
اين بازيگر سينما كه در كلاس درس دانشجويان مقطع كارشناسي ارشد دانشكده هنرهاي زيبا سخن ميگفت با بيان اينكه در اكثر فيلمهايش نقش زنان مبارز و سختكوش را كه تلاش براي تغيير شرايط دارند را بازي كرده است اظهار داشت: «عروس» اولين فيلمي بود كه يك قصهي عاشقانه را در سينماي بعد از انقلاب مطرح ميكرد و در آن زمان كمتر فيلمي محبت بين زن و مرد را نشان ميداد.
او خاطرنشان كرد: شرايط بسيار خوب مثل سن و سال من و پورعرب هنگام بازي در فيلم «عروس» و زمان ساخت فيلم به موقع بود و باعث شد در 18 سالگي شناخته شوم. اين بازيگر با اشاره به افسانه بايگان و فاطمه معتمدآريا و با بيان اينكه در شروع بازيگري بازي آنها را تحسين ميکرده، تصريح كرد: آنها در كارهايشان سعي و تلاش داشتند و كارهايي كه از آنها ديده بودم در ذهنام به عنوان بازيگران مهم و جدي آن زمان مانده است و به نظر من آدمهايي كه نقشهاي مختلف را تجربه كنند اعتبار خاصي دارند و اين ماندگاري را افسانه بايگان و فاطمه معتمدآريا داشتهاند و تابهحال هم از چهرههاي ماندگار سينماي ايران باقي ماندهاند. دکتر حميد رضا صدر كه به عنوان استاد اين كلاس نيكي كريمي را همراهي ميكرد در سخناني با اشاره به حضور زن در سينماي ايران شروع آن را به فيلم «دختر لر» مربوط دانست و گفت: در دهه 30 اولين سوپراستار سينماي ايران «دلكش» بود و دهه بعد «آذر شيوا» معرفي شد اما در دهه 50 شخصيت زن جايگاهش بسيار كمرنگ شد و تا دهه 60 زن حضور بسيار كمرنگي در سينماي ايران داشت. وي افزود:البته در آن زمان فيلمهايي مانند «چريكه تارا»، «مرگ يزدگرد»، «باشو غريبه كوچك »و «ماديان» توسط بهرام بيضايي ساخته شد كه سوسن تسليمي نقش اصلي آنها را داشت، اما آنها را نميتوان جريان به حساب آورد. حميدرضا صدر نيكي كريمي را مهمترين بازيگر زن بعد از انقلاب خواند و با بيان اينكه با فيلم «عروس» و «هامون» چهار ستاره به سينماي ايران معرفي شدند، اظهار داشت: خسرو شكيبايي، بيتا فرهي، ابوالفضل پورعرب و نيكي كريمي اولين ستارههاي سينما در 10 سال بعد از انقلاب محسوب ميشوند كه به سينما معرفي شدند. اين درحالي بود كه مديران سينمايي سعي ميكردند جلوي ستارهشدن را بگيرند و از آن ميان نيكي كريمي به لحاظ سن كمي كه داشت در اوج ماند و كارش را ادامه داد و تا امروز هم در كل تاريخ سينماي ايران شايد نتوان بيشتر از 10 بازيگر كليدي زن را نام برد. اين استاد دانشگاه ادامه داد: پس از پايان جنگ شرايط تغيير كرد و در سينما رابطه زن و مرد مبتني بر عشق بروز پيدا كرد. «عروس» اولين فيلمي است كه نقش زن در آن كليدي ميشود و با بررسي فيلمهاي نيكي كريمي از سال 70 تا 80 ميتوان از او به عنوان اولين بازيگر جوان سينماي ايران در تاريخ سينما نام برد و درواقع او اولين بازيگر زن جواني بود كه راه را براي بقيه باز كرد و باعث شد امروزحضور زن در سينماي ايران بسيار پررنگ شود و او يكجور ژانر مخصوص به خودش را ادامه ميدهد. نيكي كريمي در ادامه با اشاره به فيلم «سارا» گفت: بعد از «عروس» پيشنهادات زيادي براي بازي داشتم. اما دوسال كار نكردم تا نقشي را در «ردپاي گرگ» بازي كردم و بعد از آن داريوش مهرجويي پيشنهاد بازي در «سارا» را مطرح كرد و چون گريم و شخصيت آن با «عروس» تفاوت داشت قبول كردم. وي افزود: البته سال قبل از آن داريوش مهرجويي نقشي را كه سيما تيرانداز در «بانو» ايفا كرد را به من پيشنهاد داد كه قبول نكردم و گفتم دوست دارم نقش اصلي در فيلمي از شما کار کنم. اين بازيگر بازي در «سارا» را در روند بازيگرياش بسيار موثر دانست و گفت: اگر بازي در اين فيلم اتفاق نميافتاد مسير بازيگريام عوض ميشد و از بازيگران اين فيلم، خسرو شكيبايي، امين تارخ و ياسمن ملك نصركه از آمريكا آمده بود، چيزهاي زيادي ياد گرفتم و مهرجويي هم بسيار باحوصله كار ميكرد و در آن زمان برايم مانند يك دوره آموزشي بود. كريمي در ادامه به فيلم «پري» اشاره كرد و گفت: اين فيلم از دل حرفهايي كه در زمان «سارا» ميزديم درآمد و خود من آن زمان دختري سرگشته بودم و مهرجويي هم با توجه به اينكه فلسفه خوانده بود و سلينجر را هم بسيار دوست مي داشت فيلمنامهاي بر اين اساس نوشت که ادامه همکاري بسيار خوبمان در «سارا» بود. وي در ادامه درباره دو همكارياش با ابراهيم حاتميكيا اظهار داشت: حاتميكيا آن زمان «مهاجر» و«از كرخه تا راين» را ساخته بود و بسيار مطرح شده بود که پيشنهاد بازي در «بوي پيراهن يوسف» را به من داد. قصهي اين فيلم را خيلي دوست دارم و به همراه موسيقي فوقالعادهاش، معتقدم يكي از كارهاي ماندگار سينما است. كريمي افزود: از همه فيلمهايي كه آن زمان بازي كردم با اينكه ميتوانستند بهتر باشند، راضي هستم و قصههايي بودند كه انتخاب كردم. وي به فيلم «رواني» اشاره كرد و گفت: بعد از اين فيلم حال مناسبي نداشتم و 6 ماه استراحت كردم و با وجود اصرار زياد فريدون جيراني بازي در «قرمز» را هم رد كردم تا اينكه چند ماه بعد در «دو زن» بازي کردم و بعد از آن هم در «نيمه پنهان» و «واکنش پنجم » حضور پيدا كردم. اين بازيگر ادامه داد: مهرجويي كارگردان بسيار منعطفي است و دست بازيگرش را براي اداي ديالوگ باز ميگذارد وحاتميكيا بيشتر درگير حس صحنه و قصهاش است. كريمي اظهار داشت: بعد از «واكنش پنجم» تا «ديوانه از قفس پريد» دوسال كار نكردم و در شرايط مختلف سعي کردم هميشه بهترين انتخاب را داشته باشم و نقشهاي مختلفي که برايم جذابيت داشت را کار کنم. وي در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان دربارهي عدم حضورش در نقشهاي كمدي اظهار داشت: اينگونه آثار در ايران خيلي خوب ساخته نميشوند و من تنها در «شام عروسي» و «دو خواهر» بازي كردم و معتقدم هميشه درد و رنج عميقتر است و به عنوان يك بازيگر بيشتر دوست دارم نقشي را بازي كنم كه موقعيتي را عوض كنم. كريمي علاقهاش را بيشتر در كارگرداني دانست و گفت: دو فيلم بلند و يك كار مستند ساختهام و در تدارك ساخت فيلم سوم هستم. وي دربارهي اينكه چهقدر زيبايي در موقعيتاش موثر بوده است اظهار داشت: همه بازيگران جهان، اول با چهرهشان شناخته ميشوند اما زيبايي چيزي است كه در طول زمان تغيير ميكند و ارتباط با بازيگر وجوه مختلفي دارد و فکر مي کنم بيشتر شخصيت بازيگر است که ديده ميشود و مهم و تاثير گذار است. اين بازيگر در بخش ديگري ترانسفرشدن بازيگران سينما را بسيار مهم دانست و گفت: اين اتفاق در سينماي ايران دارد خيلي دير رخ ميدهد و اتفاق خوبي هم است كه براي گلشيفته فراهاني افتاده و به نظرم همه بايد از او حمايت کنيم. نيکي کريمي در بخش ديگري از اين نشست دربارهي ارايه عكسهايش در اكسپوي عكس و بازتابهاي مطرح شده در اين زمينه گفت: بيشتر از ده سال است که عكاسي ميکنم و براي اولينبار چند تا از کارهايم را به نمايش گذاشتم. اعتراضات زيادي شنيدم و ميگويند چرا وارد اين حوزه شدهام، درحالي كه به نظرم ادبيات، سينما، عکاسي، نقاشي و... همه حوزههاي هنري وابسته به هم هستند و عکاسي که اصلا از لازمههاي فيلمسازي است.
