تبليغاتX
گروه طرفداران گلشیفته فراهانی
.
.
color=#000000>     این مورد را جدی بگیرید!     گفتگوی اصغر فرهادی با ایسنا      تغییر 180 درجه ای یک رویکرد     محمود اربابی و محمدرضا جعفری جلوه : درباره الی خردادماه اکران می شود      ماجرای یک هوچی گر...      ستایش دیوید بوردول از درباره الی ؛ درباره الی شایسته ی یک پخش جهانی فوری است      پرونده درباره الی در صنعت سینما     
دوشنبه هجدهم آذر 1387
پرونده ی بیست و هفتمین جشنواره فیلم فجر

دسته ی فیلمهای عالی ؛

۱- درباره الی

سپیده در پیش چشمان گروه گویا مقصر است. سپیده عذاب می کشد. می گویند الی غرق شده، پس خود را مجنون وار برای یافتن الی به دریا می زند. دست خالی از دریا باز می گردد و به جان ماموران پلیس و آتش نشانی و غریق نجات می افتد. فشار عصبی بر رویش زیاد است و همچون دیوانگان، در و دیوار را نگاه می کند و هق هق می کند. صبحش از خواب می پرد و می گوید اگر الی غرق شده بود، حتما جنازه اش تا الان پیدا شده بود. پس زنده است! سپیده می خواهد خود را از عذاب وجدان نجات دهد. آخر اوست که الی را به این جمع دعوت کرده تا احمد را برای ازدواج با او آشنا کند. سپیده احساس می کند که دختر مردم را به کشتن داده. خسته است، پشتش خم شده، همسرش فشار روانی دیگری بر روی اوست و حتی او را می زند و همه تقصیرها را بر گردن او می اندازد، سرمای شدیدی خورده و گلویش درد می کند، زیر چشمانش همچون تالاسمی ها شده، نگاه دیگران را تاب ندارد... (ادامه)

دسته ی فیلمهای خوب ؛

۱- بی پولی

درباره بی پولی حمید نعمت الله، نمی توان چیزی گفت جز اینکه یکی از بهترین کمدی های دهه ۸۰ سینمای ایران است. اثر نه جوک گویی می کند و نه لودگی. نه طبق فرمول طنزهای نود شبی اینروزهای سینما پیش می رود و نه به دام شوخی های سخیف می افتد. نعمت الله و فیلمنامه نویسش کارشان را با "طنز" به پیش می برند و با خلق شوخی های بامزه و ناب از بحران اقتصادی یک خانواده(و خانواده های ایرانی)، خنده های شیرین بسیاری از مخاطبانشان می گیرند... (ادامه)

۲- زادبوم

زادبوم ابوالحسن داوودی، فیلمی به شدت خوش ساخت، منسجم و شیک است. فیلمی که علی رغم آنکه در ۳ کشور مختلف، با ۳ گروه مختلف تصویربرداری شده، ولی ابدا یکدستی اش را از دست نداده. داوودی نیز روند فیلم به فیلم بهتر شدنش را حفظ نموده. شاید زادبوم از حیث فیلمنامه، برای او یک گام رو به جلو در مقایسه با تقاطع محسوب نشود، ولی از حیث کارگردانی و کلیت اثر، یک گام رو به جلو محسوب می شود. کارگردانی داوودی در تک تک سکانسهای فیلم، به شدت حساب شده و دقیق است و نشان از پختگی و ذهن خلاق کارگردان پشت دوربین می دهد. مهمترین نکته و ویژگی زادبوم، مضمون و نکته های تازه و قابل تامل نهفته در آن است. ماجرای گسست میان نسل ها و سرگشتگی اعضای یک خانواده و دوریشان از هم و پرت شدن هر کدامشان به یک نقطه از این کره ی خاکی، و آن ماجرای لاک پشت هایی که ۳۰ سال بعد از به دنیا آمدن، برای تخم گذاری به محل تولدشان باز می گردند و پیوند خوردن این دو با یکدیگر، شکل روایت تازه ای از گسست میان نسل ها و خانواده های ایرانی را نشان می دهد که تاکنون نظیر نداشته... (ادامه)

