۰۰۷، ۳۸ تن از كارگردانان جهان، مجموعه فيلمهاي كوتاهي ساختند براي جشنواره ي فيلم كن. در بين‌ آن كارگردانان، عباس كيارستمي نيز قرار داشت و اگر يادتان باشد، فيلم "رومئوي من كجاست؟" را با حضور تعدادي از بازيگران زن سينماي ايران با موضوع ري اكشنهاي احساسي آنها در حين ديدن فيلم "رومئو & ژولیت" ساخت(که گلشیفته فراهانی نیز در آن حضور داشت). آن فیلم را احتمالا اکثریت دیده اید. حال می خواهیم یک فیلم دیگر از آن مجموعه فیلمها را در اختیارتان بگذاریم که از حیث فضا و حس و حال، عملا به طور کامل در نقطه ي مقابل فیلم "رومئوی من کجاست؟"، قرار دارد.

تاكيد مي كنيم كه علت پخش اين كليپ، آن است كه اين فيلم كوتاه حدود ۳ دقيقه اي جالب، از حيث فضا و حال و هوا، كاملا در نقطه ي مقابل فيلم احساسي عباس كيارستمي قرار دارد و ما مي خواهيم با كنار هم قرار دادن اين دو فيلم، شما را در اين قضاوت بگذاريم كه كدام فضا را بيشتر مي پسنديد و ذائقه اتان چطور است!

بد نيست كه بگوييم اگر بخواهيم خيلي متمدنانه عمل كنيم، بايد گفت كه اين فيلم جزو گروه ۱۶+ قرار دارد؛ به دليل داشتن صحنه هايي خاص كه در حين ديدن فيلم متوجه خواهيد شد. البته مي دانيم كه اينروزها كسي به اين درجه بنديها توجه نمي كند و كودكان و نوجوانان كنوني، خودشان استاد همه چيز هستند و با ديدن علامت ۱۶+، حتي با سرعت بيشتري براي دانلود آن اقدام مي كنند! به هر حال ما وظيفه امان بود كه فقط براي همان رعايت اصول فرهنگي، اين توصيه را بكنيم.

اين فيلم در دو لينك متفاوت براي دانلود گذاشته شده است كه اولي، لينك مستقيم است(كليك راست كرده و گزينه save target as را بزنيد) و دومي لينك غير مستقيم كمكي است(در صورت خرابي لينك مستقيم). فيلم با فرمت ۳gp و در حجم 3/2 مگابايت آماده شده است. توصيه ي ما اينست كه چنانچه امكانش را داريد، حتما فيلم را در گوشي هاي خود نيز مشاهده كنيد تا بتوانيد از كيفيت اصلي فيلم نيز بهره مند شويد. يادتان هم نرود كه پس از مشاهده ي فيلم، ذائقه اتان را با ما در ميان بگذاريد! براي دانلود، بر روي لينك هاي زير كليك كنيد :

دانلود(لينك مستقيم)

دانلود(لينك غير مستقيم)

جمعه هشتم آذر 1387
سخنان صریح گلشیفته درآمریکا :روسری را برداشتم چون قانون نبود -با همین پاسپورت به ایران بر می گردم.

  من با پاسپورتم از ایران آمده ام و با همین پاسپورت به ایران بر می گردم.

شبی با داریوش مهرجویی» نام برنامه ای بود که به همت بخش مطالعات خاورنزدیک دانشگاه لس آنجلس و به افتخار این فیلمساز سرشناس ایرانی برگزار شد. پس از نمایش فیلم «درخت گلابی» ازساخته های سال ۱۹۹۸ این فیلمساز، او و بازیگر نقش اول فیلم، گلشیفته فراهانی به پرسش های حاضران در مورد این فیلم و مسائل مربوط به سینمای ایران، مشکلات تهیه فیلم در ایران و مشکل سانسور پاسخ دادند.

داریوش مهرجویی که خود فارغ التحصیل رشته فیلم و فلسفه از دانشگاه لس آنجلس است، پس از پایان تحصیلات در آمریکا در سال ۱۹۶۴ به ایران بازگشت و با فیلم «الماس ۳۳» که بازسازی طنزآمیزی ازفیلم های جیمزباندی آن دوران بود وارد عالم سینما شد.