۶ سکانس از بازی گلشیفته در مجموعه دروغها، به خواست خودش، از فیلم درآمد ؛

خب حالا اگر اجازه بفرمایید سراغی از دختر خانمهای بازیگرتان بگیریم.
من جز این دو دختر خانم که نامشان در یادها هست فرزندان دیگری هم دارم. پسرم آذرخش موزیسین خیلی بزرگی است.
پسرخواندهای دارم که او را میشناسید، آقای اردشیر رستمی که شهریار را بازی کرد. نقاش، طراح، شاعر، مترجم و متفکری است برای خودش. میماند دختر بزرگم، فرزند ارشدم شقایق.
انسان بسیار فرهیختهای هست، بسیار دوستداشتنی، از متفکرینی است که مسئلهی اشراق و عرفان را دوست دارد، و دل سپردهی آن راه است.
لوطیگریهای خودش را دارد، عیّاریهای خودش را دارد. جزو آن دسته از هنرمندانی است که اگر ناری در دستش باشد حتما اول دیگری را در مییابد.
در مورد دختر کوچکم، در واقع این اعجوبهی دهه اخیر سینما و تآتر ایران. به هر حال بین هر ملتی، هر از چند سالی موجودی رخ نشان میدهد که تفاوتهایی دارد، ارزشهایی در آن نهفته هست، مثلا" در رشته آواز شجریان دیده میشود، در رشته نقاشی، قندریز در دهه چهل رخ نشان میدهد یا در شعر عرفانی ِ ناب سپهری، یا امروز آدمی مثل ابتهاج.
من فکر میکنم در عرصه بازیگری هم این یک پدیدهای است متعلق به ملت ایران که گلشیفته است. دختری است که با سن بسیار کمی که دارد دایره و گستره مطالعاتش بسیار وسیع است. شفافیتی در انسانیتاش هست که هرگز هیچ بند و بسط و گیر و داری، در شخصیتاش، در انتخاب آدمها نیست. همه آدمها را یکسان میپذیرد و دوست میدارد.
فکر نمیکنم کسی شنیده باشد که پشت سر کسی جز به تعریف کار دیگری کرده باشد. استعدادش روی صحنه فوقالعاده است. ایست، نگاه، خلاقیت، گرمای سخن و گرمای انتقال احساس در او فوقالعاده است.
همراه و همدل خوبی دارد، شوهرش مرد باسوادی هست. فلسفه را در آکسفورد خوانده، دورههای تحقیقی و تحلیلی را در هند گذرانده. متعلق به یک خانواده فرهیخته هست، آقای دکتر مهدوی و همسر فرانسویاش.
همه اینها و از همه مهمتر مادرش که میدانید دکترای هنر دارد از فرانسه، نقاش خوبی هست، از بازیگرهای قدیمی ایران است. شاگرد بیضایی، جوانمرد، کرم رضایی و... بوده. سالها در کنارش بودهام و با هم کار کردیم.
همه اینها باعث شده که این هنرمند خوب ایران (گل شیفته) توانسته در هر خانهای آشیانی داشته باشد من مطمئن هستم که اگر روزگار بر مدار بچرخد ما صاحب یک، گرتا گاربوی تازه خواهیم بود. یک آرتیست خوبی که ممکن است نتواند قد قمرالملوک وزیری بشود ولی مطمئنا" قد گلشیفته فراهانی خواهد شد.
شما فیلم اخیرشان را دیدهاید؟
بله.
از دید شما بازی گلشیفته در آن فیلم، با فیلمهایی که در ایران بازی کرده از نظر حس و تکنیک برابری میکرد؟
این فیلم بیش از پنج، شش سکانساش به پیشنهاد خود گلشیفته حذف شد. کارگردان بزرگ جهان، آقای ریدلی اسکات با دل پذیرفته که این کار را بکند به همین دلیل بازی گلشیفته در این فیلم برخوردار از تواناییهای کامل گلشیفته نیست، ولی دو پارتنری که در مقابلش بازی کردهاند، اذعان کردهاند که استعداد درخشانی در این بانو نهفته هست.
نه، به هیچعنوان بازیاش قابل مقایسه با کارهایی که در ایران کرده، نیست. ولی من مطمئن هستم که جایگاه خودش را به دست خواهد آورد برای اینکه از همه تواناییهاش در سینمای جهان و در قافله بازیگر جهانی جای خودش را پیدا کند.
از برنامههای آیندهشان می شود بفرمایید؟ آیا پیشنهادی به ایشان شده است؟
خیلی دقیق خبر ندارم ولی میدانم که دستش خالی نیست، چه در فرانسه و چه در امریکا.
صدای شما به گوش هموطنانمان در سراسر دنیا میرسد. اگر پیغام خاصی دارید بفرمایید.
من درود میفرستم به همه عزیزانی که در قافلهی هنر مشغول کار هستند و دلباختهی آوای جمعی ما در کل هستی هستند و آرزو میکنم که خیلی بیخبر نباشند از آنچه که در این مملکت اتفاق میافتد و ما هنرمندان با آن درگیر هستیم.
من فقط یک چیزی را میدانم و آن این است که دورانی که ما در آن کار میکنیم، دورانی است که در تحلیلها و کالبد شکافیهای ما نسبت به شخصیت و اثر، بسیار یاریگر است.
حمایت تمام و کمال بهزاد فراهانی از گلشیفته، پاسخ قاطعی بود برای کسانی که گمان می کردند بهزاد فراهانی از اقدامات اخیر گلشیفته، ناراحت است...
مي دانيم كه اينروزها و به خصوص با فرا رسيدن شب يلدا و يادآوري آن شب زيباي سال گذشته، خيلي ها دل غمينند و حال و روز خوشي ندارند و چشمهايشان گاهي مرطوب مي شود. از همين رو، به همت عزيزان، كليپي را تهيه كرده ايم كه صداي دلنشين و زخمدار محسن چاوشي - كه حال ديگر براي نسل ما و نسل سنتوري خواهان و سنتوري بازان تبديل به يك اسطوره و عزيز شده -، بر رويش طنين انداز است و با محتواي اثر همخواني غريبي دارد. هر چند ما با توجه به مواضعمان، اين اتصال و كاركرد محتوايي را به دليل پيامهايش مورد تاييد قرار نمي دهيم، ولي مي دانيم كه خيليها اينروزها اين احساسات و حرفها را در گلو دارند. ما نيز به تمام اين احساسات پاك احترام مي گذاريم و اين كليپ را نيز به تمامي آنها تقديم مي كنيم. اين كليپ فقط و فقط كاركرد "دلي" دارد و هيچ چيز ديگري بهانه ي ساختش نبوده است و هدف ديگري را هم دنبال نمي كند و از همين رو، صداي نازنين چاوشي را با خود يدك مي كشد.
كليپ در دو فرمت متفاوت برايتان مهيا شده. فرمت نخست، فرمت اصلي كليپ است كه به صورت exe مي باشد و براي اجرا به هيچ برنامه اي نياز ندارد.
فرمت دوم نيز به صورت 3gp مي باشد و براي استفاده در تلفن هاي همراه تعبيه شده است. توصيه ي ما اينست كه چنانچه امكانش مهياست، كليپ را در قالب فرمت نخست(exe) دانلود كرده و مشاهده كنيد. زيرا زيباييش در همان قالب و كيفيت است. اما به هر حال ما براي سهولت كساني كه اينترنتشان كم سرعت است و يا علاقمند به داشتن اين كليپ در حجم سبك هستند، آن را در فرمت 3gp نيز مهيا كرده ايم. با اينحال، باز هم فرم نخست را بهتان توصيه مي كنيم.
دعاي انتهاي كليپ فراموشتان نشود...