دسته ی فیلمهای نسبتا خوب ؛

۱- پستچی سه بار در نمی زند

حیرت انگیز است که برخی از دوستان، بحث های روشنفکرانه ی قیاس "درباره الی" اصغر فرهادی با "ماجرا" ی آنتونیونی را پیش کشیده اند و غافلند از اینکه حسن فتحی عزیز و محترم، فیلم جدیدش را بر اساس کپی مو به مو با فیلم "شب مردگان" تولید کشور نیوزیلند ساخته است. داستان شب مردگان از این قرار است که دو دوست که برای سفر به جایی می خواهند برود، شبانگاه به طور تصادفی وارد روستایی می شوند که همه چیزش عجیب است. در ادامه آنها متوجه می شوند که این روستا طلسم شده و هر شب وقایع مدتها قبل(بیشتر کشتار) در آن تکرار می شود و انسانهای جدیدی که وارد آن روستا شوند، می توانند در وقایع آن شب که دارد برای چند صدمین بار تکرار می شود، دخالت کنند و اتفاقات آن شب را عوض کنند... (ادامه)

دسته ی فیلمهای متوسط ؛

۱- عیار ۱۴

عیار ۱۴ اثریست متوسط و بی رمق که اصلا داستانش کشش یک فیلم بلند را ندارد و با نشان دادن تصاویر بی ربط و مکرر از کاراکتر محمدرضا فروتن و سر و کله زدن با مشتریانش در جواهرسازی، قصد دارد فیلم را به زمان یک فیلم بلند برساند، که در انتها نیز می رساند و می شود ۸۰ دقیقه! فیلم مملو است از گاف های عمیق تکنیکی و فیلمنامه ای و در بعضی سکانسها، تصاویر از حیث بصری، "جا مانده از زمان" به نظر می رسند. فیلمساز برای درآوردن حس تعلیق، انواع و اقسام حوادث و اتفاقات تصادفی را در یک زمان کوتاه قرار می دهد و جالب است که باز هم به تعلیق نمی رسد... (ادامه)

۲- وقتی همه خوابیم

نوشتن از وقتی همه خوابیم و تجربه ی وحشتناک دیدنش، بسیار زجر آور است. اینکه یکی از اساتید بزرگ این سینما، پس از ۸ سال، با یک فیلم مریض و بی ربط به سینما بازگردد، بسیار ناراحت کننده است. به حواشی اخیر و اینکه آیا بیضایی تحت تاثیر از مشکلات اخیرش این فیلم را ساخته و ماجرای اعتباریان و اشتهاریان و... کاری نداریم و اصلا مهم هم نیست. تنها به خود اثر، بدون پیش زمینه نگاه می کنیم. اینکه استاد خود را در حدی پایین برده که با اغراق های وحشتناک و لوس، می آید به بازیگرانی همچون  محمدرضا گلزار تیکه می اندازد و آنقدر سطحی و پیش پا افتاده می گوید که ببینید تهیه کنندگان چه ها که نمی کنند و به همین دلایل، مژده شمسایی ها خانه نشین شده اند و زحمت کشان و تحصیل کرده های تئاتر در سینما جایی ندارند و امثال گلزار و حسام نواب صفوی و شقایق فراهانی سالی چندین فیلم بازی می کنند، زجر آور است... (ادامه)

۳- شبانه روز

شبانه روز از آن دست فیلمهاییست که قصد دارد با بهره گیری از المانهایی "به ظاهر" جذاب و متفاوت، مخاطبان خود را جذب کند. اثر کلا درباره ی چیز خاصی نیست. مجموعه تصاویری همینطوری در مقابل دیدگان مخاطب قرار می گیرند و گویا دارند از ماجراهای عاشقانه می گویند و کلیپ های عاشقانه ای را در دید عموم می گذارند! فیلمسازها قصد دارند تا با تدوینی بریده بریده و فیلمبرداری ای لرزان و بازیگوشی های فرمی، به اصطلاح ساختار شکنی کنند و اثر خود را متفاوت و کلاسیک نشان بدهند. ولی مشکل اینجاست که شبانه روز با آنهمه خیل عظیم و عجیب و غریب بازیگران سرشناس، داستان و حتی داستانکی نیز ندارد که تعریف بکند و در این حالت است که شلنگ تخته انداختن فیلمسازان، به چشم نمی آید... (ادامه)