به گزارش سایت دانشگاه لس آنجلس ،داریوش مهرجویی در برنامه ای که به افتخار او در دانشگاه لس آنجلس برگزار شد ، ضمن به یادآوری خاطرات زمان تحصیل خود در این دانشگاه به حاضران گفت:«من با عشق تحصیل سینما به دانشگاه لس آنجلس آمدم و درهمان روزهای اول در رشته مخصوصی که «رنوار» فیلمساز نئوریالیستی فرانسه، یکی از معروف ترین و مطرح ترین کارگردان های آن دوران، استاد آن بود اسم نویسی کردم. رنوار به من چگونگی کار با بازیگر را آموخت. آن زمان ها فرانسیس فوردکاپولا سه سال پیش از ورود من ازهمین دانشگاه فارغ التحصیل شده بود و کسانی مثل رابرت ردفورد جزوهمکلاسی های من بودند. بعضی وقت ها ما در کلاس تلفنی با استانلی کوبریک در نیویورک تماس می گرفتیم و سئوالات خودمان درباره فیلم و فیلمسازی را با او مطرح می کردیم. این دوران هم زمان با هجوم ناوهای روسی به کوبا و تشنج و بحران بود و کسی نمی دانست چه پیش خواهد آمد و آیا جنگ خواهد شد یا نه؟»

داریوش مهرجویی که درطول سال ها بیش از۴۹ جایزه سینمایی در جشنواره های مختلف ایرانی و جهانی به دست آورده است، از سردمداران سینمای روشنفکرانه و موج نو ایران به شمار می رود و بیشتر فیلم های او، اندیشمندانه، فلسفی و تفکربرانگیز است و موضوعات آن از میان برگزیده ای ازآثار ادبی، داستانی و نمایشنامه های نویسندگان ایرانی و غیر ایرانی انتخاب شده است.اهدای یک جایزه سینمایی به فیلم «گاو» ساخته داریوش مهرجویی در فستیوال ونیز در سال ۱۹۶۹، درحقیقت آغازی بود برای تولد سینمای نوین و هنری ایران از دیگر آثار مهرجوئی، که در طول سال ها بیش از ۶۸ فیلم سینمایی ساخته است ، فیلم «آقای هالو» یکی ازپرفروش ترین فیلم های آن دوران ، فیلم «پستچی » با بازپردازی سیاسی و کنایه آمیز از کتاب «ووی زک» کارل بوکنر، «دایره مینا» یکی از مورد توجه ترین آثار این فیلمساز در خارج از ایران و کمدی «اجازه نشین ها» است.

پس از انقلاب فیلم «گاو» داریوش مهرجوئی به علت توجه خاصی که از سوی آیت الله خمینی به آن شد مورد استقبال عمومی قرار گرفت، اما این فیلمساز درسال ۱۹۹۰ میلادی با فیلم پرسروصدای «هامون» از نظر شیوه کار تغییر جهت داد و فیلم های او به جای طرح مسائل اجتماعی به سینمایی با جنبه هایی بیشتر فردی و درونی تبدیل شد. « درخت گلابی»، فیلمی که در مراسم «شبی با داریوش مهرجویی» در دانشگاه لس آنجلس به نمایش درآمد، داستان یک نویسنده میان سال است که در تنهایی یک خانه ییلاقی در باغی در دامنه دماوند به دوران نوجوانی و زمان سیاسی بعد از جنگ دوم جهانی ایران بازمی گردد.

تازه ترین فیلم این فیلمساز، «سنتوری» با توقیف جنجال برانگیز همراه بود که به دنبال آن ،گلشیفته فراهانی بازیگر نقش اول این فیلم پس از بازی درفیلم هالیوودی «مجموعه دروغ ها» به کارگردانی ریدلی اسکات ظاهرا تصمیم به مهاجرت از ایران گرفت. این نخستین بار است که گلشیفته فراهانی، پس از حضور بدون روسری بر روی فرش قرمز فیلم «مجموعه دروغ ها» در یک مکان عمومی حضور پیدا می کند.

گلشیفته دربخش پرسش و پاسخ پس از اتمام نمایش فیلم «درخت گلابی» به دعوت داریوش مهرجوئی به روی صحنه آمد و مورد تشویق شدید حاضران قرار گرفت، سپس حاضران با استفاده از حضور او درسالن به گرفتن عکس و طرح سئوالات مختلف از او پرداختند.