ماجراي زوج گلشيفته فراهاني و بهرام رادان ؛

ماجراي تلاش براي ساخت زوج هنري گلشيفته فراهاني و بهرام رادان، سر دراز دارد! پس از موفقيت كامل اين زوج در فيلم سنتوري، بسياري از كارگردانان ديگر، درصدد استفاده از اين دو بازيگر، در نقش هاي اصلي فيلم خود، و در مقابل يكديگر افتادند. ماجرا از كاظم راست گفتار شروع شد كه در اواخر سال 85 اعلام كرد كه قصد دارد فيلم ليلي و مجنون را با حضور گلشيفته فراهاني و بهرام رادان بسازد. خبر تا مدتها به طور جدي و محكم پيگيري شد، اما سرآخر هيچ كس نفهميد كه چه اتفاقاتي افتاد كه راست گفتار كلا قيد ساخت اين فيلم را زد!
اما ماجراي زوج گلشيفته فراهاني و بهرام رادان، به همينجا ختم نشد! داريوش مهرجويي كه قرار بود سنتوري اش سوم مرداد 86 اكران شود و از همكاري اش با گلشيفته و بهرام رادان در سنتوري بسيار راضي و خشنود بود، تصميم گرفت تا براي فيلم جديد خود با نام "نقاب زيبا" مجددا از اين دو بازيگر در قالب نقش هاي اصلي استفاده كند. اين خبر، تمامي دوستداران مهرجويي را نيز به وجد آورد. اما همه چيز به ناگه تغيير كرد و مشكلات و حواشي ايجاد شده براي سنتوري، مهرجويي را به مدت 2 سال از ساخت اين فيلم منصرف كرد، تا به امروز كه مجددا تصميم به ساخت اين فيلم گرفته است. ولي نقش هاي اصلي آن، مشخص نيست كه نصيب چه كساني خواهد شد!
اما ماجراي همكاري گلشيفته و رادان، همچنان ادامه داشت تا به خانه اي با نام "زادبوم" رسيد. در حالي كه گلشيفته و بهرام رادان هر دو از يكسال قبل قرار داد بازي در اين فيلم را امضا كرده بودند و با تعويق هاي متعدد در زمان كليد خوردن اين فيلم، علاقمندان به سينما، براي جلوي دوربين رفتن ايندو لحظه شماري مي كردند، در آخرين روزها گلشيفته فراهاني از بازي در اين فيلم به دلايلي انصراف داد و پگاه آهنگراني جايگزين او شد و اين همكاري نيز منتفي گشت!
با وجود آنكه بهرام رادان و گلشيفته فراهاني هر دو همديگر را پارتنرهايي فوق العاده مي دانستند و علاقه بسياري براي تداوم همكاري داشتند و مردم هم دوستدار تكرار زوج موفق سنتوري بودند، ولي سيل اتفاقات گوناگون، مانع از حضور مجدد آنها در فيلمي كنار يكديگر شد. پس از اينها، نوبت به بي پولي حميد نعمت الله رسيد. در حالي كه نعمت الله با گلشيفته تجربه اي فوق العاده را در كارنامه داشت و براي نقش نخست زن فيلم جديدش مدتها در پي گزينه مناسب مي گشت، بهرام رادان خود وارد عمل شد و گلشيفته را براي نقش مقابلش پيشنهاد داد. در حالي كه بسياري آماده اعلام قرارداد بستن گلشيفته با اين فيلم بودند و همكاري موفق نعمت الله با گلشيفته در بوتيك و تناسب سني و فيزيكي گلشيفته و بهرام رادان و علاقه همكاري بهرام رادان با او را دليلي بر حضور قطعي او در اين فيلم مي دانستند، به طرز غافلگير كننده اي، به دلايلي نامعلوم، حميدنعمت الله خبر از عقدقرار داد با ليلا حاتمي داد و اينبار نيز ماجراي زوج گلشيفته فراهاني و بهرام رادان ناكام ماند!
اما آخرين مورد بازمي گردد به آناهيتاي عزيزالله حميد نژاد. حميدنژاد از ابتدا قصد داشت تا از زوج سنتوري در فيلم جديد خود استفاده كند و به دليل شناخت و علاقه متقابلش به گلشيفته، از دست يافتن به اين زوج، لااقل از جانب گلشيفته مطمئن بود. اما ابر و باد و مه و خورشيد و فلك باز هم دست به دست هم دادند تا اينبار نيز همچين اتفاقي روي ندهد! بهرام رادان به دليل قرار داد داشتن با فيلمي ديگر، از حضور در اين فيلم صرف نظر كرد و همزمان نيز ماجراي گلشيفته و مجموعه دروغها پيش آمد و او به آمريكا سفر كرد و دست حميدنژاد خالي ماند! او حالا براي فيلم جديدش، براي نقش هاي اصلي خود، زوج ميترا حجار و شهاب حسيني را انتخاب كرده كه يقينا نمي توانند ذره اي از شور و هيجان زوج سنتوري را داشته باشند!
ماجراي تلاش براي حضور مجدد گلشيفته فراهاني و بهرام رادان در يك فيلم ديگر پس از سنتوري، طي 2 سال اخير، با كمك حوادث و رويدادهاي عجيب و خاصي ناكام ماند. شايد اگر همه چيز خوب پيش ميرفت، در كنار چند زوج صرفا تجاري و دسته چندمي سينما، ما هم اكنون يك زوج هنري درجه يك و هنري كامل داشتيم. بايد منتظر ماند. كسي از آينده چه مي داند؟ شايد روزي برسد كه اصلا ايندو را مجددا در فيلمي از داريوش مهرجويي ببينيم!
ماجراي گلشيفته و افسانه اكران فيلمهايش ؛
ماجراي گلشيفته و عدم اكران فيلمهاي او نيز سر درازي دارد. در كارنامه گلشيفته فراهاني، 5 فيلم نمايش داده نشده با نامهاي هفت پرده، دو فرشته، بابا عزيز، سنتوري و نيوه مانگ ديده مي شود كه دو تاي آنها يعني هفت پرده و دو فرشته، خودشان موفق به اكران نشده اند و 3 فيلم بابا عزيز و نيوه مانگ و سنتوري، در محاق توقيف مانده اند.... كه اين دوتاي آخري، هم از حيث هنري و كليت فيلم و هم از حيث بازي گلشيفته فراهاني، فيلمهاي مهمي بودند.
اما نكته جالب اينجاست كه از 6 فيلم آخري كه گلشيفته فراهاني در آنها حضور يافته(منهاي مجموعه دروغها)، 5 تاي آنها يا توقيف شده اند و يا در آخرين لحظه خطر توقيف را از سر گذرانده اند! نيوه مانگ كه به توقيف ابدي درآمد، سنتوري نيز بي رحمانه به توقيف درآمد، هميشه پاي يك زن... نيز حتي تا آستانه توقيف رفت و اگر كارگردان آن كمال تبريزي و تهيه كننده اش محسن علي اكبري نبود، مشخص نبود كه به سر فيلم چه خواهد آمد! اين فيلم از قبل از آغاز جشنواره، با شايعات متعددي نظير" هيچ گاه اكران نخواهد شد" و... دست و پنجه نرم مي كرد و تماشاگران مشتاق، براي مشاهده ي اين فيلم گلشيفته نيز دلنگراني بسياري داشتند. در نهايت اين فيلم با چند اصلاحيه ي كوچك، به اكران عمومي درآمد.
اما اوضاع ديوار به مراتب از هميشه پاي... بدتر هم بود. ديوار در حالي كه توسط هيئت انتخاب جشنواره به بخش مسابقه راه يافته بود، به طرز مشكوكي از ليست كنار گذاشته شد و همگان علتش را موتور سواري گلشيفته در اين فيلم دانستند! فيلم در نهايت با حمايت جمعي از كارگردانان معتبر، در جشنواره نمايش داده شد و در شش رشته هم كانديد دريافت سيمرغ شد. اما براي اكران عمومي، از قاعده ي 5، 6 فيلم اخير گلشيفته پيروي كرد و با مشكلات بسياري رو به رو گشت! شوراي صدور پروانه نمايش، از دادن پروانه نمايش به اين فيلم امتناع ميكرد و در مقطعي نيز خبري دال بر اصلاحات 23 موردي بر اين فيلم 80 دقيقه اي به گوش رسيد! در حالي كه همه چيز براي توقيف ديوار مهيا بود، از بالا اجازه ي به تصوير كشيدن موتور سواري يك زن در اين فيلم صادر شد و ديوار با خوش اقبالي از محاق توقيف گريخت!