۴- بیست

شاید باید انگیزه عبدالرضا کاهانی را از ساخت فیلم بیست، به طور جدی پرسید. بیست با داستانی به شدت درگیر کلیشه، بدون هیچ ایده و خلاقیت و ظرافتی، به پیش می رود و جالب اینجاست که اصلا داستانی برای روایت وجود ندارد و کل اثر در حد یک فیلم کوتاه ۲۰ دقیقه ای می تواند جمع و جور شود. تدوینگر بینوا نیز وقتی با چنین اثری که از داستانی بی مایه و بی جان و رمق رنج می برد و برای رسیدن به تایم یک فیلم بلند، مجبور است بازیگران را همینطوری الکی به حال خود رها کند تا برای خود اینطرف و آنطرف بچرخند و فیلم را پر کنند، رو به رو می شود، طبیعی است که نمی تواند کار شق القمری بکند و ریتم چنین اثر بدون داستان و بی مایه ای را بالا ببرد... (ادامه)

۵- هر شب تنهایی

ذره ای نباید شک و تردید کرد که هر شب تنهایی، اساسا فیلمنامه ای ندارد. فیلم بر اساس یک طرح و ایده به جلو می رود و برای رسیدن تایم فیلم به زمان استاندارد یک فیلم بلند، لیلا حاتمی(عطیه) را در حرم امام رضا(ع) رها کرده اند و با یک دوربین به دنبالش افتاده اند و بدون هیچ هدف و ایده ی خاصی، صرفا همچون مستندهای در باب حرم امام رضا، همینطور فقط از او فیلم می گیرند و سکانس ها بدون اینکه کارکرد محتوایی و دراماتیکی ای در کلیت اثر داشته باشند، همینطوری می آیند و می روند... (ادامه)

دسته ی فیلمهای ضعیف ؛

۱- موش

زمانی که نام فیلم موش در بخش مسابقه سینمای ایران اعلام شد، بسیاری متعجب شدند و حتی گمان کردند که شاید کارگردان "اگه میتونی منو بگیر" واقعا پیشرفت بزرگی در کارش کرده است. اما پس از تماشای فیلم، علت حضور این فیلم در بخش مسابقه را متوجه می شویم. فیلم می خواهد به ما بگوید که تمامی تروریستهای در عراق، اجیر شده ی خود آمریکا هستند که می خواهد مسلمانان را در جهان بدنام کرده و آنها را متهم به تروریست بودن کند. عجب! خب مشخص است که فیلمی با این موضوع، فارغ از کیفیتش به بخش مسابقه راه میابد... (ادامه)

۲- زمانی برای دوست داشتن

فیلم چیز خاصی  برای نوشتن در خود ندارد. یک فیلم کانونی - تربیتی که می خواهد بگوید بین فرزندان معلول و سالمتان فرق نگذارید و آنها حتی استعدادهایشان از بچه های سالم نیز بیشتر است. تک تک سکانس های فیلم مملو از شعارهای نخ نمای اخلاقی و کلیشه های رایج اینگونه فیلمهاست. فیلم اساسا حرفی برای گفتن ندارد. در این بین تنها نمی توان از بازی علی شادمان، این پسرک عجیب و غریب با استعداد سینمای ایران، در این فیلم گذشت. علی شادمان را با بازی عالیش در مقابل گلشیفته فراهانی در میم مثل مادر از یاد نبرده ایم. حالا او در "زمانی برای دوست داشتن"، نقش یک معلول را بازی کرده که مدام صورت و دستان و پاهایش باید حالت معلولیت را از خود نشان بدهند... (ادامه)

۳- حیران

در سالهای اخیر، کمتر فیلمی را همچون حیران دیده ایم که انقدر "تکراری" باشد. آغاز فیلم و نحوه شکل گیری عشق میان آن دختر و جوانک افغانی با نام حیران، بیش از حد هندی و سست و غیر قابل باور است. این سوال تا انتها نیز مخاطب را رها نمی کند که به راستی آن دختر، از چه چیز این جوانک افغانی که هیچ چیزی ندارد، خوشش آمده؟ صرفا همان یک نگاه در اتوبوس؟! فیلم بر پایه عشق های هندی و بی مایه آغاز می شود و در انتها نیز سعی می کند با نگاهی واقع گرایانه به پایان برسد. که البته از حیث داستان، در این زمینه تا حدودی موفق می شود... (ادامه)