گلشیفته فراهانی در مقابل این سئوال که آیا او درغرب خواهد ماند و یا اینکه به ایران باز خواهد گشت به حاضران گفت:« آدم از فردا هیچ خبری ندارد. شاید این حرف کمی فلسفی باشد ولی من کلا در زندگی سعی می کنم به فردا فکر نکنم. در واقع مسئله ای که برای من پیش آمد به خاطر رفتن روی فرش قرمز بدون روسری بود که شاید اولین باری بود که بعد از انقلاب یک هنرپیشه زن ایرانی این کار را می کرد. مسئله این است که من کارغیرقانونی نکردم و قوانین هر کشوری تا آنجایی که مرزهای آن کشور هستند معنی دارند ولی بعد از آن دیگر معنی و مفهومی ندارد و همانطور که مهمان هایی که به ایران می آیند روسری سر می کنند ما هم می توانیم از ایران که بیرون آمدیم روسری سرمان نکنیم.»

این کلمات گلشیفته با تشویق شدید حاضران روبرو شد و او در ادامه این سخنان گفت:«به هر حال من همیشه یکی ازافتخاراتم این است که بتوانم یک سفیر خیلی خوبی برای ایران باشم برای اینکه به شدت عاشق ایران هستم و مطمئنم هیچکس به اندازه من برای ایران تبلیغ نکرده و نخواهد کرد. من همیشه گفته ام که ایران بهترین جایی است که یک فرد می تواند در آن زندگی کند و جایی است که یک نفر می تواند خوش بگذراند. در هر شرایطی و فردا هم همه چیز را مشخص می کند که چه خواهد شد. به هرحال من با پاسپورتم از ایران آمده ام و انشاءالله با همین پاسپورت هم به ایران بازخواهم گشت.»

با این وجود بنا بر گفته منابع مطلع، گلشیفته فراهانی نگران وضعیت پدر هنرپیشه و فیلمساز خود بهزاد فراهانی است که درحال حاضر وضعیت پخش سریال سی قسمتی که او برای صدا و سیمای جمهوری اسلامی تهیه کرده نامعلوم است

پنجشنبه هفتم آذر 1387
دومین اظهار نظر گلشیفته درباره اوضاع ایران - گلشیفته: در حال سنجیدن شرایط در ایران هستم

گلشیفته در مصاحبه ای با TV Guide که یک مجله الکترونیکی آمریکایی است که هر هفته منتشر می شود درباره آخرین وضعیتش در ایران اظهار نظر کرد ؛

گلشیفته در این مصاحبه و پس از چند شوخی جالب با گزارشگر در جواب سوالی درباره وضعیتش پس از بازی در این فیلم گفت: من منتظر اتفاقات آتی در کشورم هستم. اتفاقاتی که تا کنون نیفتاده. به هر حال من چیزی راجع به آینده نمی دانم و باید بیینم چه پیش می آید. وی درباره برنامه های آینده اش گفت: فعلا در حال انتظار و لذت از زندگی هستم . جواب های گلشیفته اگر چه در ظاهر مبهم اند اما بیانگر خیلی چیزها هستند.

سه شنبه پنجم آذر 1387
گزارش زندگی ایده آل از اوضاع این روز های گلشیفته -گلشیفته به عضویت یک آژانس بازیگری در فرانسه در آمد

مجله زندگی ایده آل که به واسطه حضور بهرام رادان ارتباط نزدیکی با اکثر بازیگران سینمای ایران دارد در شماره اخیر خود در گزارش کوتاهی وضعیت گلشیفته فراهانی را بررسی کرده و اعلام کرده این بازیگر پس از اینکه نتوانست (به دلایلی پیش از این در این وب به آن اشاره شد) در تست فیلم شاهزاده پارسی شرکت کند تصمیم خود را برای خداحافظی قطعی از سینمای ایران گرفته تا موقعیت های دیگرش را در سینمای آمریکا از دست ندهد. وي به عضویت یک آژانس بازیگری در فرانسه در آمده و کارت عضویت در این آژانس مطرح را دریافت کرده و فعالیت بین المللی اش را به طور جدی آغاز کرد. در ضمن در این گزارش اشاره شده که علی رغم شایعات، گلشیفته مقیم پاریس نیست و فقط برای اعزام به آمریکا چند روزی را در این شهر گذرانده. منتظر گزارش های تکمیلی گروه طرفداران درباره این آژانس، سابقه و فعالیت های آن باشید.