اما در حالي كه خيلي ها با اوضاع اينچنيني، خواستار حضور گلشيفته در آثار با پرداخت ملايم و خارج از خطوط قرمز بودند تا فيلمهايش بي دردسر اكران شوند، حضور او در فيلم درباره الي، اين نويد را به همگان داد كه اين فيلم، ديگر براي اكران دچار مشكل نشود. اما باز هم حادثه اي ديگر روي داد تا اين فيلم گلشيفته نيز طبق "سنت"، به حالت اغما براي اكران برود! حضور گلشيفته در هاليوود و رفتنش بر روي فرش قرمز و پرده برداري از گندكاريهاي مسئولان حكومتي، طرفداران او و سينماي فرهادي را در حالت "نفس در سينه حبس" فرو برد و حال همچون نيوه مانگ، سنتوري، ديوار و هميشه پاي...، كسي از اوضاع اكران درباره الي اطلاع دقيقي ندارد!
از ميان آثار گلشيفته فراهاني در طي 2 سال اخير، تنها فيلم ميم مثل مادر بود كه توانست بي دردسر اكران شود، حمايت مسئولين را در پي داشته باشد و به موفقيت نيز دست يابد! گلشيفته عملا نشان داد كه تنها در حرف دغدغه جامعه و مشكلات كشور را ندارد، و به عنوان يك هنرمند در آثارش نيز اين دغدغه ها را نشان مي دهد. برخلاف بسياري از هنرمندان كه در ظاهر شعار مي دهند و در عمل براي اكران بي دردسر آثارشان، در آثار خنثي و خود فروخته و بي حرف حساب حضور مي يابند و موج سواري مي كنند! ولي او با توقيف 2 فيلم و نزديك شدن 2 فيلم ديگرش به توقيف، نشان مي دهد كه در عمل نيز حاضر است براي بيان مشكلات جامعه و كشور، هر ريسكي را بپذيرد.
خب عذاب كشيدن براي اكران يك فيلم گلشيفته فراهاني، بايد طبيعي باشد. شايد بايد اينرا جزو خصائص بازيگران بزرگ بدانيم.... چون مي خواهند حرف حساب بزنند و حرف حساب زدن در اوضاع كنوني، تاوان سختي دارد! از طرفي لذت ديدن آثار هنرمندان حقيقي، در سخت ديدن و سختي به دست يافتنش است. وگرنه بازيگران درجه 3 و 4 سينماي بدنه، با توجه به شرايط كنوني سينما كه در ورطه ي بنجل سازي تجاري است، سالانه در 4، 5 فيلم بي ربط حضور ميابند و 1 ماهه سر و ته فيلمبرداري را هم مياوردند و بعد فيلمشان از فرط خزعبل گويي(مورد علاقه ي مسئولين!) بي دردسر اكران ميشود و به آرزوهايشان كه همانا حضور دائم بر روي پرده هاست، مي رسند! پس بايد يك فرقي بين اينان باشد...
گلشيفته و ماجراي اين "ترين ها" و "ين ها" ؛
گلشيفته فراهاني تنها در 25 سالگي انواع و اقسام ركوردها و "ترين ها" و "ين ها" را به خود اختصاص داده.
او حالا "اولين" لژيونر زن سينماي ايران، "شناخته شده ترين" بازيگر تاريخ سينماي ايران در جهان، "ريسك پذيرترين" بازيگر سينماي ايران، "محبوبترين" بازيگر زن سينماي ايران، "پرافتخارترين" بازيگر جوان سينماي ايران، "پرتجربه ترين" بازيگر جوان سينماي ايران، "مستعدترين" بازيگر جوان سينماي ايران، "پر سر و صداترين" بازيگر ايران و... را با خود يدك مي كشد. البته از ركوردهاي كوچك بسيار او مي گذريم و آنها را به كوچكان مي سپاريم....
باور اينكه گلشيفته با اين كوله بار افتخارات و تجارب، تنها ۲۵ سال دارد، بسيار سخت است. گلشيفته اگر فقط نصف تواناييهايش را به درستي به كار بگيرد و همين ريتم و روند را ادامه دهد، زماني كه به سن پيشكسوتان كنوني سينماي ايران برسد، كوله باري از دانش و افتخارات و تجارب، با حجم ده برابر آنها خواهد داشت. گلشيفته كافيست كه فقط اين روند را حفظ كند تا در چند سال آينده، همگان با اطمينان و يقين از او به عنوان بهترين بازيگر زن تاريخ سينماي ايران نام ببرند. عنواني كه هم اكنون كسي اگر بگويد، برخي ها لب گزه مي كنند و با ايما و اشاره مي گويند نه! او هنوز خيلي جوان است! توهين است به پيشكسوتان! بگذاريد سنش برود بالاتر! فعلا نام همان "س ت" و "ف م" را بياوريد و او را فقط يكي از بهترينها بناميد!
او بايد همچنان با قدرت تمام به پيش برود و بجنگد تا ساير قله هاي افتخار را نيز فتح كند. از "استثنايي" چون او، كمتر از اين نيز توقع نمي رود و توقع كمتر از اين، ظلم به خودش و استعدادها و تواناييهايش است...

گلشيفته فراهاني بر روي فرش قرمز، سه مصاحبه انجام داد و اگر يادتان باشد، ما دو تا از اين مصاحبه ها را در اختيارتان قرار داديم. حال بعد از گذشت مدتها از اين مراسم، ما متوجه اشتباه خودمان در عدم پوشش يكي از آن مصاحبه ها شده ايم(مصاحبه با مجله ي الكترونيكي ) و از آنجا كه به طرز جالب توجهي، آمار دانلود مصاحبه هاي گلشيفته بر روي فرش قرمز همچنان بالاست، لذا تصميم گرفتيم براي كامل كردن آرشيو و همچنين براي دوستاني كه موفق به ديدن اين مصاحبه نشده اند، آن را براي دانلود قرار بدهيم. اين مصاحبه ي از قلم افتاده ي گلشيفته، از قضا بهترين و جذابترين مصاحبه ي او، از مجموعه مصاحبه هايش بر روي فرش قرمز است.... هم به خاطر مصاحبه گر طناز و هم به خاطر سوالات و پاسخ هاي جالب توجه گلشيفته.
اين مصاحبه برخلاف ساير مصاحبه هاي فرش قرمز و همچنين كليپ هاي موجود در اين وب، با فرمت ۳gp آماده نشده است، بلكه با فرمت mp4 آماده شده و كيفيت آن با كيفيت اصلي اش برابري مي كند و از همين رو حجم بالاتري نسبت به كليپ هاي پيشين نيز دارد. در واقع حيف است كه اين مصاحبه را با كيفيت اصلي مشاهده نكنيد.
چند عكس جالب(شكار لحظه هاي ما از اين مصاحبه) را نيز مي توانيد در پايين، قبل از لينك دانلود مصاحبه، مشاهده كنيد. ميميك صورت مصاحبه گر و گلشيفته، در طول مصاحبه، بسيار جالب توجه و خاص است. به نظر مي رسد كه مصاحبه گر از حيث بازي با اندام صورتش، از گلشيفته فراهاني كم نياورده است!
كليپ با لينك مستقيم در اختيارتان گذاشته مي شود(كلیک راست کرده و گزینه save target as را بزنيد). به هر حال عذر ما را به خاطر تاخير زياد در پوشش اين مصاحبه، پذيرا باشيد(مشكل دانلود برطرف شد. در صورت خرابي مجدد لينك، آن را به ما اطلاع دهيد).

برنامه اي تحت عنوان "city talk"، هر بار به سراغ مخاطبان در دم درب سينماي نمايش دهنده ي يك فيلم مي رود و نظر آنان را با سوالات گوناگون در باب آن فيلم جويا مي شود. اين برنامه مدتها قبل به سراغ تعدادي از مخاطبان فيلم مجموعه دروغها رفت و نظرات آنان را درباره اين فيلم جويا شد. ديدن اين مصاحبه ها خالي از لطف نيست.