۴- سوپر استار

سوپراستار، آخرین ساخته تهمینه میلانی، اثری به شدت شیک، سطحی، اغراق شده و ضعیف است. البته شیک بودن فیلم، صرفا به خاطر طراحی صحنه و لباس فیلم است! سوپراستار، با آغازبندی به طرز غافلگیر کننده ای ضعیف و مضحکی شروع می شود و سپس به طرز غافلگیر کننده تری، بی ربط به پایان می رسد! فیلم از یک آغاز هذیانگونه، که به طرز عجیبی اغراق آمیز و تصنعی است برخوردار می باشد(و این سوال را در ذهن مخاطبان ایجاد می کند که آیا به راستی، تهمینه میلانی از خود این سینماست؟!) و در انتها نیز مثلا معناگرا به پایان می رسد... (ادامه)

دسته ی فیلمهای ماقبل نقد ؛

۱- میزاک

تصاویر نشان داده شده در فیلم، به گونه ای است که مخاطب را در این فکر فرو می برد که بعید است فیلمساز اصلا میزانسن داده باشد و صحنه را دکوپاژ کرده باشد. گویا بازیگران دور هم جمع شده اند و تورج منصوری هم خودش تند تند تصویر گرفته! لیالستانی در این فیلم، تیمارستانی از مجانین عجیب الخلقه خلق کرده است که دور هم نشسته اند و مخاطبان را به تمسخر می گیرند. دیالوگ کلیدی فیلم از زبان فاطمه معتمد آریا بیرون می آید که می گوید: "آقا جان مرغ دزدی نکنید، همدیگرو اذیت نکنید تا بچه تی تی جان به دنیا بیاد"... (ادامه)

۲- اخراجی ها ۲

اخراجی های ۲، از هر منظری چند گام از اخراجی های ۱ نیز عقبتر است. فیلمنامه ی اثر اینبار دوچندان بی منطق و آشفته است و نمی داند کی و کجا داستان بگوید و حرف از میهن و جنگ بزند و کی و کجا جک گویی کند و لودگی درآورد. فیلمنامه به طرز هذیانگونه ای به بهانه یک هواپیما ربایی، خانواده اخراجی ها را به اردوگاه آنها می برد تا چاق سلامتی ای بکنند و در انتها نیز تمام شخصیتهای بدمن اردوگاه متحول می شوند و شروع به خواندن سرود پر افتخار "ای ایران" می کنند و سربازان و افسران عراقی نیز کم مانده رسما بیایند وسط و آنها را همراهی کنند... (ادامه)

آثاری که بالاتر از حد انتظار ظاهر شدند :

؟؟؟

آثاری که در حد انتظار ظاهر شدند :

درباره الی، بی پولی، زادبوم، پستچی سه بار در نمی زند، میزاک، سوپر استار، شبانه روز و...

آثاری که پایین تر از حد انتظار ظاهر شدند :

وقتی همه خوابیم، عیار ۱۴، هر شب تنهایی، بیست.

چهره های برتر جشنواره :

اصغر فرهادی : به خاطر خلق اثری در مقیاس  بهترینهای تاریخ سینمای ایران.

تمامی بازیگران درباره الی، با تاکید بر گلشیفته فراهانی و مریلا زارعی : بابت ارائه بازیهایی یکدست و ملموس و ثبت بهترین بازیهای خود.

مانی حقیقی : به خاطر حضور درخشان و غافلگیر کننده در اولین حضورش در مقابل دوربین.

لیلا حاتمی : به خاطر رهایی از کلیشه ی خود و ارائه یک بازی خوب و متفاوت در قالب نقشی متفاوت.

حمید نعمت الله : به دلیل موفقیتی دوباره، اینبار با فیلمی متفاوت و در نقطه ی مقابل، با ساخته ی قبلی خود(از حیث مضمون و ساختار).

ابوالحسن داوودی : به خاطر رشد عجیب و تسلط بالایش در کارگردانی.