البته اين نكته را هم بايد متذكر شد كه يقينا گزارشگر اين برنامه از اين موضوع آگاه نبوده كه ستاره نخست اين فيلم، گلشيفته فراهاني بوده و صرف حضور او موجب شده است تا صدها هزار ايراني(آماري بسيار سنگين) در تمام نقاط جهان به ديدن اين فيلم بروند و اگر او نبود، شكست تجاري مجموعه دروغها اوضاع بدتري به خود مي گرفت! نه ديكاپريو و نه كرو هيچ كدام نتوانستند با صرف حضورشان مخاطبان را به ديدن فيلمي سياسي(كه مخاطبان هاليوود سالهاست از آن بيزارند)، مجاب كنند. ولي گلشيفته فراهاني توانست اين كار را بكند. او از حيث هنري هم عملا كوتاه ترين و قدرتمند ترين بازي را در بين ۴ بازيگر اصلي فيلم ارائه داد. فقط زمان ميخواهد تا بيش از پش خود را نشان دهد. البته اينها تمام خود به تصميم گيريهاي او منوط است. به اين موضوع، به زودي مفصل خواهيم پرداخت.
براي دانلود اين كليپ، بر روي لينك زير كليك كنيد(فرمت 3gp و حجم حدود ۵/۴ مگابايت) :

دو فرشته
کلیپی که در پایین برای دانلود قرار داده شده است، گزارش يكي از شبكه هاي فرانسوي است در ارتباط با گلشيفته فراهاني. اين گزارش به تحليل رفتن گلشيفته فراهاني به عنوان اولين بازيگر زن ايراني بر روي فرش قرمز و ابعاد جهاني آن مي پردازد. همچنين در اين گزارش كه ابعاد سياسي و واكنش هاي متاثر از اقدام گلشيفته را بررسي مي كند، به درگيريهاي ميان دولت ايران و آمريكا و تلاش براي حل مشكلات از طريق ديپلماسي اشاره مي كند و سپس عنوان مي دارد كه در اين بين گلشيفته فراهاني با ظاهري بدون حجاب بر روي فرش قرمز قرار مي گيرد. در اين گزارش همچنين صحبتهايي از محمد حقيقت كارگردان فيلم دو فرشته در اين باب موجود است و همچنين صحبتهايي در باب تضاد فرهنگي شديد در ميان مردم ايران. اين كليپ با فرمت 3gp و در حجمي اندك برايتان مهيا شده است.
براي دانلود، بر روي لينك زير كليك كنيد :
![]()
بحث در باب محتوا و درونمايه ي فيلم مجموعه دروغها را بايد با اين پيش زمينه آغاز كرد كه متاسفانه از آنجايي كه روابط ميان ايران و آمريكا سالهاست كه تيره و تار است و 3۰ سال است كه از جانب مسئولان ما، آمريكا شيطان بزرگ و هاليوود ابزار صهيونيزم و دشمن اسلام خوانده مي شود، لذا نمي توان از مسئولان و وابستگانشان و همچنين جيره خواران متصل به آنها توقعي غير از اين داشت كه در باب قالب آثار سياسي هاليوود و از جمله مجموعه دروغها نظري غير از اين داشته باشند.
ريدلي اسكات سازنده ي مجموعه دروغها، جزو كارگردانان مستقل آمريكاييست كه همواره سعي بر واقع نگري در آثارش به چشم ميخورد. اسكات در كارنامه ي خود، اثري چون قلمرو آسمان را دارد كه در آن به جنگ هاي صليبي پرداخته. نكته ي مهم و قابل توجه در اين فيلم آن است كه اسكات در اين فيلم نسبت به يكي از شخصيت هاي مهم تاريخ اسلام يعني صلاح الدين ايوبي، با ديد محترمانه و واقع گرايانه اي نگاه كرده است و در طول فيلم با مسلمانان يك حس همدلي را برقرار مي كند. اسكات همچنين در كارنامه ي خود فيلم سقوط شاهين سياه را نيز دارد. فيلمي كه در آن به حضور نظاميان آمريكايي در سودان و انجام يك عمليات نظامي و درگيري شديد آنها با شبه نظاميان سوداني و تار و مار شدن سربازان آمريكايي مي پردازد و سياست هاي جنگ طلبانه و دخالت گرانه ي كاخ سفيد را به سخره مي گيرد(هر چند در طول فيلم به ستايش سربازان آمريكايي كه فقط براي كشورشان دليرانه مي جنگند، مي نشيند).
با همين دو اثر مي توان ريدلي اسكات را كارگرداني صريح و واقع بين دانست كه نگاهش فارغ از تفكرات و جريانات سياسي حاكم و باورهاي مليتي است.
اسكات در مجموعه دروغها به حضور يك مامور سازمان سيا در عراق و سپس اردن، و تلاشش براي شناسايي يك رهبر گروه تروريستي مي پردازد. همين يك خط خلاصه ي داستان كافي است تا افراطيون و چشم و گوش بسته هاي كشورمان قبل از ديدن فيلم، آن را اثري ضد اسلامي و توهين كننده به مسلمانان و تحريف گر حقايق بدانند!مشكل اين افراد اينجاست كه نمي توانند و يا نمي خواهند كه نگاهي موشكافانه و فارغ از تفكرات سياسي به يك فيلم داشته باشند. آن دست افرادي كه قالبا محتواي مجموعه دروغها را ضد اسلامي مي دانند، تاكيدشان بر سكانس دستگيري راجر توسط تروريست ها، شكنجه اش، خواندن آيات قرآن توسط تروريست ها و نشان دادن يك روحاني به عنوان رهبر گروه تروريستي مي باشد!
براي تحليل اين ادعاها، بايد با فيلم آرام آرام به پيش آمد : فيلم از جايي آغاز مي شود كه راجر در اتاق تاريكي نشسته و در حالي كه ماموران سيا، در حال شكنجه كردن يك فرد(شايد مسلمان) هستند، وي از روي ناراحتي و عذاب وجدان رويش را برگردانده و احساس ناخوشايندي دارد. داستان پس از آن قالبا بدون هيچگونه كنايه و اشارات سياسي اي تنها در پي رهبر گروه تروريستي به پيش مي رود. در اين بين تنها كنايه ي كارگردان، شخصيت هافمن يكي از فرماندهان سازمان سيا و فرمانده راجر است. او كه راجر را به ماموريتي سخت و پر خطر فرستاده، خود در كمال آسايش و آرامش مشغول زندگي اش است. هر بار كه راجر با او تماس مي گيرد، هافمن يا مشغول خوردن و آشاميدن مشاهده مي شود، يا مشغول تفريح با خانواده اش و يا مشغول استراحت. تمام اينها در شرايطيست كه راجر در آن زمانها بدترين خطرات را پشت سر گذاشته و يا پيش رو دارد. اما در جايي ديگر راجر كه براي نجات جان عايشه با تروريستها قرار گذاشته است، اسير هوشمندي آنان مي شود و تروريستها با ايجاد گرد و خاك بسيار توسط اتوموبيل هاي خود، تمامي تكنولوژي پيشرفته آمريكا را از كار مي اندازند و سپس بدون شناسايي شدن خودروي حامل راجر، با چندين اتوموبيل هر كدام از يك مسير حركت مي كنند. پس از اين، واكنش هافمن به اين امر است كه جالب مي نمايد. او كه راجر را ربوده شده مي بيند و ديگر براي نجاتش اميدي ندارد و البته اهميتي نيز نمي دهد، پس از اين واقعه تنها يك كلمه مي گويد متاسفم! در اين بعد از فيلم، مي توان به راحتي كنايات تند ريدلي اسكات را به سازمان هاي سياسي آمريكا از جمله سيا، كه با سخره گرفتن آنها و نشان دادن آنها در قالب افرادي تنبل و تن پرور است، به وضوح مشاهده نمود.
اما در بخشي ديگر، تروريستها راجر را به مخفي گاه خود برده و در اتاقي تاريك توسط رهبرشان كه يك روحاني است، به گفتگو با او مي نشينند. كليدي ترين ديالوگ اين سكانس جاييست كه راجر به فرمانده تروريست ها بيان مي دارد كه خدا نيز از شماها متنفر است كه حتي به مردم و خانواده هاي خودتان نيز رحم نمي كنيد و همه را مي كشيد! اين ديالوگ اشاره ايست مستقيم به تروريست هايي كه با شعار هاي ضد آمريكايي، با بمب گذاري ها و اقدامات تروريستي نه فقط نظاميان آمريكايي، بلكه جمع كثيري از مردم بيگناه را هم به كام مرگ مي فرستند. اما زماني كه تروربستها دو انگشت راجر را خورد مي كنند و سپس او را بر روي تختي مي خوابانند و آماده ي كشتن او به شكلي دلخراش مي شوند، راجر كه كار خود را تمام شده مي داند، ناگهان به ياد جايي مي افتد كه ماموران سيا در حال انجام بدترين شكنجه هاي غير انساني بر روي يكي از مسلمانان بودند. در واقع اين يادآوري ذهني راجر، همان بخشي از سكانس آغازين فيلم است كه كاركرد خود را در اين فصل از فيلم نمايان مي كند. در واقع فيلمساز اين فلاش بك را تمهيدي قرار مي دهد براي بيان اين موضوع كه هر چند اعمال تروريستها دور از انسانيت است، اما شايد آنچه كه عوض دارد، گله ندارد.آمريكاييهايي كه خود اينگونه اعمال را در دستور كار دارند، چطور تروريستها را بابت اين رفتار ملامت مي كنند؟
در انتهاي فيلم كه يكي ديگر از بخش هاي مملو از كنايات سياسي است، راجر كه به تازگي پس از نجات از دست تروريستها(توسط هاني سلام) از بيمارستان مرخص شده، رو در روي فرمانده ي خود هافمن نشسته است. هافمن كه هيچگونه شرمساري اي بابت عدم نجات دادن او ندارد، با رويي گشاده به راجر مي گويد كه ماموريت تو پايان يافته و حال بايد به آمريكا برگردي. اما راجر در پاسخ به او مي گويد : من تصميم دارم در اينجا بمانم. احساس مي كنم عاشق خاورميانه شده ام. هافمن كه از حرف راجر شوكه شده است، ناگهان مي خندد و سپس به او مي گويد مزخرف نگو. كسي خاورميانه را دوست ندارد. هر وقت دروغ مي گويي، متوجه مي شوم. سپس راجر به او مي گويد : فكر مي كنم مشكل ما هم همين است! در واقع فيلمساز با تندي از زبان راجر بيان مي دارد كه مشكل ما آن است كه سعي نمي كنيم خاورميانه را دوست داشته باشيم و با ديد جنگ به آن نگاه نكنيم و به خودمان و دنيا دروغ نگوييم. و اين يكي از همان مجموعه دروغهايي است كه بر روي نام فيلم قرار گرفته.
وقتي راجر از مقابل هافمن بلند مي شود و به سمت درب خروجي مي رود، هافمن به او مي گويد، اگر از درب بيرون بروي، به آمريكا پشت كرده اي. اما راجر در جواب به او مي گويد سعي نكن خودت را كل آمريكا كني! در واقع اين كنايه ي تند ديگر فيلمساز به سردرمداران آمريكاييست كه تحت عنوان آمريكا و از جانب كل آمريكا اهداف قالبا شرورانه ي خود را در جهان پياده مي كنند. فيلمساز كنايه اي دارد به اكثر سياستمداران كه خود را كل كشورشان و خواسته هايشان را خواسته هاي كل مردم مي دانند و مخالفت با آن را مخالفت با كل مردم كشورشان! اين شايد بزرگترين تطبيقش با اوضاع آشفته ي كنوني ايران باشد.
اما جالب ترين بخش فيلم، نگاه تيزبينانه ي كارگردان و فيلمنامه نويس اثر به برخي حقايق موجود ميان مسلمانان است. عايشه يك دختر مسلمان شيعه، زماني كه با راجر مواجه مي شود، در ابتدا همچون ديگر مريضان غريبه، با او رفتاري سنگين و خشك دارد. اما بعد از توجهات زياد راجر و آشناييش با او، به مرور صميمت خاصي با او پيدا مي كند و به زعم خودش حكم دو دوست را پيدا مي كنند. عايشه مي گويد معاشرت با يك دختر مسلمان در يك جامعه ي مسلمان ضوابط خاصي دارد، ضوابطي كه مردم ديگر اديان بايد به آن آگاه شوند. در آخرين سكانس تقابل راجر و عايشه، پس از آنكه راجر براي آشنايي بيشتر با عايشه و خانواده اش به منزل او مي آيد، پس از پايان ديدار، در اطراف منزل عايشه با او صحبت مي كند. راجر دستانش را براي خداحافظي و دست دادن با عايشه به طرف او دراز مي كند، عايشه كه حال ديگر بسيار با راجر صميمي شده و علاقه اي هم به او پيدا كرده، مي خواهد دستانش را بياورد، اما نگراني اش از چشم هاي بسياري كه در اطراف، نظاره گر آنان هستند، مانع از اين امر مي شود و عايشه اين را به راجر نيز با سر تاكيد مي كند. پس از رفتن راجر، عايشه به دور و اطراف خود نگاهي مي انداز و به بخت خود لعنت مي فرستد كه وجود اينهمه چشم مانع دست دادنش با راجر شد! اين شايد بزرگترين نقد ريدلي اسكات بر جامعه ي مسلمانان در اين فيلم باشد. مسلمانان كه در عرفشان باور دارند دو زن و مرد نامحرم نبايد با يكديگر تماس فيزيكي داشته باشند، پس از آشنايي و صميميت، همچين لزومي را حس نمي كنند و در خلوتشان تماس هاي فيزيكي متعدد و متنوعي را تجربه مي كنند! و ما مردم ايران شايد بيشتر از كل مسلمانان جهان اين موضوع و حقيقتش را درك مي كنيم. چرا كه در جامعه امان حجاب امري اجباريست و در پس برده، چيزي تحت عنوان حجاب بين دو زن مرد نامحرم وجود ندارد! در واقع ما ميان يكسري تابوها و هنجارهايي كه خودمان هم قبولشان نداريم، خودمان را بسته ايم و در پيش چشمان يكديگر جرات شكستن آنها را نداريم!
اسكات با همين سكانس كوتاه، هر چند همواره دين اسلام را تحسين برانگيز مي داند، اما در چند ثانيه، نقدي كوبنده و كاملا حساب شده و منطقي بر مسلمانان و روابط ميانشان وارد مي كند و واقعيات پس پرده روابط ميان آنان را به چالش مي كشد!
در انتها اين نكته را بايد متذكر شد كه علت و بهانه اصلي افرادي كه محتواي مجموعه دروغها را ضد اسلامي مي دانند، آن است كه در فيلم، يك روحاني به عنوان رهبر تروريست ها نشان داده شده و تروريستها آيات قرآن را مي خوانند! در واقع تمام اين تفكرات از يك نگاه فاشيستي و افراط گرا نشات مي گيرد. زماني كه شما به طور كل با يك مجموعه به مخالفت بنشينيد(هاليوود) طبيعتا هر بخش و مجموعه ي مرتبط با آن را هم برنمي تابيد و به مخالفت با آن نيز مي نشينيد. عده اي گمان دارند كه تمام فيلمسازان و هنرمندان دنيا و كساني كه فيلمي در هاليوود مي سازند، وابستگان كاخ سفيد هستند و از طرف آنها دستور يافته اند تا فلان فيلمنامه را با فلان شرايط كار كنند! در حالي كه حقيقت چيز ديگريست و در هاليوود بيشتر از آنكه فيلم سفارسي وجود داشته باشد، فيلم هاي مستقلي موجودند كه فقط از ذهن كارگردان نشات مي گيرند، حال شايد ما با آن مخالف باشيم و يا موافق! اسكات در مجموعه دروغها يك رهبر تروريست را در پوشش يك روحاني تصور كرده است. در واقع او آنها را مسلمانان تند رو و از راه به در شده اي مي داند كه اسلام از ابتدا، همواره بيشترين ضربه ها را از همينها خورده و تمامي بدنامي ها، حاصل اعمال آنها بوده.در واقع مشكل آنجاست كه افراد تند رو و چشم و گوش بسته اي كه معتقدند و بهشان ديكته شده تا معتقد باشند هيچ مسلمان خطا كاري در دنيا وجود ندارد و تمامي تروريستها عده اي خود فروخته هستند كه از جانب آمريكا استخدام شده اند تا سالي 2 هزار سرباز آمريكايي و چند هزار مردم بيگناه در جهان را بكشند، باور دارند كه هيچ مسلمان تروريستي در دنيا وجود ندارد و از اين رو فيلم مجموعه دروغها به مسلمانان توهين كرده است!جداي آنكه اين صحبتها به طنز شباهت دارد، بايد اين نكته را هم بيان داشت كه جداي از حقايق، فيلمسازان مستقل در سينماي آزادي چون هاليوود آزادند تا هر آنچه كه در باور دارند به تصوير بكشند. همانطور كه اسكات در فيلم بدترين كنايات سياسي را به مسئولين و سردمداران آمريكا مي اندازد و كسي هم از اين امر ناراحت نمي شود، او از دريچه ي نگاه خودش هم نقدهايي را بر مسلمانان وارد مي كند، كه اما از اينطرف، تندروهاي ما در مضحك ترين حالت ممكن عصيان مي كنند!
شاهد بوده ام كه فردي مي گفت محتواي فيلم بر ضد اسلام است. وقتي از او علت را پرسيدم، در پاسخ بيان داشت كه تروريستها هنگام اقدام براي قتل راجر، آيات قرآن را مي خوانند!! مسئله اينجاست كه ريدلي اسكات بايد چكار كند؟ آيا اين چيزي جز حقيقت است؟ آيا بارها شاهد پخش كليپهايي كه در آن مسلمانان با اتهاماتي نظير كافر بودن و با خواندن آيات قرآن و فيلمبرداري كردن از صحنه، فرد مورد نظر را به بدترين حالت ممكن به قتل مي رسانند نبوده ايم؟ اينكه اسكات همين حقيقت موجود را در فيلمش به تصوير كشيده، مي تواند توهين لقب بگيرد؟ از طنز روزگار است كه به دليل شعارهاي پي در پي بر ضد آمريكا در كشور و تلقين يك مشت دروغ هاي افراطي و تحريف حقايق توسط اينان، جوانان ما به جاي نقد و بررسي تك تك كلمات و سكانس هاي موجود در فيلم، مي آيند و به دليل وجود يك روحاني و يا خوانده شدن چند آيه قرآن، در سطحي ترين و دم دستي ترين و مضحك ترين حالت ممكن، آن را علت ضد اسلامي بودن فيلم مي دانند!
به هر حال مجموعه دروغها در ادامه ي فيلمهاي قلمرو آسمان و سقوط شاهين سياه، فيلم ديگري از اسكات است كه در آن نگاهي منصفانه و واقع گرايانه و بدون جانبداري به حقايق موجود شده است و براي هيچ كشور، مذهب و طرز تفكري برداشت سياسي خاصي نشده است.شايد احترام برانگيز بودن اسكات براي ما، پس از ساخت مجموعه دروغها بيشتر از پيش نيز شده باشد.اسكات استاد شريف و توانا و خوش ذوقيست كه آثارش همواره جداي خوش ساختي و ساختار خوب، از حيث محتوا نيز، از محتواي سالم و ارزشمندي برخوردارند و مورد تاييد اكثر مليت ها و مذهبها هستند. مجموعه دروغها هر چند جزو چند فيلم برتر ريدلي اسكات نيست، ولي مي تواند عنوان اثري خوب و قابل توجه و منصفانه را با خود يدك بكشد.
شما نيز نظرتان را درباره محتواي سياسي مجموعه دروغها بگوييد.

نقاب زيبا(؟؟) - داريوش مهرجويي
ماه ها قبل پس از آنكه به ظاهر قرار بود سنتوري به نمايش عمومي دربيايد، داريوش مهرجويي با انرژي مضاعفي كه از اين باب كسب كرده بود، تصميم گرفت تا پروژه جديد خود را در ژانر جنگي با نام "نقاب زيبا" جلوي دوربين ببرد. او آنقدر از همكاري با بهرام رادان و به خصوص گلشيفته فراهاني راضي و خوشنود بود كه اعلام داشت اين دو نفر در نقاب زيبا نيز نقش هاي اصلي را بر عهده خواهند داشت. پس از اتفاقاتي كه براي سنتوري افتاد و مهرجويي مورد اذيت و آزارها و هتاكي هاي بسياري قرار گرفت، ساخت اثر جديدش را به حالت تعليق درآورد و پس از آن پروانه ساخت نقاب زيبا نيز تاريخش به اتمام رسيد و مهرجويي اعلام كرد كه از ساخت آن منصرف شده است.از عوامل پشت صحنه، حضور سعید سعدی - تهیه کننده با سابقه سینما - قطعی شده بود و لوکیشن های فیلم در شهرک دفاع مقدس و شهرستان مراغه است. این فیلم قرار بر این بوده و هست با کمک های دولتی و تسهیلات فارابی ساخته شود.
حال اينروزها قرار است مهرجويي كار ساخت اپيزودش در مستند تهران را آغاز كند و شنيده ها حاكي از آن است كه او قصد دارد پس از ساخت اين اپيزود، فيلم جديدش را جلوي دوربين ببرد. شنيده ها همچنين حاكي از اينند كه فيلم جديد مهرجويي در ژانر دفاع مقدس خواهد بود و اين، احتمال تصميم مهرجويي مبني بر ساخت "نقاب زيبا" را مجددا تقويت مي كند. به هر حال گلشيفته فراهاني فعلا در ايران نيست و هر چند ابراز تمايل به بازگشت كرده، ولي با توجه به همان توضيحاتي كه در يادداشت هاي اخير داده شد، زمان دقيق بازگشت او مشخص نيست. زمان ساخته شدن فيلم جديد مهرجويي نيز دقيقا مشخص نيست. اما با توجه به علاقه اي كه مهرجويي به گلشيفته فراهاني و بازي او دارد و خواهان تداوم همكاري با اوست، يقينا در پروژه ي آتي مهرجويي و به خصوص اگر نقاب زيبا باشد، گلشيفته گزينه ي نخست براي ايفاي نقش اول زن آن فيلم خواهد بود. اينكه اين همكاري شكل بگيرد يا نه، به اين بستگي دارد كه مهرجويي فيلمش را چه زماني بسازد و گلشيفته چه زماني به كشور بازگردد. به هر حال داريوش مهرجويي جزو معدود كارگرداناني است كه اين وب نيز از حضور گلشيفته در آثار او حمايت مي كند و علاقمند به همكاري با داريوش مهرجويي است. اگر فيلم مهرجويي ساخته شود و گلشيفته بنا به دلايلي نتواند در آن حضور يابد، مي تواند بسيار ناراحت كننده باشد. تجربه ي خوش دو شاهكار درخت گلابي و سنتوري و كاراكترهاي ماندگار "ميم" و "هانيه" فراموش ناشدني است. بايد منتظر آينده بود.
آخرین صحبتی که داریوش مهرجویی درباره این فیلم کرد، بدین ترتیب بود :
جذابترين چيزي که در داستان «نقاب زيبا» برايم وجود دارد، جذابيت ذاتي موضوع و شخصيت پردازي خوب آن است. داريوش مهرجويي با اشاره به رويکردش به سينماي دفاع مقدس در فيلم تازه خود، گفت: مهم ترين نکته اي که در «نقاب زيبا» وجود دارد اين است که در قصه، جنگ تمام شده و تمام اين داستان، بعد از پايان جنگ اتفاق مي افتد و بيش از هر چيز، «نقاب زيبا» برپايه يک داستان دراماتيک به پيش مي رود. وي در مورد چگونگي توليد فيلم و تاخيري که در آن اتفاق افتاده، افزود: متاسفانه فيلم سازي هزينه هاي زيادي دارد و به علت شرايط بد سينماي ايران، اکثر تهيه کننده ها با وجود خرجي که مي کنند، ورشکست مي شوند. ما هم به دنبال سرمايه گذاري براي ساخت «نقاب زيبا» مي گرديم و در صورت پيدا شدن سرمايه گذار، کار را به سرعت شروع خواهيم کرد. مهرجويي در مورد فصل مناسب براي شروع ساخت «نقاب زيبا» گفت: در هر فصلي مي توانيم ساخت «نقاب زيبا» را شروع کنيم اما به نظر من، بهترين فصل براي ساخت اين فيلم، فصل زمستان است و اميدوارم در زمستان اين کار را بسازم. مهرجويي همچنين در مورد بازيگران احتمالي «نقاب زيبا» گفت: با بهرام رادان و گلشيفته فراهاني براي اين فيلم صحبت کرده ام که هر دو نفر هم علاقه زيادي به بازي در اين فيلم داشته اند و من هم سعي مي کنم با همين دو نفر فيلم را بسازم.
خلاصه فیلم:
این بار داستان وصل محبوب است و کلیه داستان بر همین مبنا قرار دارد. داستان درباره اسیری است که مدتی بعد از جنگ آزاد شده اما صورتش را کاملا بر اثر سوختن از دست داده و نمی تواند با همسرش روبرو شود. در این بین فلاش بک هایی به دوران جنگ وجود دارد.
آناهيتا - عزيزالله حميد نژاد
عزيز الله حميد نژاد پس از تجربه بسيار موفق اشك سرما، گهگاهي از علاقه اش براي همكاري هاي مجدد با گلشيفته فراهاني سخن مي گفت. گلشيفته نيز همواره عزيزالله حميد نژاد و اشك سرما را اتفاق مهم و تاثير گذاري در زندگي هنري اش مي دانست و از علاقه بسيارش به عزيزالله حميد نژاد مي گفت و حتي در يك برنامه ي تلويزيوني نيز به شوخي بيان داشت كه حاضر است در فيلم عزيزالله حميد نژاد، نقش درخت را هم بازي كند!
چند ماهي است كه خبر ساخت فيلم "آناهيتا" با موضوعي علمي منتشر شده است و از همان ابتدا نام گلشيفته به عنوان يكي از كانديداهاي اصلي ايفاي يكي از نقش هاي اصلي فيلم بيان شد. تقريبا همه چيز آماده ي حضور گلشيفته در اثر حميد نژاد بود و حتي در مقطعي نيز اخباري مبني بر حضور قطعي گلشيفته در اين فيلم منتشر گشت، ولي اين رويدادها مصادف شد با انتشار خبر حضور گلشيفته در فيلم مجموعه دروغها و اتفاقات و حواشي بسيار پس از آن!
حميد نژاد اين روزها به دلايلي كه بازنويسي فيلمنامه و... عنوان مي شوند، آغاز فيلمبرداري را چند ماهي به عقب انداخته و زمان دقيق آغاز آن مشخص نيست. به هر حال كسي نيست كه نداند حميد نژاد در دلش خواهان همكاري مجدد با گلشيفته در اين فيلم است. اما همچون پروژه ي داريوش مهرجويي، همه چيز به زمان آغاز توليد اين فيلم و زمان بازگشت گلشيفته به ايران منوط است. عزيزالله حميد نژاد يكي ديگر از همان كارگردانان معدود است كه ما از حضور گلشيفته در آثار وي نيز استقبال مي كنيم. تجربه ي خوش فيلم قدرتمندي چون اشك سرما و كاراكتر نازنين "روناك"، هيچ گاه فراموش نخواهد شد.فارابی حمایت مالی از این فیلم را بر عهده گرفته، اما به این زودی ها بعید است كه این فیلم کلید بخورد. عزیز الله حمید نژاد به جز گلشيفته فراهاني، از بازيگران ديگري مانند: بهرام رادان، محمدرضا گلزار، محمدرضا فروتن، بابك حميديان، ليلا حاتمي، باران كوثري و النازشاكردوست، به عنوان كانديداهاي حضور در این فیلم نام برده، که حضور بهرام رادان به علت همکاری با پروژه محمد بزرگ نیا منتفی شده است.
خلاصه فیلم
فیلم درباره یک گروه تحقیقات علمی است و مشکلاتی که برای این گروه ایجاد می شود.
سفر به تاريكي - بهمن فرمان آرا
چند سالي است كه بهمن فرمان آرا قصد دارد فيلم "سفر به تاريكي" را جلوي دوربين ببرد. فيلمي كه داستانش در فرانسه مي گذرد و از زماني كه خبر ساخت اين پروژه اعلام شد، تنها بازيگري كه چند بار نامش براي ايفاي نقش اصلي فيلم عنوان شد، گلشيفته فراهاني بود. كه البته اين خبر به دليل به سرانجام نرسيدن مراحل پيش توليد و آغاز فيلمبرداري، هيچ گاه رسمي نشد. ولي به هر حال احتمال دارد كه فرمان آرا همانطور كه بيان داشته، سفر به تاريكي را به عنوان اثر جديدش به جلوي دوربين ببرد.
علي رغم اينكه بهمن فرمان آرا كارگردان بزرگ و توانايي است، ولي به دليل سبك خاص و حال و هواي فيلمهايش و همچنين درگير بودن هميشگي اش با وزارت ارشاد، ما چندان از حضور گلشيفته در ساخته ي وي به اندازه ي كارگردانان پيشين، استقبال نمي كنيم. اما به هر حال آنهم مي تواند مغتنم و ارزشمند باشد.علاوه بر بازیگر زن که ایرانی است، حضور رضا کیانیان هم به عنوان یک نقش مکمل قطعی است و باقی بازیگران ایرانی نیستند. لوکیشن اصلی فیلم در شهر برلین آلمان است و به گفته فرمان آرا در فصل پاییز باید ساخته شود. همچنین فرمان آرا قصد دارد در این فیلم از یک مدیر فیلمبرداری ایرانی استفاده کند.
خلاصه فیلم
اين فيلم داستان دختري است كه با يك چمدان پر از ترشي و سبزي به فرودگاه برلين وارد ميشود تا به شوهرش كه آنجا مشغول تحصيل است ملحق شود، اما شوهرش دنبالش نميآيد، و اين آغاز «سفر به تاريكي» است.
سریال سرزمین کهن - كمال تبريزي
هر چند گلشيفته فراهاني بارها عنوان داشته كه از فيلم هميشه پاي... چندان راضي نيست، ولي كمال تبريزي از آن فيلم و همكاري اش با گلشيفته به شدت راضي است و حتي در يادداشتي كه چندي قبل براي يكي از سايتها نوشت، به تمجيد از گلشيفته فراهاني و بيان خاطرات خوش همكاري با او نشست. پس از انتشار خبر حضور گلشيفته فراهاني در مجموعه دروغها و شايعات مبني بر ۱ سال ممنوع الكاري اش در سينما، اخباري منتشر گشت مبني بر آنكه كمال تبريزي براي سريال جديدش با نام كاسه هاي سفالين(اسم آن زمانش)، قرار است از گلشيفته استفاده كند و گلشيفته نيز به دليل ۱ سال دوري از سينما، تصميم دارد برخلاف ميلش مبني بر عدم حضور در تلويزيون، بازي در آن را قبول كند. در حالي كه همه چيز براي حضور گلشيفته در سريال تاريخي كمال تبريزي مهيا به نظر مي رسيد، خروج گلشيفته از ايران و حضورش بر روي فرش قرمز و حواشي بعدي، اين همكاري را كاملا منتفي نمود. تا جايي كه چندي قبل بيان شد كه ميترا حجار براي بازي در نقش زن اصلي سريال تبريزي قرار داد بسته و جايگزين گلشيفته فراهاني شده است. حال اينكه چطور مي شود كه ميترا حجار، تمامي كارهاي اخير گلشيفته فراهاني را انجام مي دهد و به راحتي به ايران باز مي گردد و همچون آب خوردن قرارداد بازي در يك سريال را هم مي بندد و كسي هم كاري به كارش ندارد، بحثي جداست! به نظر مي آيد كه علت اين امر، تنها همين است كه گلشيفته فراهاني، گلشيفته فراهاني است و ميترا حجار هم ميترا حجار!
هر چند نويسنده ي سريال سرزمين كهن - علیرضا طالب زاده - سابقه ي نوشتن سريال قدرتمندي چون دوران سركشي(كمال تبريزي) و صاحبدلان را دارد و با توجه به فيلمنامه ي قوي و بودجه ي بالا و حضور تيمي حرفه اي، سريال سرزمين كهن مي تواند اثر درخور توجه و قدرتمندي باشد، ولي به دلايلي چندان موافق حضور گلشيفته در تلويزيون نيستيم. يك سريال تلويزيوني(به خصوص اگر با شكست همراه باشد) مي تواند تاثيرات بدي بر روي بازيگران قدر سينما بگذارد و البته از جنبه هاي ديگري نيز چندان خوب نيست! این فیلم ۱۶۰ بازیگر اصلی و فرعی دارد و از پروژه های الف ویژه صدا و سیما به شمار مي رود و پیش تولید هشت ماهه خود را طی می کند. داستان فیلم از شهریور ۱۳۲۰ آغاز و تا قبل از انقلاب ادامه دارد.
اينها تنها آثاري بودند كه گلشيفته فراهاني قبل از خروجش از ايران، خبرهاي حضورش در آنها منتشر گشته بود. فيلم هايي كه گلشيفته قرار بود بازي كند، ممكن بود بازي كند و شايد بازي كند! به هر حال به جز پروژه ي سرزمين كهن، چگونگي و زمان ساخت آن پروژه هاي ديگر مشخص نيست و آينده ي گلشيفته و زمان بازگشتش نيز مشخص نيست. پس حضور يا عدم حضورش در آن پروژه ها نيز مشخص نيست.